پرستووو

تولد پدرم

آذر۳

 

دیگه بسه

دیگه بسه انتظار

ابر رحمت به سر دنیا ببار

***

دیروز تولد پدرم بود میخواستم یه پست شاد اینجا بزارم

ولی وقتی ناراحتی یکی از دوستای خوبم رودر مورد پدرش

دیدم بی خیال شدم. اما تصمیم داشتم به کسی که قشنگ ترین

تبریک تولد رو به پدرم بگه یه عکس قشنگ هدیه بدم.

هنوزم بر این تصمیم پابرجا هستم. در مورد تکراری بودن

عکسی که براتون میفرستم هیچ مسئولیتی ندارم و فقط هم یک

عکس نیست یعنی هر چند نفر که جمله شون به نظرم قشنگ

باشه پیش من جایزه دارن. دیگه اینکه عکسی که برای یک آدم۵

ساله فرستاده میشه با اونی که برای یک آدم ۳۵ ساله فرستاده میشه

یکی نیست. یعنی که به تناسب گروه سنی هستش. همین…

***

شب تاره

شب تاره شب تار

آسمون خورشید و

بردار و بیار

***

تا این لحظه هیچ خبری از پرهام

گیرنده ی عکس پست قبلی

نشده . شرمنده

به محض

رسیدن ایمیلش

به این پست پیوست میکنم.

ارسال شده با موضوع خاطرات، دوست‌داشتني
۱۷ نظر برای

”تولد پدرم“

  1. در روز آذر ۳م, ۱۳۸۴ و زمان ۲:۱۹ قبل از ظهر داریوش رضوان گفته:

    سلام زیبا بود
    دستت درد نکنه
    من هم آپم اگه سری بزنی ممنون

    [پاسخ به این نظر]

  2. در روز آذر ۳م, ۱۳۸۴ و زمان ۳:۰۳ قبل از ظهر اروند گفته:

    سلام پرستو جان
    به نوبه خودم تولد پدر عزیزت را صمیمانه تبریک می گویم و آرزو می کنم همواره در رابطه ای متقابل از درک بی واسطه یکدیگر لذت ببرید. یادت باشد که یکی از بی منت ترین محبتهای عالم رو می توانی همیشه از مادر و پدر خودت طلب کنی.

    [پاسخ به این نظر]

  3. در روز آذر ۳م, ۱۳۸۴ و زمان ۵:۱۹ قبل از ظهر اروند گفته:

    ممنونم.

    [پاسخ به این نظر]

  4. در روز آذر ۳م, ۱۳۸۴ و زمان ۱۰:۳۱ قبل از ظهر پرنده تنها گفته:

    وقتی عنوان این پستتو دیدم ، اولین چیزی که با خودم گفتم این بود : چه باحال .
    آخه کمتر کسی رو دیدم که بیاد تو بلاگش از تولد پدرش یاد کنه .
    تولد پدرت مبارک

    [پاسخ به این نظر]

  5. در روز آذر ۳م, ۱۳۸۴ و زمان ۱۰:۳۳ قبل از ظهر مامان مریم گفته:

    سلام پرستو جون. من الان دازم چیک چیک عرق می ریزم. از اینکه من تا حالا اینجا نیومدم ولی اسم وبلاگ پسر کوچولوم این کناره. یه عالمه بوس و شرمندگی… از این حرفا گذشته، تولد پدر عزیزتو که معلومه پدر بی نظیری برات بودن که اینقدر حتی به تبریک تولدشون حساسی، بهت تبریک میگم و براشون و برات آروزی روزهایی سرشار از محبت و صمیمیت و سلامت و شادی و موفقیت دارم

    [پاسخ به این نظر]

  6. در روز آذر ۳م, ۱۳۸۴ و زمان ۲:۰۸ بعد از ظهر پویا گفته:

    سلام خاله ی پرهام ببخشید که این مدت گرفتار بودم نیومدم.
    تولد پدرتون رو بهتون تبریک می گم.
    عکس هم خیلی قشنگ بد منو یاد شب یلدا انداخت.

    [پاسخ به این نظر]

  7. در روز آذر ۳م, ۱۳۸۴ و زمان ۲:۱۶ بعد از ظهر مامان امیر مهدی گفته:

    پرستو جان تولد پدرت رو بهت تبریک می گم و امیدوارم سالیاد سال از وجود بی نظیرش بهرمند باشی

    [پاسخ به این نظر]

  8. در روز آذر ۳م, ۱۳۸۴ و زمان ۲:۵۳ بعد از ظهر آدم شاد گفته:

    من آمدم که جایزه ببرم پس شروع می کنم:
    مبارک باشه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه
    خوب قاعدتا من دیگه جایزه را بردم پس خواهش میکنم خاله جان سریعا بهم می کن…!
    خوب دیگه منتظرم

    [پاسخ به این نظر]

  9. در روز آذر ۳م, ۱۳۸۴ و زمان ۳:۲۸ بعد از ظهر تینا گفته:

    سلام عزیزم تبریک.خیلی وقته نمیای اونورا اپ کردم بیا پیشم.منتظرتم

    [پاسخ به این نظر]

  10. در روز آذر ۴م, ۱۳۸۴ و زمان ۳:۴۸ قبل از ظهر Musician گفته:

    سلام.من از blogfa به mihanblog نقل مکان کردم.حتما پیشم بیا.بای

    [پاسخ به این نظر]

  11. در روز آذر ۴م, ۱۳۸۴ و زمان ۵:۵۸ قبل از ظهر پرستوووووووو گفته:

    ·
    سلام به همه ی دوستان خوبم که به اینجا اومدن و به پدرم تولدش رو تبریک گفتند
    گزارش لحظه به لحظه اینه که داداش محترم از شیراز تشریف فرما شدن و اصلا
    هم حاضر نیستن تو اتاق و تخت خودشون بخوابن و میان رو مبل کنار کامپیوتر لالا
    میکنن در نتیجه منم نمیتونم صبح زود یا بهتر بگم نصف شب پاشم و کامپیوترو
    روشن کنم و به وبلاگهای قشنگتون سر بزنم.
    ودیگه اینکه جوابها رو به کمیته ی داوری فرستادم تا سر فرصت بیام و نتیجه رو اعلام
    کنم فعلا همین.
    شاد باشید و پیروز

    [پاسخ به این نظر]

  12. در روز آذر ۴م, ۱۳۸۴ و زمان ۶:۱۳ قبل از ظهر پدر اروند گفته:

    پس حالا دیگه عمق فاجعه رو درک می کنی … ها ها ها ها … می خوای میونه ی منو و اروند رو به هم بزنی؟! باشه …

    [پاسخ به این نظر]

  13. در روز آذر ۴م, ۱۳۸۴ و زمان ۷:۱۴ بعد از ظهر نیلوفر گفته:

    سلام

    تولدش مبارک

    خیلی باحالی

    پیش منم بیا

    [پاسخ به این نظر]

  14. در روز آذر ۵م, ۱۳۸۴ و زمان ۸:۴۹ قبل از ظهر سپهر گفته:

    سلام پرستو. تولد باب مبارک. انشالله ۱۲۰ سال دیگه عمر کنند. برای من بهترین هدیه لبخند تو در پی خواندن این کامنت هستش. دست بابا رو ببوس. که دست رحمت خداست. ضمنا من به روزم بیای کلبه ام رو گلبارون میکنی.

    [پاسخ به این نظر]

  15. در روز آذر ۸م, ۱۳۸۴ و زمان ۱۲:۰۰ قبل از ظهر .-»(active-boy)«-. گفته:

    سلام خوبی ؟؟

    منم تبریک میگم

    امیدوارم شمع پدر در خانه شکا همیشه فروزان باشد

    active باشی

    [پاسخ به این نظر]

  16. در روز آذر ۸م, ۱۳۸۴ و زمان ۱۲:۰۱ قبل از ظهر .-»(active-boy)«-. گفته:

    شکا == شما

    [پاسخ به این نظر]

  17. در روز آذر ۱۰م, ۱۳۸۴ و زمان ۸:۲۴ قبل از ظهر مامان ورونیکا گفته:

    وای ببخشید گویا من خیلی دیر رسیدم .تولدت پدرتون را تبریک میگم.موهبتی که در زندگی تکرار نشدنیه .سایه ای که از همه سایه ها سایبان تر و پشتیبانی که از همه دیوارها ستبر تر میباشد.خداوند این موهبت را برایتان حفظ کند.

    [پاسخ به این نظر]

ایمیل منتشر نمی شود

نمونه وب سایت

نظر شما: