پرستووو

اسباب کشون

آذر۱۰

 


تو این مدت که شما اصلا وقفه ای در حضور

من در این فضای مجازی احساس نکردین

ما اسباب کشی داشتیم! بالاخره اومدیم

اون خونه ای که باید می یومدیم.

..

اینجا من یه هم اتاقی دوست داشتنی دارم

میدونین کیه؟… نمیتونین بگین!! خودم باید

بگم … اون کامپیوتر مونه…توی خونه قبلی

کامپیوتر تو حال بود…و هر وقت میشستم

پشتش همه ی اعضای خونه شروع میکردن

به نصیحت کردن…خوب البته من که میدونم

اونا به خاطر خودم میگن…که چشمام ضعیف

نشه… اما اعتیاد بود دیگه چه میشد کرد!!

اما الان دیگه تو اطاق خودم کسی کاری نداره

همون شب اول که هنوز اینجا هیچی درست

راه نیوفتاده بود کامپیوتر جون!! شروع به کار

کرد! … البته من احترام سنشو گذاشتم که

تو راه وصلش نکردما…گفتم دیگه مسن شده

ممکنه نتونه رنج راهو تحمل کنه!!!!!

((اگه این همه توجه ی که به کامپیوتر

دارم رو به تی وی داشتم الان آنتن اونم

وصل بود!!))

..


راستی چند وقته از رشته م ننوشتم

ما همچنان در رفت و آمد به کلاس

ها هستیم.و درس نخوندن!! و من

الان حرف اون بنده خدا رو میفهمم

که میگفت هر استادی بیشتر با

بچه ها گرم بگیره آخر ترم بیشتر

حالشونو میگیره..یه کار باحال دیگه

هم بهمون گفتن برای انجام دادن

با کامپیوتر که برای درس جانور

شناسی هستش وبه اون منظور

میخوام یه وبلاگ تخصصی برای

رشته م باز کنم که شاید این طوری

بهتر باشه اینجا برای خاطرات روزمره

واونجا (فقط)برای گیاه پزشکی


..

به مامانٍ گل امیر مهدی:

اولا اینکه:


*** +نرگس جون+ تولدتون مبارک

انشاالله خدا اول شمارو برای


امیر کوچولو و همسرتون و بعد

برای خانواده ی صمیمی وبلاگستان


نگه داره***


دوما اینکه:

در مورد اردک!!…نه ببخشید اردو

هم شرمنده فکر نمیکنم جور بشه

مطمئنم شما که بیاین ایران

اینقدر دوستان و فامیل دورتون

هستند که اردو یادتون میره


از الان عید تو ایران بودن تون مبارک

..


دیروزخانوم استاد آزمایشگاه گیاه شناسی

به شدت برره ای حرف میزد!!!!

خداییش ما مونده بودیم چرا این

اینجوری میکنه میدونین وقتی

تعجب مارو دید، چی گفت؟

گفت: تو خونه اینقدر برره ای حرف

میزنم که میترسم دخترم بزرگ بشه

بگه: لهجه ت ضایع بیده جیگر!!


آقا ما رو میگی فقط مونده بودیم

این همون استاد بد اخلاق ِ جلسه اول ِ!!

همچی جلسه ی اول گربه رو دم در

حجله کشت که نصف ِ بچه ها رفتن

همین درسُ با یه استاد ِ دیگه برداشتن!!

که البته الان همشون به اتفاق میگن

کاشکی عوض نکرده بودیم!!

احتمالا اون استادِ دیگه جیگرتر بوده!!!

..

پرهام جان ، خاله وقت ساختن یه قالب گیاهی رو داری؟


ارسال شده با موضوع خاطرات
۲۶ نظر برای

”اسباب کشون“

  1. در روز آذر ۱۰م, ۱۳۸۴ و زمان ۴:۳۵ بعد از ظهر سیدحسنی گفته:

    قشنگ مینویسی امیدوارم موفق باشی راستی میخواستم بیشتر با شما آشنا بشم
    به ایمیلم ایمیل بزن به وبلاگم هم سر بزنی بد نیست

    [پاسخ به این نظر]

  2. در روز آذر ۱۰م, ۱۳۸۴ و زمان ۵:۰۱ بعد از ظهر فیروزه گفته:

    سلام … منزل نو مبارک … خسته نباشید از اسباب کشون … امیدوارم که در درس هات هم موفق باشی …

    [پاسخ به این نظر]

  3. در روز آذر ۱۰م, ۱۳۸۴ و زمان ۵:۱۰ بعد از ظهر شیما گفته:

    مبارکه … پس تو هم مثل من کامپیوتر داااار شدی :دی

    [پاسخ به این نظر]

  4. در روز آذر ۱۰م, ۱۳۸۴ و زمان ۵:۳۷ بعد از ظهر چشم تو چشم گفته:

    البته حضور شما که کلا کمرنگ شده تازگیا !!
    رشته هم رشته های قدیم .. حداقل می شد یه آشی باهاش پخت !!D:

    [پاسخ به این نظر]

  5. در روز آذر ۱۰م, ۱۳۸۴ و زمان ۶:۱۰ بعد از ظهر پرنده تنها گفته:

    ماشاالله چقدر زیاد مینویسی !
    اسباب کشی مبارک .
    آره بابا ، اونجوری بد بوده کامپیوتر تو حال بوده !

    [پاسخ به این نظر]

  6. در روز آذر ۱۰م, ۱۳۸۴ و زمان ۶:۲۱ بعد از ظهر اروند گفته:

    خیلی مبارک باشه … امیدوارم در خونه جدید مجال کسب و دستیابی به موفقیتهای بیشترو داشته باشی و بدون اعتیاد به وب، نهایت لذتو از این ابزار جادویی ببری…
    موفق باشی

    [پاسخ به این نظر]

  7. در روز آذر ۱۰م, ۱۳۸۴ و زمان ۷:۴۷ بعد از ظهر آدم شاد گفته:

    این داستان را برای خیلی ها خوندم ولی چند نفر آن را فهمیدن….
    خاله ببین تو میفهمی:
    …………………..

    ……..

    ……………………………….

    ……………………………………………..

    …………………………………………………………………………………….
    …..
    با دقت بخونش(چشمک)
    در مورد قالب هم یه سری اطلاعات تو نظر دهید بده به صورت پیغام خصوصی .
    خداحافظ

    [پاسخ به این نظر]

  8. در روز آذر ۱۰م, ۱۳۸۴ و زمان ۷:۵۴ بعد از ظهر آدم شاد گفته:

    هالالالی لالای لای …رادادای دادای دای…:D

    [پاسخ به این نظر]

  9. در روز آذر ۱۰م, ۱۳۸۴ و زمان ۸:۵۱ بعد از ظهر mina گفته:

    سلام وبلاگ جالبی داری به من هم سر بزن

    [پاسخ به این نظر]

  10. در روز آذر ۱۱م, ۱۳۸۴ و زمان ۳:۱۲ قبل از ظهر اروند گفته:

    تبریک می گم! سرانجام موفق شدی!!

    [پاسخ به این نظر]

  11. در روز آذر ۱۱م, ۱۳۸۴ و زمان ۹:۱۴ قبل از ظهر پویا گفته:

    منم ازین هم اتاقی ها می خوام ۲-۳ تا :دندون
    آخه خیلی حال میده.
    من فکر می کنم اگر تو را وصلش می کردی نتایج بهتری می داد :دی
    راستی خواهر من هم یک جورایی رشتش مثل شماست بیولوژی می خونه

    [پاسخ به این نظر]

  12. در روز آذر ۱۱م, ۱۳۸۴ و زمان ۴:۴۳ بعد از ظهر محمد جواد شکری گفته:

    سلام..خوبی پرستو جان….وبلاگ خوبی داری…اسباب کشی هم میارک….امیدوارم از جای نو راضیتر از گذشته باشی

    [پاسخ به این نظر]

  13. در روز آذر ۱۲م, ۱۳۸۴ و زمان ۱۰:۱۳ قبل از ظهر اروند گفته:

    بدو بیا بگو ببینم: ایییییییییییییییییینی که گفتی، یععععععععععععععععنی چه؟!!!!!!!!

    [پاسخ به این نظر]

  14. در روز آذر ۱۴م, ۱۳۸۴ و زمان ۴:۰۸ بعد از ظهر شنگول گفته:

    سلام امیدوارم خوب باشی
    وبلاگ جالبی داری
    راستی خوشحال میشم به من یه سر بزنی !

    [پاسخ به این نظر]

  15. در روز آذر ۱۴م, ۱۳۸۴ و زمان ۵:۳۲ بعد از ظهر سپهر گفته:

    سلام. ایشالله تو خونه خوب بهت بیشتر خوش بگذره. من هم اپم. منتظرتم.

    [پاسخ به این نظر]

  16. در روز آذر ۱۴م, ۱۳۸۴ و زمان ۸:۵۷ بعد از ظهر sepideh گفته:

    سلام……..منزل نوتون مبارک اتفاقا ما هم چند روزه دیگه اسباب کشی داریم ……….امیدوارم هر کجا که هستی زندگی به کامت باشه…………بابای

    [پاسخ به این نظر]

  17. در روز آذر ۱۵م, ۱۳۸۴ و زمان ۱۱:۰۰ قبل از ظهر مهرداد گفته:

    سلام / خوبی ؟ منزل نو مبارک … خسته نباشید از اسباب کشی

    [پاسخ به این نظر]

  18. در روز آذر ۱۵م, ۱۳۸۴ و زمان ۱۱:۰۰ قبل از ظهر مهرداد گفته:

    شرمنده یه مدت نبودم / آخه بد جوری مریض شده بودم / هم من آپ کردم ، هم آرزو / هر وقت تونستی یه سری به ما بزن / دوباره قالب رو هم عوض کردیم / موفق و پیروز باشی/ بای بای

    [پاسخ به این نظر]

  19. در روز آذر ۱۵م, ۱۳۸۴ و زمان ۱۰:۵۸ بعد از ظهر سیاوش گفته:

    سلام راستش میخواستم برات از شعر هام بنویسم اما حادثه ی سقوط هواپیما بد جوری به همم ریخته . شرمنده دیگه مطلبت جالبه موفق باشی راستی طرف منم بیا یه نظری هم در مورد تبادل لینک بده اگه قابل دونستی و اومدی

    [پاسخ به این نظر]

  20. در روز آذر ۱۵م, ۱۳۸۴ و زمان ۱۱:۱۴ بعد از ظهر ایرانی نژاد برتر است گفته:

    سلام اگه مایل به تیادل لینک هستی اسم منو بیار و بعد به من بگو تا منم شما را بیارم

    [پاسخ به این نظر]

  21. در روز آذر ۱۶م, ۱۳۸۴ و زمان ۱۱:۲۸ بعد از ظهر هستی گفته:

    از این که به وبلاگ من سر وزیتی از خودم تشکر زیاد در وکنم

    [پاسخ به این نظر]

  22. در روز آذر ۱۷م, ۱۳۸۴ و زمان ۳:۵۰ قبل از ظهر محمدحسن گفته:

    منمممممم جایزهههههه می خواممممم (یه پست عقبم p: )

    [پاسخ به این نظر]

  23. در روز آذر ۱۷م, ۱۳۸۴ و زمان ۷:۵۴ قبل از ظهر مهرداد گفته:

    سلام عزیزم من که بهت سر زده بودم

    [پاسخ به این نظر]

  24. در روز آذر ۱۷م, ۱۳۸۴ و زمان ۹:۴۴ قبل از ظهر آدم شاد گفته:

    پرستو خودت برو جوابت را توی وبلاگ پویا بخون و با زبان خوش کنار بیا(خنده از نوع هر و کرکر)

    [پاسخ به این نظر]

  25. در روز آذر ۱۷م, ۱۳۸۴ و زمان ۷:۳۰ بعد از ظهر هستی گفته:

    پرستو جون عید دعوت ما بیا ماهشهر بریم صحرا کبابی از دست بابا بزرگ وزیتیم .

    [پاسخ به این نظر]

  26. در روز آذر ۱۸م, ۱۳۸۴ و زمان ۳:۲۴ بعد از ظهر هستی گفته:

    آجی پرستو مر ۲۶+۴ که از خودت برای من نظر دروکنی.

    [پاسخ به این نظر]

ایمیل منتشر نمی شود

نمونه وب سایت

نظر شما: