پرستووو

دردسر های ترم جدید!

اسفند۸

سلام به همه ء دوستان خوبم

من الآن دیگه به شدت وارد درسا شدم

دانشگاه (منظورم اون قسمت برنامه ریزیشه)یه جوری برنامه ریخته

که فقط تو ۲ روز هفته ما همه ء درسای اختصاصی مونو داریم.

و این خیلی عذاب آوره . به قول یکی از دوستام جزا ! میکنن مارو .

تو این ۲ روز ما از ۷ صبح کلاس داریم تـــــــا ۷ شب.

امروزم یکی ازون روزا بود که باید از ۷ صبح دانشگاه می بودیم

من ۱۲ برگشتم که دوباره ۲ برم. یه مسئله ء مهم دیگه هم اینه که من

 حتما باید ظهرا بخوابم وگرنه خیلی حالم گرفته میشه در طول روز

خلاصه ساعت ۲ که اومدم بیام دانشکاه دیگه حوصله ء تاکسی و

اتوبوس سوار شدن نداشتم در نتیجه به قول یکی دیگه از دوستام سوار

یه تاکسی تلی! شدم که انگار راننده هه تازه یادش اومد که ضبطو

روشن کنه حالا خواننده چی میخوند(با اون صدای کپی سیاوش قمیشی)

میخوند :

الهی سقف آسمون! خراب بشه رووووووووی ســّــرت

نمیدونم! چی بخوره توکــمرت

نمیدونم چی همش غصه بخوری تو زندگیت!

خلاصه منم که حالم گرفته بود انگار داشت  از دل من میگفت!!

 


ممنونم  صبا جون که شعرو برام نوشتین.(سقف آسمون!!)

الهی سقف آرزوت خراب بشه روی سرت …

بیایی ببینی که همه حلقه زدن دور رو برش …

الهی که روز وصال طوفان شه از سمت شمال …

هیچی از اون روز نمونه به جز گلای پرپرش

قسم میخوردی با منی …قسم میخوردی به خدا …خدا الهی بزنه تو کمرت ..تو کمرش

من اهل نفرین نبودم ..چه برسه که تو باشی ..بیاد الهی خبرت ..بیاد الهی خبرش

 

 

 

ارسال شده با موضوع خاطرات، دانشگاه
۲۸ نظر برای

”دردسر های ترم جدید!“

  1. در روز اسفند ۸م, ۱۳۸۴ و زمان ۱:۱۹ قبل از ظهر سامان گفته:

    سلام پرستووو خانوم
    ای ول وبتون خیلی قشنگه آ (لابد مثه صاحبشه دیگه)
    این دانشگاهتونم که واسه خودش قصه ای داره
    من از وبتون خیلی خوشم اومده (چشمک)
    اگه تونستی یه سرم به من بزن (بازم چشمک)

    خوشتیپ محل
    http://khoshtipe-mahal.blogfa.com

    [پاسخ به این نظر]

  2. در روز اسفند ۸م, ۱۳۸۴ و زمان ۲:۰۱ قبل از ظهر حامد(بلک کت) گفته:

    سلام وبت خوب بید
    اگه یه کم زودتر میجونبیدم حتما اول میشدم
    ولی عیبی نداره نقره ام چیزه بدی نیست

    [پاسخ به این نظر]

  3. در روز اسفند ۸م, ۱۳۸۴ و زمان ۲:۰۳ قبل از ظهر حامد(بلک کت) گفته:

    امدم برنزم بگیرم که جای هیچ حرفی نمونه(نیش)
    خدای باهال مینویسی مشتری شدم
    حتما موقعی که اپیدی خبرم کن……………..فعلا…………….
    باقی بقایت جانم فدایت

    [پاسخ به این نظر]

  4. در روز اسفند ۸م, ۱۳۸۴ و زمان ۳:۱۷ قبل از ظهر مهدی گفته:

    آره پرستو جان.
    حواسم نبود تو تاپیک قبلی برات کامنت گذاشته بودم.
    ببخشید.

    [پاسخ به این نظر]

  5. در روز اسفند ۸م, ۱۳۸۴ و زمان ۸:۳۰ قبل از ظهر صبا گفته:

    الهی سقف آرزوت خراب بشه روی سرت …
    بیایی ببینی که همه حلقه زدن دور رو برش …
    الهی که روز وصال طوفان شه از سمت شمال …
    هیچی از اون روز نمونه به جز گلای پرپرش :دی
    قسم میخوردی با منی …قسم میخوردی به خدا …خدا الهی بزنه تو کمرت ..تو کمرش :دی
    من اهل نفرین نبودم ..چه برسه که تو باشی ..بیاد الهی خبرت ..بیاد الهی خبرش :دی
    اینو مجتبی کبیری خونده :)
    دوستت دارم خانوم کوچولو :×

    [پاسخ به این نظر]

  6. در روز اسفند ۸م, ۱۳۸۴ و زمان ۱۲:۵۹ بعد از ظهر مریم ... گفته:

    ای بابا سقف قراره رو سر کی خراب بشه
    دیییییییییی

    [پاسخ به این نظر]

  7. در روز اسفند ۸م, ۱۳۸۴ و زمان ۳:۴۳ بعد از ظهر امین گفته:

    سلام پرستو جان .. چرا اینقدر خشن … من آپم با یک مطلب خواندنی .. منتظز شما هستم.

    [پاسخ به این نظر]

  8. در روز اسفند ۸م, ۱۳۸۴ و زمان ۸:۱۹ بعد از ظهر علیرضا تیفوسی گفته:

    ایول برو درس بخون –اشکالی نداره –

    [پاسخ به این نظر]

  9. در روز اسفند ۹م, ۱۳۸۴ و زمان ۱:۲۵ قبل از ظهر احمد گفته:

    سلام

    همه نوشته هاتو خوندم
    ساده و شیرین بود
    موفق باشی

    خواستی به من سربزن

    [پاسخ به این نظر]

  10. در روز اسفند ۹م, ۱۳۸۴ و زمان ۱۱:۰۸ قبل از ظهر پرستوووو گفته:

    به مریم جون : رو سر برنامه ریز دانشگاه!

    [پاسخ به این نظر]

  11. در روز اسفند ۹م, ۱۳۸۴ و زمان ۱:۱۳ بعد از ظهر کاکو شیرازی گفته:

    نفرین می کنی ؟؟؟…. الهی که شاگرد اول بشی ….!!!!

    [پاسخ به این نظر]

  12. در روز اسفند ۱۰م, ۱۳۸۴ و زمان ۶:۲۱ قبل از ظهر مامان امیر مهدی گفته:

    کجایی خبری ازت نیست؟حسابی سرت شلوغه امیدوارم موفق باشی

    [پاسخ به این نظر]

  13. در روز اسفند ۱۰م, ۱۳۸۴ و زمان ۸:۵۷ قبل از ظهر مهرداد گفته:

    سلام آبجی گلم .خوبی ؟ وبلاگ ما آپدیت شد . خوشحال میشیم یه سری هم به ما بزنی . قربانت مهرداد

    [پاسخ به این نظر]

  14. در روز اسفند ۱۰م, ۱۳۸۴ و زمان ۸:۵۸ قبل از ظهر مهرداد گفته:

    ایشالله این دو روز مثل برق بگذره

    [پاسخ به این نظر]

  15. در روز اسفند ۱۰م, ۱۳۸۴ و زمان ۱:۰۸ بعد از ظهر پری گفته:

    سلام. ممنون که سراغم اومدی. خیلی ممنونم
    من بازم آپ کردم بازم پیشم بیا

    [پاسخ به این نظر]

  16. در روز اسفند ۱۰م, ۱۳۸۴ و زمان ۱:۱۱ بعد از ظهر پری گفته:

    بابت این سقف آسمونم والا نمیدونم چی بگم اما اگه خراب شه احتمالا هممون داغون میشیماااااا

    [پاسخ به این نظر]

  17. در روز اسفند ۱۰م, ۱۳۸۴ و زمان ۲:۳۶ بعد از ظهر علی سیاه سابق گفته:

    می گم مهندسی دام که نمی خونی ؟؟
    سقف آسمون بخوره تو سر آدم که واویلاس

    [پاسخ به این نظر]

  18. در روز اسفند ۱۰م, ۱۳۸۴ و زمان ۱۰:۲۲ بعد از ظهر ققنوس گفته:

    سلام قشنگ مهربونم
    ممنون از حضور سبزت
    می خواستم در مورد برنامه دانشگات بگم
    واقعا قدر این برنامه رو بدون
    ۵ روز خونهی می تونی درسای اون ۲ روز رو بخونی
    اما ما چی؟
    ۶روز سر کلاسیم
    ۱ روز جمعه جونه ایم
    اما این ترم با این همه خیلی کوتاه هست و زود می گذره
    درساتو حتما به موقع بخون
    فقط اصل کلاسا در اردیبهشت ماه هست
    خوی درس بخونیها.

    [پاسخ به این نظر]

  19. در روز اسفند ۱۱م, ۱۳۸۴ و زمان ۹:۰۴ قبل از ظهر علی سیاه سایق گفته:

    خوبه … از یه سمپادی بعیده

    [پاسخ به این نظر]

  20. در روز اسفند ۱۲م, ۱۳۸۴ و زمان ۹:۵۱ قبل از ظهر سانی گفته:

    ایشالا توی درسا موفق باشی خشگل خانوم

    [پاسخ به این نظر]

  21. در روز اسفند ۱۲م, ۱۳۸۴ و زمان ۱۲:۲۰ بعد از ظهر بابای فردا گفته:

    ولی سختی درس های فشرده اونم در یه روز تا ساعت هفت شب هم خاطره انگیزه و یادگاریست برای روزای بعد و سالهای بعد

    [پاسخ به این نظر]

  22. در روز اسفند ۱۵م, ۱۳۸۴ و زمان ۳:۱۴ بعد از ظهر مهرداد گفته:

    لحظه خدافظی به سینه ام فشردمت

    اشک چشمام جاری شد دست خدا سپردمت

    دل من راضی نبود به این جدایی نازنین

    عزیزم منو ببخش اگه یه وقت آزردمت

    سلام آبجی گلم خوبی ؟ من آپم پیشم میای ؟

    منتظرتم

    خداحافظ

    [پاسخ به این نظر]

  23. در روز اسفند ۱۶م, ۱۳۸۴ و زمان ۷:۲۳ قبل از ظهر مهرداد گفته:

    سلام آبجی پرستوی گلم . خوبی ؟ آبجی جونم اگه میبینی گفتم این آخرین آپ من هستش برای این هست که آرزو از پیشم رفته . ۱ماه هست که آرزو رفته . منم دیگه نمیتونم اون وبلاگ رو آپ کنم . چون یاد آرزو میوفتم . نمیدونم . ولی دیگه نمیخوام اون وبلاگ رو ببینم . چون آرزو گفته منو فراموش کن . منم دارم همین کار رو میکنم . وبلاگ رو هم حذف نمیکنم . میزارم همونجوری باشه . شایدم به پسرداییم و دوست گلش کمک کنم . از تو آبجی گلمم که به فکر منی ممنونم . قربانت مهرداد

    [پاسخ به این نظر]

  24. در روز اسفند ۱۶م, ۱۳۸۴ و زمان ۵:۱۸ بعد از ظهر پرهام گفته:

    سلاااااااااااااااااااام….

    [پاسخ به این نظر]

  25. در روز اسفند ۱۶م, ۱۳۸۴ و زمان ۵:۱۹ بعد از ظهر پرهام گفته:

    هیچی می خواستم ببینم کیا دیددن/.
    هویجوری

    [پاسخ به این نظر]

  26. در روز اسفند ۱۶م, ۱۳۸۴ و زمان ۷:۵۴ بعد از ظهر سمیر گفته:

    سلام
    خوبی عزیز…
    وبلاگ جالبی داری. قشنگ هم می نویسی فقط اینکه او تابلوی پیام رو برش دار تا توش پرت و پلا ننویسن. بجای اون از تابلو پیامهای ASP استفاده کن…
    اطلاعات بیشتری خواستی برو اینجا:
    http://www.ASP.Blogfa.com
    در هر صورت موفق باشید.

    [پاسخ به این نظر]

  27. در روز اسفند ۱۶م, ۱۳۸۴ و زمان ۱۰:۱۴ بعد از ظهر پردیس گفته:

    چه خسته کننده!اعتیاد به خواب بعد از ظهر بده ها!!عجب شعر باحالی عقده هاشو خالی کرد شاعرش!

    [پاسخ به این نظر]

  28. در روز اسفند ۲۸م, ۱۳۸۸ و زمان ۹:۵۷ قبل از ظهر محمد گفته:

    جالب بود

    [پاسخ به این نظر]

ایمیل منتشر نمی شود

نمونه وب سایت

نظر شما: