پرستووو

ترانه

خرداد۲۹

سلام به همه ء دوستان
من خوبم و دیگه امتحانام از ۲شنبه همین هفته
شروع میشه و دیگه میرم تو سراشیبی امتحانا
از مسابقه بگم :
همون طور که چند نفری هم حدس زده بودن
اون خانوم کوچولو ترانه علیدوستی بود با باباش
(پس دقت داشتی مریم جون ؟ پرستو تنبله نبود ترانه تنبله بود!!)
دیگه اینکه حالا برنده یک فضای….مگا بایتی در پرشین گیگ
کسی نبود جز داداش خودم(اولین نفر جواب رو داده بود)
ولی چون قبلا _قبل از این جریان مسابقه_این جایزه
رو نخواسته بود این جایزه میرسه به نفر دوم
یعنی علی _ب
که البته کاملا واضح بود که از رو دست داداشم نگاه کرده بود!؟
**
این کامنت رو یکی به اسم آیدین تو پست قبل گذاشته بود:
هیچ میدونید بنویسید یا ننویسی هیچ گلی
به سر بازدیدکنندگانتون نزدید . با شما دوتام .
یه چیزی بنویسید به درد بقیه هم بخوره
اینا به درد خودتون فقط می خوره . بابای
حالا من میگم :
آقا آیدین همون طور که فهمیدین من فقط و فقط دارم
اینجا خاطراتم رو مینویسم خب واضحه که این چیزا گلی به سر
کسی نمیزنه چون قراره برای آینده ء خودم بمونه!
حالا اگه چند نفر هم از اینجا بازدید میکنن و اومدنشونو با کامنت به
من میفهمونن دارن لطف میکنن…
و من خیلی ازشون ممنونم که بهم انرژی میدن برای ادامه…
دیگه اینکه من خودم به شخصه از خوندن خاطرات خنده دار دیگران لذت میبرم
و تازه کلی وبلاگ با مطالب به درد بخور_از نظر شما البته_هست
شما چرا به من گیر دادی؟؟ .

ارسال شده با موضوع بازي‌ها، خاطرات
۵ نظر برای

”ترانه“

  1. در روز خرداد ۲۹م, ۱۳۸۵ و زمان ۱۰:۴۰ قبل از ظهر پیروز گفته:

    … ماشین “گل” تون اومد ؟ … جای من خالی ! … راستی تا ساعت ۳ درس می خوندی ؟…

    [پاسخ به این نظر]

  2. در روز خرداد ۳۰م, ۱۳۸۵ و زمان ۱:۲۲ قبل از ظهر فرداد دولتشاهی گفته:

    سلام

    امروز صبح در راه اداره، گوینده‌ی رادیو به روایت خبری پرداخت که مرا سخت به فکر فرو برد و تا همین لحظه قدرت هر کار دیگری را از من سلب کرد …

    [پاسخ به این نظر]

  3. در روز خرداد ۳۰م, ۱۳۸۵ و زمان ۱۱:۱۱ بعد از ظهر علی _ب گفته:

    سلام من نفهمیدم چی شد یعنی جایزه به من تعلق نمیگیره ؟ من خودایش خودم حدس زدم (گریه) بای

    [پاسخ به این نظر]

  4. در روز تیر ۲م, ۱۳۸۵ و زمان ۱۲:۳۸ بعد از ظهر فرزاد گفته:

    سلام خوبین من اومدم که بیایی البته اگه بار اوله خوشحال میشم اشنا بشم اگه فراموش کردی بدون زندگی با بو دنا و موندنا …… می خوام نظر سازنده بدی منتظرم مفید ممنونم میشم اگرم لینکم کنی منم زود تر انجام می دم منو تنها نزار در ضمن نوشته هات خیلی ملموس و روانه

    [پاسخ به این نظر]

  5. در روز تیر ۴م, ۱۳۸۵ و زمان ۳:۵۹ بعد از ظهر بامشاد گفته:

    سلام…خوبی….چه بچه با مزه ای….هر چند به پویان ما نمیرسه…راستی پویان داره میاد ایران…..دلت آب…قربانت/بامشاد

    [پاسخ به این نظر]

ایمیل منتشر نمی شود

نمونه وب سایت

نظر شما: