پرستووو

عمو علی…دایی علی

خرداد۳۰

از همون بالای ایوون که وایساده

اشاره میکنه به پایین … به اون گل صورتیه و میگه:

اون عمو علی منه

**

بعد از این که با شیطونیا و خرابکاریاش کلی رفته رو اعصابم با اشاره
به عکس خودش رو میز تو اتاق من میگه :
پری!!(فینگیلی اسم منو مخففم میکنه!!) این کیه؟؟
میگم : نمیدونم  همینجوری  قاب شده تو کوچه پیداش کردم

پ ن : عموی پسر دایی م = دایی من

ارسال شده با موضوع خاطرات، دوست‌داشتني
۱۷ نظر برای

”عمو علی…دایی علی“

  1. در روز خرداد ۳۰م, ۱۳۸۵ و زمان ۶:۱۷ قبل از ظهر www.zirepoostedaneshgah.blogfa.com گفته:

    با سلام
    فیلم سر بریدن مردم مظلوم توسط سوداگران مرگ در کرمان
    ۱۰۰ درصد واقعی
    و این است آنچه نامش را امنیت گذارده ایم
    بدو تا فیلتر نشده
    http://www.zirepoostedaneshgah.blogfa.com

    [پاسخ به این نظر]

  2. در روز خرداد ۳۰م, ۱۳۸۵ و زمان ۸:۰۱ قبل از ظهر سانی گفته:

    :)

    [پاسخ به این نظر]

  3. در روز خرداد ۳۰م, ۱۳۸۵ و زمان ۱:۰۲ بعد از ظهر آدم شاد گفته:

    D:

    [پاسخ به این نظر]

  4. در روز خرداد ۳۰م, ۱۳۸۵ و زمان ۱:۰۳ بعد از ظهر آدم شاد گفته:

    سلااااااااااااااااام….
    حوبی خاله جونD:
    ———
    امتاحانا تموم شد راحت شدیم اااا;)
    خدا حافظ

    [پاسخ به این نظر]

  5. در روز خرداد ۳۰م, ۱۳۸۵ و زمان ۳:۳۲ بعد از ظهر م گفته:

    اول فکر کردم عکس خودته … کلی نا امید شدم.بعد دیدم عکس پسره. کلی امیدوار شدم. قرار بود تا ۱۷ تیر اینجا تخته باشه که .

    [پاسخ به این نظر]

  6. در روز خرداد ۳۰م, ۱۳۸۵ و زمان ۵:۱۶ بعد از ظهر ققنوس گفته:

    سلام دختر خوب
    حالا که وقت داری که به روز میکنی اینجا رو یه سر به منم بزن جای دوری نمیره

    [پاسخ به این نظر]

  7. در روز خرداد ۳۰م, ۱۳۸۵ و زمان ۹:۰۶ بعد از ظهر پیروز گفته:

    اون دایی علی منه …

    [پاسخ به این نظر]

  8. در روز خرداد ۳۰م, ۱۳۸۵ و زمان ۹:۲۳ بعد از ظهر مهـ ــرزادیـ ــوونه گفته:

    سلام پرستوووو و و و و و و

    خوبی

    من ک امتحانارو دادم
    ……………………………

    غرض از مزاحمت :

    هفتم تیر تولدمه

    حتما بیا

    کادو یادت نره

    چون تو پست بعدی اعلام می شه و تشکر ب عمل میاد

    (!)
    ………………
    گلبولت : بای
    ………………………

    یاعلی

    [پاسخ به این نظر]

  9. در روز خرداد ۳۰م, ۱۳۸۵ و زمان ۱۱:۱۲ بعد از ظهر علی _ب گفته:

    سلام به نظر مطلب پایین مراجعه کن و جواب سوالم رو بده

    [پاسخ به این نظر]

  10. در روز تیر ۱م, ۱۳۸۵ و زمان ۱:۲۴ بعد از ظهر علی _ب گفته:

    یعنی کی میگی ؟

    [پاسخ به این نظر]

  11. در روز تیر ۱م, ۱۳۸۵ و زمان ۸:۵۴ بعد از ظهر میهمان گفته:

    وبلاگتون خیلی… هه هه.. خیلی ترسناکه.

    [پاسخ به این نظر]

  12. در روز تیر ۲م, ۱۳۸۵ و زمان ۷:۱۱ قبل از ظهر گل سرخ گفته:

    سلام
    جالب بود
    موفق باشید

    [پاسخ به این نظر]

  13. در روز تیر ۲م, ۱۳۸۵ و زمان ۲:۲۳ بعد از ظهر مهمان گفته:

    سلام
    اولا که امیدوارم ناراحت نشده باشی.
    چند تا چیز بود که باعث شد من بگم ترسناکه.
    شاید واسه اینکه خیلی مرموزه. من اصلا نفهمیدم وبلاگت راجع به چیه یا اینکه اون دایره های تودرتو چه ربطی داره (احتمالا بی ربطه!) و یا به من چه ربطی دراه که امتحانات کی تموم شده. یا اینکه اگه دانشجویی چه دلیلی داره نگی چه رشته ای هستی. و همچنینی موضوع وبلاگت چیه.
    و در کل شما تو این وبلاگ چیکار میکنید.
    در هر صورت ببخشید. خودت خواسته بودی بگم چرا.
    خدانگهدار

    [پاسخ به این نظر]

  14. در روز تیر ۳م, ۱۳۸۵ و زمان ۱۲:۰۹ قبل از ظهر نگین و نازنین گفته:

    سلام
    ما که چیزی نفهمیدیمD:
    به ما هم سر بزنین خوشحال می شیم
    منتظریم
    بای

    [پاسخ به این نظر]

  15. در روز تیر ۳م, ۱۳۸۵ و زمان ۱۰:۴۲ قبل از ظهر می گل - گل چه گفته:

    ما هم گاهی دوست داریم بپرسیم اون عکسه مال کیه؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

  16. در روز تیر ۳م, ۱۳۸۵ و زمان ۱۲:۱۵ بعد از ظهر بهناز گفته:

    یه کمی گیج شدم………
    عاشقانه زندگی کن

    [پاسخ به این نظر]

  17. در روز تیر ۴م, ۱۳۸۵ و زمان ۸:۲۵ بعد از ظهر محمدحسن گفته:

    ممنون از توضیحاتت. کاملا روشن شدم.
    بعدشم بگم من اصلا تو خط تیکه میکه نیستم.
    حالا فکر میکنم میبینم وبلاگت هم بدک نیست.
    خاطرات….
    من که خودم کم خاطره دارم.
    موفق باشی.

    [پاسخ به این نظر]

ایمیل منتشر نمی شود

نمونه وب سایت

نظر شما: