قوووربونت برم لااااااااامصصصب
**این پست دوباره نویسی میشود این دلیلی ست بر بی حوصله بودنم در نوشتن متن .
دیروز طبق قرار قبلی رفتم دنبال شیرین و بردمش جشنواره نقاشی کودکان…
(شیرین همونه که تا چند وقت پیش عکسش این کنار بود)
از وقتی خواهر کوچولوش به دنیا اومده (چهارشنبه هفته پیش) مامانش وقت نمیکنه ببرش بیرون .
خواهرش هنوز اسم نداره وقتی شیرین میخواد قوربون صدقه ش بره میگه : قوووربونت برم لااااااااامصصصب آخه تو چقد خوشششششششششششششگلی
وقتی ام بهش میگم صورتشو نبوس دستا و پاهاشو ببوس میگه : نمیشه که من انقد دوسش دارم که میخوام خفش کنم!!!
**شیرین امسال میره کلاس اول و این یعنی ۵.۵ ساله که میشناسمش و دوسش دارم…
Tweet
لامصب تو چقدر خوشلییییییییییییییییییییییییییییی
[پاسخ به این نظر]
سلام لامصصصصصب…..این شیرینو خواهرش نصف پویان ما هم نمیشن(:دی)….فعلا
[پاسخ به این نظر]
اوه اوه!
بچه خطریییه ها
[پاسخ به این نظر]
خوش به حالت پرستو جون .تو چقده با حوصله ای
[پاسخ به این نظر]
پس شما هم مثل من بچه هارو دوست دارید این عالیه
من آپ هستم
[پاسخ به این نظر]
آخی نازی. پرستو من از ول هم میدونستم تو بچه دوست داری. از پستهاقبلیت به این موضوع پی بردم….. بچه ها دنیای عجیب و در عین حال ساده ای دارن نه؟ خوش بگذره.
×)
[پاسخ به این نظر]
خدا شاهده یادم نیست چی میخواستم بگم!! اصلآ یادم نمیاد !
[پاسخ به این نظر]
سلام من آپم
[پاسخ به این نظر]