پرستووو

قوووربونت برم لااااااااامصصصب

مرداد۲۶

**این  پست دوباره نویسی میشود این دلیلی ست بر بی حوصله بودنم در نوشتن متن .

دیروز طبق قرار قبلی رفتم دنبال شیرین و بردمش جشنواره نقاشی کودکان…

(شیرین همونه که تا چند وقت پیش عکسش این کنار بود)

از وقتی خواهر کوچولوش به دنیا اومده (چهارشنبه هفته پیش) مامانش وقت نمیکنه ببرش بیرون .

خواهرش هنوز اسم نداره وقتی شیرین میخواد قوربون صدقه ش بره میگه : قوووربونت برم لااااااااامصصصب  آخه تو چقد خوشششششششششششششگلی

وقتی ام بهش میگم صورتشو نبوس دستا و پاهاشو ببوس میگه : نمیشه که من انقد دوسش دارم که میخوام خفش کنم!!!

**شیرین امسال میره کلاس اول و این یعنی ۵.۵ ساله که میشناسمش و دوسش دارم…

ارسال شده با موضوع خاطرات، دوست‌داشتني
۸ نظر برای

”قوووربونت برم لااااااااامصصصب“

  1. در روز مرداد ۲۶م, ۱۳۸۵ و زمان ۹:۰۹ قبل از ظهر سانی گفته:

    لامصب تو چقدر خوشلییییییییییییییییییییییییییییی

    [پاسخ به این نظر]

  2. در روز مرداد ۲۶م, ۱۳۸۵ و زمان ۱۰:۱۴ قبل از ظهر بامشاد گفته:

    سلام لامصصصصصب…..این شیرینو خواهرش نصف پویان ما هم نمیشن(:دی)….فعلا

    [پاسخ به این نظر]

  3. در روز مرداد ۲۶م, ۱۳۸۵ و زمان ۱۰:۲۹ قبل از ظهر آدم شاد گفته:

    اوه اوه!
    بچه خطریییه ها

    [پاسخ به این نظر]

  4. در روز مرداد ۲۶م, ۱۳۸۵ و زمان ۱۱:۲۵ قبل از ظهر ققنوس گفته:

    خوش به حالت پرستو جون .تو چقده با حوصله ای

    [پاسخ به این نظر]

  5. در روز مرداد ۲۶م, ۱۳۸۵ و زمان ۵:۳۴ بعد از ظهر امین ( رویای سنگی ) گفته:

    پس شما هم مثل من بچه هارو دوست دارید این عالیه
    من آپ هستم

    [پاسخ به این نظر]

  6. در روز مرداد ۲۷م, ۱۳۸۵ و زمان ۸:۰۷ بعد از ظهر آرژین گفته:

    آخی نازی. پرستو من از ول هم میدونستم تو بچه دوست داری. از پستهاقبلیت به این موضوع پی بردم….. بچه ها دنیای عجیب و در عین حال ساده ای دارن نه؟ خوش بگذره.

    ×)

    [پاسخ به این نظر]

  7. در روز مرداد ۲۸م, ۱۳۸۵ و زمان ۱۱:۰۳ قبل از ظهر حامین گفته:

    خدا شاهده یادم نیست چی میخواستم بگم!! اصلآ یادم نمیاد !

    [پاسخ به این نظر]

  8. در روز مرداد ۲۸م, ۱۳۸۵ و زمان ۳:۰۱ بعد از ظهر علی_ب گفته:

    سلام من آپم

    [پاسخ به این نظر]

ایمیل منتشر نمی شود

نمونه وب سایت

نظر شما: