پرستووو

آرین …

دی۲۳


به یاد آرین کوچولو…که الان دیگه بینمون نیست…

تا اون موقع وبلاگش نرفته بودم خبر بیماریش رو که شینیدم رفتم و عکسهای با مزه ش رو دیدم …حتی یه لحظه ام فکرشو نمیکردم… میگفتم اونم خوب میشه مثل بقیه بچه ها که مریض میشن… ولی یه چراغ قرمز اون وسط چشمک میزد که خبر از تو کما بودن آرین کوچولو رو میداد…و حالا دیگه آرین بینمون نیست…

خدایا به پدر و مادرش صبر بده…


پ ن: حداقل تا ۸ بهمن من نیستم … خداحافظ همگی.

ارسال شده با موضوع خاطرات، دوست‌داشتني
۲۰ نظر برای

”آرین …“

  1. در روز دی ۲۳م, ۱۳۸۵ و زمان ۱۰:۴۰ قبل از ظهر دختر آفتاب گفته:

    سلام خوبی وبت زیباست خوشحال می شم که به کلبه ی من هم سر بزنی منتظر حضور گرمت هستم موفق باشی بای

    [پاسخ به این نظر]

  2. در روز دی ۲۳م, ۱۳۸۵ و زمان ۱۰:۵۰ قبل از ظهر پرهام گفته:

    [پاسخ به این نظر]

  3. در روز دی ۲۳م, ۱۳۸۵ و زمان ۱۱:۳۰ قبل از ظهر ایلیا گفته:

    آره دیده بودمش ! خیلی ناراحت شدم .
    به اون فال حافظ توی وبلاگش دقت کردی ؟
    بیچاره مادر و پدرش . بیچاره مادرش . مادرش . مادرش …
    نمیدونم این چه رسمیه . اون پیر مرد ۹۰ ساله ی پشت خمیده باید زنده بمونه و هر روز خدا رو کفر بگه . بعد این بچه ی معصوم یازده ماهه بره زیر خاک !

    [پاسخ به این نظر]

  4. در روز دی ۲۳م, ۱۳۸۵ و زمان ۱۱:۳۳ قبل از ظهر سام گفته:

    سلام دوست گلم وبت خیلی قشنگه اگه منو قابل دونستی بهم سر بزن یا علی

    [پاسخ به این نظر]

  5. در روز دی ۲۳م, ۱۳۸۵ و زمان ۵:۰۷ بعد از ظهر روژین مامان عسل و غزل گفته:

    سلام عزیز. وای که چه خبر تکون دهنده ای بهم دادی!!!!!!!!!!!!!!!!
    از خبر آرین دارم دیوونه می شم.

    [پاسخ به این نظر]

  6. در روز دی ۲۴م, ۱۳۸۵ و زمان ۶:۱۲ قبل از ظهر سحر گفته:

    منم تا قبل از این خبر به وبلاگش نرفته بودم
    ……خدا بهشون صبر بده

    [پاسخ به این نظر]

  7. در روز دی ۲۴م, ۱۳۸۵ و زمان ۸:۱۸ قبل از ظهر ایلیا گفته:

    توضیحات بیشتر شما را در باب کلمه ی ((دستمال بودن)) نیازمندیم !

    [پاسخ به این نظر]

  8. در روز دی ۲۴م, ۱۳۸۵ و زمان ۸:۲۴ قبل از ظهر لیلا و امین گفته:

    امیدواریم مثل آرین کوچولو که الان در آغوش خداست ، آروم بگیرن

    [پاسخ به این نظر]

  9. در روز دی ۲۴م, ۱۳۸۵ و زمان ۱۰:۲۹ قبل از ظهر آرژین گفته:

    این کوچولو چه نازه منم به بلاگش رفتم. من که اصلا خبر نداشتم. خدا به پدرمادرش صبر بده.

    من که اومدم تو داری میری.؟؟؟ مرسی که سر زدی در نبودم. هر جا که هستی موفق باشی پرستو جونم.

    [پاسخ به این نظر]

  10. در روز دی ۲۴م, ۱۳۸۵ و زمان ۱۲:۲۹ بعد از ظهر مهـ ــرزادیـ ــوونه گفته:

    [پاسخ به این نظر]

  11. در روز دی ۲۴م, ۱۳۸۵ و زمان ۴:۴۰ بعد از ظهر pouya گفته:

    salam khanom khobi
    webloge khili gahshangi dari
    ba ejazatoonam man webloge ghashangetoono too pivandam goozashatm ta heme estefaeh konan
    khoshahalam mikoni ye jaye kochikiham too pivandat dashte basham

    [پاسخ به این نظر]

  12. در روز دی ۲۴م, ۱۳۸۵ و زمان ۶:۴۸ بعد از ظهر حالااااا گفته:

    سلام واقعان جالبه به من هم یه سری بزن

    [پاسخ به این نظر]

  13. در روز دی ۲۶م, ۱۳۸۵ و زمان ۹:۲۲ قبل از ظهر ایلیا گفته:

    به روی چشم . حتما حتما دعوتت میکنم !

    [پاسخ به این نظر]

  14. در روز دی ۲۶م, ۱۳۸۵ و زمان ۱۱:۵۱ قبل از ظهر زن زمانه گفته:

    آخر پست نوشتم که نی نی کوچولوی قصه ی ما سه سالش بود که فرشته ها بردنش تو آسمون. اما دلم نیومد! پاکش کردم.
    گفتم شاید یکی از کسانی که اون پست رو می خونه یه نی نی داشته باشه که اون مشکل رو داشته باشه و دلش بگیره. ننوشتم.

    [پاسخ به این نظر]

  15. در روز دی ۲۶م, ۱۳۸۵ و زمان ۱۲:۲۴ بعد از ظهر محمد گفته:

    واااااااااای نشنیده بودم خیلی ضد حال خوردم !!! )-:

    [پاسخ به این نظر]

  16. در روز دی ۲۷م, ۱۳۸۵ و زمان ۱۱:۳۴ قبل از ظهر مهـ ــرزادیـ ــوونه گفته:

    گولی بولی ؟
    امتحانات تموم شد بیا پیشم
    راستی شمارتو واسم میل کن

    [پاسخ به این نظر]

  17. در روز دی ۲۷م, ۱۳۸۵ و زمان ۴:۰۵ بعد از ظهر آرزو (مامان آرش) گفته:

    پرستو جان سلام
    چطوری خانمی؟ انشاءالله که موفق و شاد باشی.
    خبر رفتن آریـــــــــن کوچولو امروز دل من را لرزاند و هنوز از شوک ماجرا خارج نشدم مخصوصاً اینکه بیماریش دور از جون آرش دور از جون آرش دور از جون آرش عین بیماری آرش بوده!!
    خدا به پدر و مادرش صبر بدهد

    [پاسخ به این نظر]

  18. در روز دی ۲۸م, ۱۳۸۵ و زمان ۲:۱۸ قبل از ظهر قهوه گفته:

    برگشتی منتظرم تو بازی شرکت کنی.

    [پاسخ به این نظر]

  19. در روز دی ۲۸م, ۱۳۸۵ و زمان ۷:۵۲ قبل از ظهر .·´¯`·«( SORENA )»·´¯`·. گفته:

    سلام پرستوی عزیز

    اره خوندم و دیدم که آرین کوچولو چطور از دست رفت

    امیدوارم که به زودی با دل شاد برگردی

    [پاسخ به این نظر]

  20. در روز بهمن ۲م, ۱۳۸۵ و زمان ۱:۴۰ بعد از ظهر گیســــــــو گفته:

    الهیییییییییییییی

    چه جیگرههههههههههههههههه
    نازنین جون اسفند دود کن گلم
    بیا اونورا خوشحالم میکنی

    [پاسخ به این نظر]

ایمیل منتشر نمی شود

نمونه وب سایت

نظر شما: