پرستووو

دالی…

دی۲۸

سلاااااااااااااااام…اومدم یه دالی بکنم برم…وقتی پایین ِ پست قبلی نوشتم تا ۸ بهمن نیستم تصمیمم این بود که دیگه تا اون موقع برای کسی کامنت نذارم…ولی آخه مگه میشه؟؟…

خلاصه امروز چهارمین امتحانم رو دادم و هنوز ۶ تا دیگه مونده…

این ترم ۲۰ واحد داشتم  . که ۳ تاش آزمایشگاه داشت …خوشبختانه ۲ تا از امتحانای آزمایشگاه رو به صورت تئوری بعد از امتحان اصلی میگیرن ولی یکی از استادا راضی نشد و ما بعد از آخرین امتحان که هشتم بهمن ِ روز ۱۴ بهمن یه امتحان آزمایشگاه هم داریم.


پ ن ۱: اعتراف میکنم که بعضی از اسمایلی های این پست رو از وبلاگ ایلیا کپی کردم اینجا. همزمان اعتراف میکنم که اسم وبلاگش(پارازیت)منو یاد درسای اختصاصیم میندازه!

پ ن ۲: مسنجرم الکی روشن میمونه!

پ ن ۳:حواس پرتی دیگه تا این حد؟؟…امروز برای اولین بار بدون کیف رفتم دانشگاه و کلا ً فقط یه خودکار برداشتم و کارت ورود به جلسه…وقتی از امتحان اومدم بیرون دیدم حتی یه سکه هم با خودم نیاوردم که باهاش برگردم خونه!!(۳۰/۱۰/۸۵)

 

ارسال شده با موضوع خاطرات، دانشگاه
۲۷ نظر برای

”دالی…“

  1. در روز دی ۲۸م, ۱۳۸۵ و زمان ۳:۲۷ بعد از ظهر ایلیا گفته:

    تا باشه همیشه از این اعترافا !!!
    در ضمن اسم پارازیت منو یاد خودم میندازه !!!
    —–
    دالی !!

    ——
    این همه درس ؟ این همه امتحان ؟ ۱۰ تا ؟ ؟ این همه واحد ؟ بابا حرفه ای !

    [پاسخ به این نظر]

  2. در روز دی ۲۸م, ۱۳۸۵ و زمان ۱۰:۰۴ بعد از ظهر حمیدرضا گفته:

    و چه خری میزنه این دختر !

    [پاسخ به این نظر]

  3. در روز دی ۲۸م, ۱۳۸۵ و زمان ۱۰:۳۴ بعد از ظهر ایلیا گفته:

    ا ؟ چرا هیچکی اینجا نظر نمیده ؟
    ای نامردا ! داشتیم ؟ بابا شما که روی هرچی نارفیقه کم کردین . زود باشین بینم . زود بیاین اینجا نظر بدین تا (( پرستو )) خوشش بیاد ! زود بینم . دهه ! فکر کردین خودش رفته نشسته درس میخونه کسی نیست بیاد از حق مسلمش دفاع کنه ؟ ها ؟ ها ؟ ها ؟ ها ؟ نخیر عزیزان ما همیشه جان برکفیم . ما همواره در صحنه ایم . بعله . اصولا ! نذارین اون روی ماهم بالا بیاد ها ! زود بیاین نظر بدین !

    [پاسخ به این نظر]

  4. در روز دی ۲۸م, ۱۳۸۵ و زمان ۱۰:۳۵ بعد از ظهر ایلیا گفته:

    پرستو جون اگه خواستی تعداد نظرات وبلاگت ۳ رقمی بشه فقط یه ندا بده !

    [پاسخ به این نظر]

  5. در روز دی ۲۸م, ۱۳۸۵ و زمان ۱۰:۳۶ بعد از ظهر ایلیا گفته:

    خلاصه اینکه ما دربست در همه گونه خدمتگزاری نوکریم ! ( چی چی گفتم من ! )
    لپ کلام اینکه عکس بده جنازه تحویل بگیر !

    [پاسخ به این نظر]

  6. در روز دی ۲۸م, ۱۳۸۵ و زمان ۱۰:۳۸ بعد از ظهر ایلیا گفته:

    آها . راستی یادم رفت .
    پنج – هیچ به نفع من !!!!!

    [پاسخ به این نظر]

  7. در روز دی ۲۹م, ۱۳۸۵ و زمان ۱۰:۳۷ قبل از ظهر مرجان گفته:

    سلام . من توی وبلاگ آرزو مامان آرش بودم که کامنت شما رو دیدم و اومدم اینجا امیدوارم در امتحاناتتون موفق بشید…………خوشحال میشم که پیش ما هم بیاید.

    [پاسخ به این نظر]

  8. در روز دی ۲۹م, ۱۳۸۵ و زمان ۸:۲۹ بعد از ظهر آرش گفته:

    سلام ما اپیم منتظر حضور نیلوفریتون هستیم

    حرکت از این بیش شتابان کنیم
    ولوله در ولوله باران کنیم
    جنگل و شهر و ده و کوه و کمر
    از نفس خویش شکوفان کنیم
    می شنوی؟ این تپش طبل ماست
    باش و ببین تا که چه طوفان کنیم

    [پاسخ به این نظر]

  9. در روز دی ۲۹م, ۱۳۸۵ و زمان ۸:۵۴ بعد از ظهر علی سیاه سابق گفته:

    ایشالله مشروط میشی ساخته میشی

    [پاسخ به این نظر]

  10. در روز دی ۳۰م, ۱۳۸۵ و زمان ۴:۱۱ قبل از ظهر قهوه گفته:

    وااااااااا خوب من عروسک خپلی دوست دارم چرا میخندی. اصلا میدونی چیه تو چرا به این زودی برگشتی برو ۸ بهمن بیا بعد جوابتو میدم پرستو خانوم.

    [پاسخ به این نظر]

  11. در روز دی ۳۰م, ۱۳۸۵ و زمان ۸:۲۷ قبل از ظهر .·´¯`·«( SORENA )»·´¯`·. گفته:

    خب دمت گرم که باز هم برگشتی
    ایشالله امتحاناتو خوب بدی
    من هم اکثر ترمها آزمایشگاه داشتم گاهی توی یه ترم چهار تا امتحان سنگ و کانی داشتیم
    اونقدر قاتی میکردم که حتی یه بار برای اینکه اسم سنگی توی ذهنم بمونه زدمش توی سرم و گفتم اینی که خورد توی سرت آندالوزیت بود اتفاقا همون هم یکی از سنگها هم همون بود که توی امحان جلوم گذاشتن

    [پاسخ به این نظر]

  12. در روز دی ۳۰م, ۱۳۸۵ و زمان ۹:۵۹ قبل از ظهر حسن گفته:

    سلام دوست عزیز….
    کلبه درویشیمون آپدیت شده

    خوشحال میشیم که تشزیف بیارین
    ¯ آخه هیچ کس فکر ما نیست

    دیدی که بازی و پیچه؟؟؟

    زندگی حروم هیچه

    دیدی که غصه نداره؟؟؟

    سرنوشت قصه نداره

    موفق باشی

    [پاسخ به این نظر]

  13. در روز دی ۳۰م, ۱۳۸۵ و زمان ۱۲:۰۰ بعد از ظهر .·´¯`·«( SORENA )»·´¯`·. گفته:

    قربون حواس جمعت مادر
    ولی غصه نخور چون من هم یه بار همچین کاری رو کردم اون هم سر اولین امتحان پیش داشنگاهی با اون همه استرس فقط ۵۰ تومن داشتم که دادم کرایه اتوبوس

    [پاسخ به این نظر]

  14. در روز دی ۳۰م, ۱۳۸۵ و زمان ۲:۰۸ بعد از ظهر مرجان گفته:

    پرستو جون با اجازه منم لینکت میکنم خانومی.

    [پاسخ به این نظر]

  15. در روز دی ۳۰م, ۱۳۸۵ و زمان ۴:۱۲ بعد از ظهر آرزو (مامان آرش) گفته:

    پرستو جان سلام
    انشاءالله که همه امتحاناتت را عالی بدی و راحت شی و یک نفس درست و حسابی بکشی.

    [پاسخ به این نظر]

  16. در روز بهمن ۱م, ۱۳۸۵ و زمان ۸:۳۳ قبل از ظهر پیروز گفته:

    موبایل داری خانومی حالا دیگه … یه تماس با مامانی یا داداشی … به سرعت میان دنبالت …

    [پاسخ به این نظر]

  17. در روز بهمن ۲م, ۱۳۸۵ و زمان ۷:۳۲ قبل از ظهر مرجان گفته:

    سلام پرستو جون مرسی از کامنتت عزیزم خدا رو شکر حالش خیلی بهتره.

    [پاسخ به این نظر]

  18. در روز بهمن ۲م, ۱۳۸۵ و زمان ۷:۵۵ قبل از ظهر افسانه گفته:

    سلام پرستو
    امیدوارم با موفقیت امتحان بدیمنم تا ۱۷ بهمن امتحان دارم
    ولی بعد از ۱۷ بهمن بیشتر بهت سر میزنم باشه؟
    فعلا بایییییییییییییییییییی

    [پاسخ به این نظر]

  19. در روز بهمن ۲م, ۱۳۸۵ و زمان ۹:۰۸ قبل از ظهر لیلا و امین گفته:

    خدا رو شکر
    ایشالا بقیه امتحانا هم پاس میشن با نمره خوب

    حواس پرتی را از لیلا بیاموزید

    [پاسخ به این نظر]

  20. در روز بهمن ۲م, ۱۳۸۵ و زمان ۱۰:۱۹ قبل از ظهر قهوه گفته:

    خوب میگفتی حالا چه جوری برگشتی خونه؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

  21. در روز بهمن ۲م, ۱۳۸۵ و زمان ۴:۴۴ بعد از ظهر پرهام گفته:

    قهوه راست میگه چجوری برگشتى؟

    [پاسخ به این نظر]

  22. در روز بهمن ۳م, ۱۳۸۵ و زمان ۸:۰۵ قبل از ظهر مامان امیر مهدی گفته:

    به قول مامانم قربون حواس جمع!! حالا چه جوری برگشتی

    [پاسخ به این نظر]

  23. در روز بهمن ۳م, ۱۳۸۵ و زمان ۹:۲۲ قبل از ظهر گل پر گفته:

    امیدوارم امتحاناتو خوب بدی.راستی منم مثل پ.ن یکت شدم خیلی مضحکه البته دور از جون شما!

    [پاسخ به این نظر]

  24. در روز بهمن ۳م, ۱۳۸۵ و زمان ۱:۵۴ بعد از ظهر ویولت گفته:

    [پاسخ به این نظر]

  25. در روز بهمن ۳م, ۱۳۸۵ و زمان ۴:۰۰ بعد از ظهر پلاسفا گفته:

    پرستو جان برای این کار باید فونتی را که دانلود کردی را تو درایوی که ویندوزتو نصب کردی تو پوشه ویندوز و سپس تو پوشه ی فونتس بار گزاری کنی!

    [پاسخ به این نظر]

  26. در روز بهمن ۴م, ۱۳۸۵ و زمان ۱۲:۳۱ قبل از ظهر نیما و تانی... گفته:

    ۩۝۞ Nima ¤¤¤ Tani ۞۝۩

    سلام خانومی…

    آخی! ایشالا تموم میشه این ۶ تای باقیمونده (فکر کنم دیگه الان کمتر مونده باشه)

    قربون حواس جمع

    شاد باشی

    [پاسخ به این نظر]

  27. در روز بهمن ۵م, ۱۳۸۵ و زمان ۷:۵۴ قبل از ظهر مهسا.خ گفته:

    سلااااام
    خیلی وبلاگ پر و با محتوایی دارین …تبریک می گم به خاطر این همه ذوق و سلیقه
    منم آپم ..خوشحال می شم اگه به دیدن وبم بیاین..
    راستی نظرتون رو درباره ی تبادل لینک هم بگین…
    امیدوارم بتونیم دوستای خوبی برای هم باشیم..
    فعلا..

    [پاسخ به این نظر]

ایمیل منتشر نمی شود

نمونه وب سایت

نظر شما: