پرستووو

گذشته ها

اسفند۱

....

بعضی وقتا یه اتفاق ـ خیلی دور یه جوری ، به یه شکلی ، میاد تو ذهن آدم لحظه به لحظه اش برای آدم مرور میشه … همه ی خریت هاش(ببخشید باید بگم) ، همه کار های احمقانه ی انجام شده در یه دوره زمانی کوتاه … و خلاصه اینقدر ذهن آدم درگیر میشه که دیگه هیچ موضوع خوشحال کننده ای نمیتونه بیشتر از چند ثانیه باعث خنده ات بشه…اونم نه از ته دل …فقط برای اینکه … نمیدونم اصلا فقط برای چی؟… ذهنت انقدر درگیره که وقتی صبح از خواب بیدار میشی یه چراغی تو دهنت خاموش روشن میشه که “آی حواست هست دیشب به چی فکر میکردی؟”انقدر خاموش روشن میشه که یادت میاد و دوباره تمام روز تو فکر یه اتفاق در گذشته ای… که چه خریتی کردی…خودت بودی دیگه…حالا تحمل کن…
حالم خوب نیست تو کامنت دونی شوخی نکنید لطفا…

ارسال شده با موضوع خاطرات
۱۹ نظر برای

”گذشته ها“

  1. در روز اسفند ۱م, ۱۳۸۵ و زمان ۶:۳۰ بعد از ظهر امین گفته:

    سلام عزیز
    مطالب جالبی داری و انگار حرف دلت رو می نویسی.
    به منم سر بزن
    شاد باشی

    [پاسخ به این نظر]

  2. در روز اسفند ۱م, ۱۳۸۵ و زمان ۶:۴۵ بعد از ظهر ایلیا گفته:

    منم الان اصلا حالم خوب نیست / میدونی ؟ ماشینم شد قوطی ! با یک تصادف خفن .
    .
    ذهنت انقدر درگیره که وقتی صبح از خواب بیدار میشی یه چراغی تو دهنت خاموش روشن میشه که “آی حواست هست دیشب ماشین بیچاره رو به آهن پاره تبدیل کردی ؟ ” انقدر خاموش روشن میشه که یادت میاد و دوباره تمام روز تو فکر اتفاق دیشبی …

    [پاسخ به این نظر]

  3. در روز اسفند ۱م, ۱۳۸۵ و زمان ۸:۳۳ بعد از ظهر پرهام گفته:

    man enghadr bache moadabiam, asan shookhi nemikonam
    iekam vaght mikhad ta dobare ok beshi

    [پاسخ به این نظر]

  4. در روز اسفند ۱م, ۱۳۸۵ و زمان ۸:۴۶ بعد از ظهر رونیکا گفته:

    یهو به جای خط آخر می گفتی:رونیکا جان کامنت نذار لطفاَ

    [پاسخ به این نظر]

  5. در روز اسفند ۱م, ۱۳۸۵ و زمان ۱۱:۴۴ بعد از ظهر مامان مریم گفته:

    می فهمم دخترک… ولی خوب میشی زود… خوشبختانه یه نعمتی وجودداره به نام گذر زمان… همه به گمونم گاهی از این حالا بهشون دست میده… امیدوارم زود خوبی شی

    [پاسخ به این نظر]

  6. در روز اسفند ۲م, ۱۳۸۵ و زمان ۷:۴۶ قبل از ظهر آرزو (مامان آرش) گفته:

    پرستو جان سلام
    و آن نیز بگذرد!! پس بیخود خودت را ناراحت گذشته‌ها نکن

    [پاسخ به این نظر]

  7. در روز اسفند ۲م, ۱۳۸۵ و زمان ۷:۴۶ قبل از ظهر آرزو (مامان آرش) گفته:

    پرستو جان سلام
    و آن نیز بگذرد!! پس بیخود خودت را ناراحت گذشته‌ها نکن

    [پاسخ به این نظر]

  8. در روز اسفند ۲م, ۱۳۸۵ و زمان ۹:۱۵ قبل از ظهر علی سیاه سابق گفته:

    [پاسخ به این نظر]

  9. در روز اسفند ۲م, ۱۳۸۵ و زمان ۱:۴۶ بعد از ظهر پیروز گفته:

    … خود کرده را تدبیر … نیست …

    [پاسخ به این نظر]

  10. در روز اسفند ۲م, ۱۳۸۵ و زمان ۲:۳۰ بعد از ظهر مرجان گفته:

    فقط می تونم بگم

    [پاسخ به این نظر]

  11. در روز اسفند ۲م, ۱۳۸۵ و زمان ۳:۲۱ بعد از ظهر .·´¯`·«(SoReNa)»·´¯`·. گفته:

    سلام گلم خوبی؟
    چرا شوخی نکنیم
    تو که سورن رو خوب میشناسی
    میدونی من اگه چرت و پرت نگم میمیرم
    باشه برای اینکه ناراحتت نکنم بدون شوخی میرم
    ولی یه چیزی بگم

    Jegarat ra bekhoram
    همون جیگرتو برم هست

    [پاسخ به این نظر]

  12. در روز اسفند ۲م, ۱۳۸۵ و زمان ۳:۲۳ بعد از ظهر .·´¯`·«(SoReNa)»·´¯`·. گفته:

    چقدر من خنگم
    همه اینجا غمگین بودن اونوقت من چرت و پرت گفتم ببخشید

    [پاسخ به این نظر]

  13. در روز اسفند ۲م, ۱۳۸۵ و زمان ۴:۵۴ بعد از ظهر پاتوق گفته:

    با عرض سلام خدمت دوست عزیزم…
    بی سر و صدا اومدم بی سر و صدا هم میرم
    دلم تا سر حد مرگ گرفته میخوام فریاد بزنم…
    عزیزم آپ کردم…
    بیا پیشم خوشحال میشم….
    شاد باشی….

    [پاسخ به این نظر]

  14. در روز اسفند ۲م, ۱۳۸۵ و زمان ۶:۰۰ بعد از ظهر مرغ دریایی گفته:

    پرستو جون از این حالت ها رو هممون تجربه اش کردیم و خواهیم کرد
    اینکه یه اتفاقی میاد توی ذهن آدم ممکنه که دست خودمون نباشه اما مرور لحظه به لحظه اش دست خودمونه

    کاملا میفهمم چی میگی اونقدر که با خوندن پستت یه سری از همون به قول تو خریتهام ! اومد تو ذهنم
    سعی کن تو همچین وضعیتی خودت رو مشغول به کاری کنی که ذهنت به دنبال مرور لحظه ها نره

    راستی این عکس جریانش چیه ؟ببخشید اگه فضولی کردما
    آخه یه چیزی توی این عکس هست که یه حس خاصی دارم بهش

    [پاسخ به این نظر]

  15. در روز اسفند ۲م, ۱۳۸۵ و زمان ۶:۵۳ بعد از ظهر محمدفرامرزی گفته:

    ما چون دو دریچه روبروی هم
    آگاه زهر بگو مگوی هم
    هروز سلام پرسش وخنده
    هرروز قرار روزآینده
    عمر آینه ی بهشت اما …آه
    بیش از شب و روز تیر و دی کوتاه
    اکنون دل من شکسته و خسته است
    زیرا یکی از دریچه ها بسته است
    نه مهر فسون نه ماه جادو کرد
    نفرین به سفر که هرچه کرد او کرد

    [پاسخ به این نظر]

  16. در روز اسفند ۳م, ۱۳۸۵ و زمان ۶:۵۲ بعد از ظهر مریم بانو گفته:

    بعضی وقتها آدم وقتی یه طرح کلی واسه خودش داره و برخلاف اون عمل میکنه خیلی کفری میشه به قول عصار … گاهی هم آنان که از عقل دم می زنند در مسیر هوشیاری خود مست می روند

    [پاسخ به این نظر]

  17. در روز اسفند ۴م, ۱۳۸۵ و زمان ۸:۲۰ قبل از ظهر پریسا در دریای خوشبختی گفته:

    راجع به عکس توضیح بده لطفا……..(( خودت نوشتی شوخی ممنوع))

    [پاسخ به این نظر]

  18. در روز اسفند ۴م, ۱۳۸۵ و زمان ۹:۱۶ قبل از ظهر شهلا گفته:

    آخی پرستو جونم
    من که نفهمیدم چی شده
    ولی درکت می کنم
    این وضعیت خیلی بده

    [پاسخ به این نظر]

  19. در روز اسفند ۸م, ۱۳۸۵ و زمان ۹:۰۸ قبل از ظهر محمد مایکل گفته:

    ها ها پسر چی دخترا یا دماغشونو عمل کنن خوشگل شن یا زیبایی پلاستیک
    ولی پسرا خدادادی خوشگلن

    [پاسخ به این نظر]

ایمیل منتشر نمی شود

نمونه وب سایت

نظر شما: