پرستووو

بازدید از باغات

آبان۵

 

   به ما گفته بودن ساعت ۸ صبح،رو بورد زده بودن ساعت ۹ ، و درآخر ما ساعت ۸.۵ از دانشگاه خارج شدیم . (اوج هماهنگی رو داشتین دیگه) … ساعت ۹.۵ رسیدیم به یه باغ هلو و زردآلو …(بقیه اش در ادامه مطلب)


ساعت ۹.۵ رسیدیم به یه باغ هلو و زردآلو …

بچه های گروه

 

بعد موبایل استاد زنگ خورد و خبر از واقعه ی حولناک جا موندن ۲ نفر از بچه ها رو
داد (رو بورد رو نگاه کرده بودن و برای ساعت ۹ آماده شده بودن) و
درنتیجه چون قراربود دوباره بریم یه جای دیگه و باید ازون طرف شهر دوباره خارج
میشدیم ، برگشتیم و اون دوتایی رو که جا مونده بودن رو برداشتیم و دوباره رفتیم
ایندفعه به یه تاکستان …

تاکستان

بچه ها در حال جمع آوری نمونه آلوده

اینجا هم استاد کلی توضیح داد و بلاخره ساعت ۱۲.۵ برگشتیم دانشگاه .

استاد در حال جمع آوری نمونه آلوده

خوب بود ها … خیلی هم خوش گذشت … ولی خیلی کوتاه بود .

ارسال شده با موضوع بازديد، خاطرات، عكس‌
۲۸ نظر برای

”بازدید از باغات“

  1. در روز آبان ۵م, ۱۳۸۶ و زمان ۷:۳۰ قبل از ظهر مریم گفته:

    اول

    [پاسخ به این نظر]

  2. در روز آبان ۵م, ۱۳۸۶ و زمان ۷:۳۰ قبل از ظهر مریم گفته:

    وای خوش به حالتون پرستو جون چه جاهای با صفائی رفتین همیشه به گردش و تفریح خانومی.

    [پاسخ به این نظر]

  3. در روز آبان ۵م, ۱۳۸۶ و زمان ۸:۰۴ قبل از ظهر پیروز گفته:

    خوش به حالتون !

    [پاسخ به این نظر]

  4. در روز آبان ۵م, ۱۳۸۶ و زمان ۱۲:۵۴ بعد از ظهر مژگان (مامان آندیاجون) گفته:

    سلام پرستو جون نمی دونم چطور شد که از اینجا سر درآوردم ولی خیلی خوشحالم که وبلاگتون رو دیدم. چه بازدید جالبی رفتین . راستی تولد داداشی هم مبارک …

    [پاسخ به این نظر]

  5. در روز آبان ۵م, ۱۳۸۶ و زمان ۲:۵۸ بعد از ظهر فرزانه گفته:

    پس حسابی خوش گذشته

    [پاسخ به این نظر]

  6. در روز آبان ۵م, ۱۳۸۶ و زمان ۸:۱۶ بعد از ظهر ایلیا گفته:

    تو این عکسا کدومشون تویی ؟! نگو که پشت دوربینی و داری عکس میگیری ها ! اصلا همیشه تو باید منو ضایع کنی !

    [پاسخ به این نظر]

  7. در روز آبان ۵م, ۱۳۸۶ و زمان ۸:۲۴ بعد از ظهر شهرزاد مامان حسین گفته:

    قدر این روزارو بدون پرستو جون

    [پاسخ به این نظر]

  8. در روز آبان ۵م, ۱۳۸۶ و زمان ۱۱:۱۶ بعد از ظهر مامان کیا گفته:

    ممنون از تبریکت وای خوش به حالتون پرستو جون چه جاهای با صفائی رفتین همیشه به گردش و تفریح خانومی.ما هم اپیم

    [پاسخ به این نظر]

  9. در روز آبان ۶م, ۱۳۸۶ و زمان ۴:۱۰ قبل از ظهر پرستووو ( صاحب وبلاگ ) گفته:

    به ایلیا : آره حب من عکس میگرفتم

    [پاسخ به این نظر]

  10. در روز آبان ۶م, ۱۳۸۶ و زمان ۶:۳۷ قبل از ظهر افسانه گفته:

    سلام عزیزم
    خیلی وقته نیومدم شرمندهالانم به خدا نیم ساعت بیشتر وقت ندارم و باید برم خوشحالم که به گردش و تفریح رفتین…راستی پرستو جونم تو رشته ات چیه که اینقدر همش دنبال دار و درختایی؟!!!
    تولدت داداشت هم مبارک
    امیدوارم روزای خوبی داشته باشی

    [پاسخ به این نظر]

  11. در روز آبان ۶م, ۱۳۸۶ و زمان ۳:۰۷ بعد از ظهر کیمیا گفته:

    سلام خاله جونم

    [پاسخ به این نظر]

  12. در روز آبان ۷م, ۱۳۸۶ و زمان ۳:۰۲ قبل از ظهر مامان امیر مهدی گفته:

    بابا عجب جاهای با حالای میرید ما بیچاره ها که باید همش میرفتیم بیمارستان دلمون می گرفت هر چند دوره دانشجویی همش خوبه قدرش رو بدون خیلی زود تموم میشه

    [پاسخ به این نظر]

  13. در روز آبان ۷م, ۱۳۸۶ و زمان ۷:۰۶ قبل از ظهر پیروز گفته:

    شاید وقتی دیگر … گفتم !…

    [پاسخ به این نظر]

  14. در روز آبان ۷م, ۱۳۸۶ و زمان ۸:۴۲ قبل از ظهر مامان دیبا و پرند گفته:

    سلام دوستم
    شما برای بازدید رفته بودین یا اینکه جهت بهره برداری از درختها !!!!!!!!!
    خوش باشین

    [پاسخ به این نظر]

  15. در روز آبان ۷م, ۱۳۸۶ و زمان ۱۱:۱۶ قبل از ظهر حنوش... گفته:

    سلام به دوست خوب ومهربونم

    وقت غروب، خورشید رفت .. گل آفتابگردان به دنبال خورشید می گشت .. ناگهان ستاره ای چشمک زد …
    امّا آفتابگردان سر به زیر انداخت
    گلها هیچ وقت خیانت نمیکنند!!
    زیر نور ستاره ها منتظر طلوعت می مونم … آپم

    [پاسخ به این نظر]

  16. در روز آبان ۷م, ۱۳۸۶ و زمان ۱:۳۰ بعد از ظهر mamansameh گفته:

    عجب تاکستان پاییزی قشنگی!!
    بچه ها لیوان وکوسن کادوگرفتن که نماد سینما پارک داره . عکسم شرمندگی از تنبلی منه

    [پاسخ به این نظر]

  17. در روز آبان ۷م, ۱۳۸۶ و زمان ۳:۲۸ بعد از ظهر یاسمن(چند قدم نزدیکتر به خدا) گفته:

    وای خوش به حالتون حتما کلی انگور تازه خوردید.

    [پاسخ به این نظر]

  18. در روز آبان ۷م, ۱۳۸۶ و زمان ۴:۲۲ بعد از ظهر سفرنامه مجارستان گفته:

    انشالله که همیشه به گشت و گذار باشین ولی کاش یه مقدار بیشتر توضیح میدادی که مثلا واسه چی رفتین یا استادتون درباره چی توضیح داد ؟ به هر حال موفق باشی من هم به روزم ………

    [پاسخ به این نظر]

  19. در روز آبان ۸م, ۱۳۸۶ و زمان ۷:۴۰ قبل از ظهر فرزانه گفته:

    مگه دعوتم نکردی…؟
    بدو دیگه

    [پاسخ به این نظر]

  20. در روز آبان ۸م, ۱۳۸۶ و زمان ۷:۵۱ قبل از ظهر ایلیا گفته:

    کدوم کتاب ؟!

    [پاسخ به این نظر]

  21. در روز آبان ۸م, ۱۳۸۶ و زمان ۱۱:۳۵ قبل از ظهر سکوت شبانه گفته:

    معلومه که خیلی خوش گذشته !

    [پاسخ به این نظر]

  22. در روز آبان ۸م, ۱۳۸۶ و زمان ۱۱:۴۲ قبل از ظهر مامان نیما گفته:

    قدر این روزهای بی مسئولیت رو بدون که بعد حسرتش رو میخوری. همیشه به گردش و شادی و تفریح

    [پاسخ به این نظر]

  23. در روز آبان ۸م, ۱۳۸۶ و زمان ۱:۴۳ بعد از ظهر نیکا گفته:

    سلام خاله خوش گذشته ها!!!

    [پاسخ به این نظر]

  24. در روز آبان ۸م, ۱۳۸۶ و زمان ۳:۲۲ بعد از ظهر پرهام گفته:

    خیلی دلم می خواد بدونم چیکار می کنید تو این طبیعت
    دوست دارم به بار بیام ببینم

    [پاسخ به این نظر]

  25. در روز آبان ۸م, ۱۳۸۶ و زمان ۱۰:۵۵ بعد از ظهر قهوه گفته:

    سلام پرستو جون. خوبی؟ مثل اینکه حسابی خوش گذشته. منم یه روز با خودتون ببرین. ” اوج هماهنگی”

    [پاسخ به این نظر]

  26. در روز آبان ۹م, ۱۳۸۶ و زمان ۶:۱۸ قبل از ظهر درنا گفته:

    منم باغ گردی میخوام قبول نیست تنهائی

    [پاسخ به این نظر]

  27. در روز آبان ۹م, ۱۳۸۶ و زمان ۱۱:۱۸ قبل از ظهر یک مامان گفته:

    همیشه به گردش.عکسا خیلی با حال بودن.می شه لطفا جریان بازی عکس رو به من بگی؟تولد داداشت هم مبارک

    [پاسخ به این نظر]

  28. در روز آبان ۹م, ۱۳۸۶ و زمان ۳:۴۷ بعد از ظهر مهدی گفته:

    سلام

    وبت عالیه

    فقط یه سوال پیش ما میای دیگه؟

    منتظرتمااااا

    [پاسخ به این نظر]

ایمیل منتشر نمی شود

نمونه وب سایت

نظر شما: