پرستووو

ساعت خواب

آبان۲۲

 

جان من در نزن بذار بخوابم

از ماه رمضون به این طرف من دارم صبح ها ساعت ۳ بیدار میشم( چون اینترنتم شبانه ست) . بعضی وقتا  میشد بعد از اینترنت بازی خوابید ولی بیشتر وقتا نمیشد ، که من به جاش ظهر ها رو میخوابیدم … گذشت و گذشت تا پنج شنبه و جمعه هفته پیش که علاوه بر اینکه بعد از اینترنت بازی نشد بخوابم ظهر هم نشد شب هم دیر خوابم برد ( به خاطر بازدید و کوهنوردی هم خیلی خسته بودم)… دیگه وضعیت بدی شده بود ولی بازم تونستم مقاومت کنم تا رسید به دیروز ( دوشنبه ) که من از ۸ صبح تا ۸ شب کلاس دارم امتحان هم داشتم صبحش هم که همون ساعت ۳بیدار باش بودم … ساعت ۷ رفتم دانشگاه … هنوز داشتن دنبال کلید در سالن میگشتن!!!  … خلاصه دیگه تا ساعت ۲ ظهر اعضای بالا خونه کاملا تعطیل کردن رفتن تعطیلات !!! من موندم در دانشگاه در حالی که انتظارات بچه ها و استاد ها از من همون پرستوی سابق بود … جوابهای خنده دارم من به سوالات بچه ها همه رو شکه کرده بود … خوندن اعداد ۳ رقمی برام سخت شده بود… باز نگه داشتن چشمام در زمان بالا اومد از پله ها یک کار غیر ضروری به نظر می اومد!! اگه کسی ازم ساعت میپرسید طول میکشید تا بتونم بخونم… ( دیگه به حدی که نگهبان سالن هم فهمید و بهم گفت : دخترم چرا انقدر بی حالی ؟ ) تازه این حالت ها از ساعت ۲ ظهر شروع شده بود و من ساعت ۵ امتحان اکولوژی داشتم …البته امتحانه به خیر گذشت … ولی وقتی برگشتم خونه( ساعت ۶.۵ ، چون استاد بعد از امتحان تعطیل کرد وگرنه تا ۸ باید میموندیم) اون کاغذ بالا رو زدم به پشت در و خوابیدم …فکر میکردم دیگه یه سره تا صبح خوابیدم ولی ساعت ۱۲ پاشدم و تا الان بازم بیدارم …

   روز ملی دختران

 ( البته دیروز بود) بر همه دختران وبلاگستاندوستان هم گروهی دانشگاهدوستان غیر هم گروهی در دانشگاهدوستان کلاس زباندوستان کلاس بدمینتوندوستان قدیمی(دوستان سالهای قبل از دبستان – دبستان – راهنمایی – دبیرستان – پیش دانشگاهی ) ( آخیش کسی نموند؟)

 مبارک

 

پ ن : به دوستی که گفته بودی من دروغ گفته ام که ای دی اس ال دارم :

خب من هنوزم ای دی اس ال دارم ولی روزانه اش رو تموم کردم …یعنی اونجا که ازش گرفتم با اینکه اون موقع اینقدر حرف زد و مغز مارو خورد یه دفعه نگفت اینا محدودیت دانلود دارن … وگرنه یه ذره محتاط تر استفاده میکردم که الان به این بدبختی نصف شب پاشدن گرفتار نشم … حالا تا دی ماه وضعیت همینه . ( اگه اینجا نگفتم برای این بود که آبروم نره )ممنون که اینقدر با دقت میخونی .

ارسال شده با موضوع خاطرات، دانشگاه
۳۰ نظر برای

”ساعت خواب“

  1. در روز آبان ۲۲م, ۱۳۸۶ و زمان ۷:۲۹ قبل از ظهر سحر مامان کیارش گفته:

    سلام پرستو جون
    وبلاگ قشنگی داری. من تازه با وبلاگت آشنا شدم از طریق وبلاگ آرش جون. برات آرزوی موفقیت میکنم. شاد باشی

    [پاسخ به این نظر]

  2. در روز آبان ۲۲م, ۱۳۸۶ و زمان ۸:۰۶ قبل از ظهر مریم گفته:

    پرستو جان گفتی بی خوابی و کردی کبابم آخه منم به خاطر تب و لرز دخملی ۴۸ ساعته که نخوابیدم دیروز هر کی بهم هر چی میگفت اصلا نمیفهمیدم چی جوابش و میدم البته دیشب یه کم بهتر خوابیدم چون خدا رو شکر حال دخمری یه کم بهتر شده.

    [پاسخ به این نظر]

  3. در روز آبان ۲۲م, ۱۳۸۶ و زمان ۸:۳۱ قبل از ظهر پیروز گفته:

    روزت مبارک خواهر گلم …

    [پاسخ به این نظر]

  4. در روز آبان ۲۲م, ۱۳۸۶ و زمان ۹:۲۱ قبل از ظهر لیلی مامان یونا گفته:

    خسته نباشی. عجب کارت جالب بوده ها کلی خندیدم.روز شما مبارک

    [پاسخ به این نظر]

  5. در روز آبان ۲۲م, ۱۳۸۶ و زمان ۹:۳۲ قبل از ظهر مامان دیبا و پرند گفته:

    سلام دوستم
    صبح به خیر . ما یک خروس داریم اسمش پرندیه اگه حوصله ات از بیداری سر اومد می تونم بفرستمش هر دو کنار هم باشین و منهم یک چرتی بزنم.

    [پاسخ به این نظر]

  6. در روز آبان ۲۲م, ۱۳۸۶ و زمان ۹:۵۰ قبل از ظهر پریسا در دریای خوشبختی گفته:

    [پاسخ به این نظر]

  7. در روز آبان ۲۲م, ۱۳۸۶ و زمان ۱۱:۳۰ قبل از ظهر mychamber گفته:

    بلد نیستسد بخوابید مثل اینکه شماها! باید یه جوری بخوابید که اگه در رو هم ترکوندن بیدار نشید…

    [پاسخ به این نظر]

  8. در روز آبان ۲۲م, ۱۳۸۶ و زمان ۱۲:۳۹ بعد از ظهر چشم غمگین گفته:

    روزتون مبارک!

    [پاسخ به این نظر]

  9. در روز آبان ۲۲م, ۱۳۸۶ و زمان ۱۲:۴۷ بعد از ظهر فرزانه گفته:

    مرسی عزیزم
    برای توام مبارک
    پرستو جون
    لینک منو توی بلاگرد وارد کن

    [پاسخ به این نظر]

  10. در روز آبان ۲۲م, ۱۳۸۶ و زمان ۴:۱۵ بعد از ظهر گیاهپزشک گفته:

    ممنون از اینکه به وبلاگم سر زدید. با آرزوی موفقیت شما در رشته گیاهپزشکی

    [پاسخ به این نظر]

  11. در روز آبان ۲۲م, ۱۳۸۶ و زمان ۷:۱۷ بعد از ظهر AmirCool گفته:

    یه بار میگی adsl داری ، یه بار دیگه می گی اینترنت شبانه . که چی بشه اینقدر دروغ می گی.

    [پاسخ به این نظر]

  12. در روز آبان ۲۲م, ۱۳۸۶ و زمان ۸:۲۳ بعد از ظهر غلامرضا گفته:

    روز ملی دختران کی بود؟یا کی هست؟

    [پاسخ به این نظر]

  13. در روز آبان ۲۲م, ۱۳۸۶ و زمان ۸:۲۹ بعد از ظهر قهوه گفته:

    آخی بمیرم. بیچاره پرستو. واقعا خواب خیلی مهمه. من اگه خوابم درست نباشه همه اعضای صورتم کوچولو میشن و جم میشن وسط صورتم( فکرکنم یادم میاد تو هم گفتی اینجوری میشی) و اصلا سیستم بدنم قاطی میکنه مثل مال تو. خوب بخواب عزیزم که اینجوری نشی.
    روز ملی دختر به ته هم مبارک عزیز قهوه.

    [پاسخ به این نظر]

  14. در روز آبان ۲۲م, ۱۳۸۶ و زمان ۸:۳۲ بعد از ظهر قهوه گفته:

    وای پرستو دستت.

    [پاسخ به این نظر]

  15. در روز آبان ۲۲م, ۱۳۸۶ و زمان ۹:۰۰ بعد از ظهر ایلیا گفته:

    آب و روغن قاطی کرده بودی آبجی ؟؟!!
    .
    روز ملی تون هم میبارک . ما دیروز فقط مشغول تبریک پراکنی به بانو بودیم !!

    [پاسخ به این نظر]

  16. در روز آبان ۲۲م, ۱۳۸۶ و زمان ۹:۱۶ بعد از ظهر علیرضا گفته:

    سلام
    سحر خیزی خیلی خوبه ولی امیدوارم به درسهات صدمه ای نزنه
    راستی ف فکر کنم نماز صبحت هیچ وقت قضا نشه(غذا)
    منتظرت هستیم – به ما هم سر بزن
    یا حق

    [پاسخ به این نظر]

  17. در روز آبان ۲۲م, ۱۳۸۶ و زمان ۹:۲۱ بعد از ظهر علیرضا گفته:

    سلام
    لطفا لینک من رو در لینکدونی اضافه کنید
    من هم لینک شما رو اضافه خواهم کرد
    یا حق

    [پاسخ به این نظر]

  18. در روز آبان ۲۳م, ۱۳۸۶ و زمان ۲:۱۳ قبل از ظهر نیما و تانی گفته:

    ۩۝۞ Nima ¤¤¤ Tani ۞۝۩

    سلام آبجی…

    بی خوابی به من یکی که نمیسازه سرگیجه های وحشتناکی میگیرم که منگ میشم ولی اگه حتی ۵ دقیقه بتونم بخوابم تا حد زیادی بهم کمک میکنه.

    اون کاغذم فکر جالبی بوده

    زنده باشید
    یا علی

    [پاسخ به این نظر]

  19. در روز آبان ۲۳م, ۱۳۸۶ و زمان ۹:۱۵ قبل از ظهر Jozeph گفته:

    هیشششششششسسسسسسسس
    همه خوابن

    [پاسخ به این نظر]

  20. در روز آبان ۲۳م, ۱۳۸۶ و زمان ۹:۲۶ قبل از ظهر مامان دیبا و پرند گفته:

    سلام دوستم
    از چشمم افتادی !!!!! اصلا فکر نمی کردم ای دی اس ال روزانه نداشته باشی !!!!!! فکر کنم باید در دوستیمون تجدید نظر کنم.

    [پاسخ به این نظر]

  21. در روز آبان ۲۳م, ۱۳۸۶ و زمان ۱۰:۳۱ قبل از ظهر لیلی مامان یونا گفته:

    آخیییی….. بعضی با دقت خوندنها هم دردسر ساز میشه ها

    [پاسخ به این نظر]

  22. در روز آبان ۲۳م, ۱۳۸۶ و زمان ۱۱:۰۱ قبل از ظهر علیرضا گفته:

    سلام
    دمشنتون شرمنده باشه ، اشکالی نداره
    راستی ، اگر خواستید اینجا رو دات کام و یا به قول معروف مثل ایلیا مستقلش کنی ، در این زمینه میتونم کمکتون کنم
    شاد باشید
    یا حق

    [پاسخ به این نظر]

  23. در روز آبان ۲۳م, ۱۳۸۶ و زمان ۲:۱۴ بعد از ظهر مامان مریم گفته:

    خیلی باحال بود اون پست ایت. حیف که علیرضا سواد نداره

    [پاسخ به این نظر]

  24. در روز آبان ۲۴م, ۱۳۸۶ و زمان ۹:۴۶ قبل از ظهر علیرضا گفته:

    سلام
    این سوال شما رو خیلی ها ازم می پرسن ولی به پیر ، به پیغمبر من فقط ۱۸ سال و ۶ ماه و ۲۰ روزمه
    شاد باشی
    یا حق

    [پاسخ به این نظر]

  25. در روز آبان ۲۴م, ۱۳۸۶ و زمان ۱:۲۶ بعد از ظهر نگار گفته:

    وای منم کم خوابی شدید دارم. دیروز به خاطر سرماخوردگی مدرسه نرفتم . شب که ساعت ۱۱ و نیم خوابیدم صبح ساعت ۱۱و خورده اونم به خاطر تلفن مامانم که می خواست ببینه حالم چطوره بیدار شدم.تازه من وقتی از خواب بیدار شم دیگه نخمی تونم بخوابم اما دیروز صبح ساعت ۶ و نیم بابام بیدارم کرده که نگار پاشو برو مدرسه. روز قبلش یادم رفته بود بگم بهش که مطمئنن من نمی رم چون به دکتر گفته بودم که اگه می خواد گواهی رو بنویسه تا ببینم چی می شه… هر چی می گفتم حالم بده فکر می کرد که به خاطر خواب می گم(آخه یه بار می خواست بیدارم کنه بعد از این که تموم بهانه ها از قبیل “۵ دقیقه ی دیگه” و “چند لحظه” و … تموم شد گفتم بزار این یه مسئله رو حل کنم بعد بلند شم-امتحان ریاضی داشتم- البته تا اونجایی که یادمه یه مشکلی تو خواب برام پیش اومده بود و می خواستم اون رو بر طرف کنم اما بابام چیز دیگه ای برداشت کرده بود…)
    تازه دیروز با ۱۲ ساعت خواب بازم خوابم می اومد و دیشب ساعت ۱۲ و نیم رفتم به سوی تختم(پرواز کردم) و ساعت ۶ و نیم بیدار شدم الانم چشمام رو به زور باز کردم

    [پاسخ به این نظر]

  26. در روز آبان ۲۴م, ۱۳۸۶ و زمان ۱:۵۲ بعد از ظهر دریا مامان شقایق گفته:

    سلام پرستو جون مردم تا وب لاگت کامنت دونیت باز شد
    ببینم با طوفان دوشنبه شب چیکار کردی دیدی چه وحشتناک بود

    [پاسخ به این نظر]

  27. در روز آبان ۲۴م, ۱۳۸۶ و زمان ۷:۳۷ بعد از ظهر مامان مریم گفته:

    پرستو جونم ، نوشته بودم که اون “پست ایت” که چسبوندی رو در اتاقت خیلی با حال بود. حیف که علیرضای من سواد نداره ، منم یه دونه بچسبونم در اتاقم برم توش بخوابم

    [پاسخ به این نظر]

  28. در روز آبان ۲۴م, ۱۳۸۶ و زمان ۱۱:۴۱ بعد از ظهر afshin,germani گفته:

    میخواهم به تو ثابت کنم که در خوابی ,, پس بخوان و بحال زار خودت گریه کن …………

    من از این سکوت
    من از این تاریکی
    من به ما نبودن
    من به فرسودگی ذهن خودم ، معترضم

    ,, ایام به کام ,, شاد باشی sar bezan ,, payandeh iran

    [پاسخ به این نظر]

  29. در روز آبان ۲۶م, ۱۳۸۶ و زمان ۸:۱۷ قبل از ظهر آرزو مامان آرش وروجک گفته:

    حالا باز خوبه با این وضعیت امتحانه خوب از آب درآمد پرستو جان خسته نباشی

    [پاسخ به این نظر]

  30. در روز آبان ۲۸م, ۱۳۸۶ و زمان ۱۰:۳۹ بعد از ظهر نمیگم دلت بسوزه گفته:

    اخه اخه دلم واست تیر تپر شد
    وای.ای چرا اینکاروکردی
    http://www.tv.mihanblog.com
    از اینکه از من گذشتی ممنون(کج خیال نباشیدمنظورم نظرات منه )
    همین محل نذاشتن هاست که منو به خودم امیدوار و تو روبه خودت مغرور تر میکنه
    مواظب خودت باش

    [پاسخ به این نظر]

ایمیل منتشر نمی شود

نمونه وب سایت

نظر شما: