پرستووو

سه شنبه های دوست داشتنی …

آذر۲۸


دیگه مطمئن شدم که( گفته ی مامان حسین  ) اگه آدم از اول روز بگه که امروز روز خوبیه اون روز، مجبوره خوب بگذره …مجبوره خوش بگذره .

دیروز۳شنبه ی خوبی بود … صبح ا سما خیلی زود و به موقع اومد … کلی بازی کردیم … کلی بردیم … کلی خندیدیم .

عصری آ بیاری داشتیم … فکر اینکه نکنه این هفته امتحان آزمایشگاه باشه یه ذره استرس ایجاد میکرد ولی خوشبختانه امتحان داوطلبی بود … تازه خود بچه ها انتخاب میکردن که کدوم آزمایش رو توضیح بدن … وقتی من پرسیدم که هفته ی دیگه هم هر آزمایشی که بخوایم رو میتونیم توضیح بدیم ؟ بهم گفت: آره ولی تو که اصلا نمیخواد امتحان بدی …گفتم چراااا؟؟؟گفت : تو نمره ات رو گرفتی (اول ترم۵ نمره همینطوری بهم داد …البته نه خیلی بی خودی ولی به هر حال خیلی جالب بود چون من از این هفته غصه میخوردم که هفته ی دیگه ۳ شنبه رو نمیتونم برم بدمینتون باید برای آ بیاری بخونم )دوباره گفتم : خب بچه ها دارن از ۶ نمره امتحان میدن من ۵ نمره گرفتم  گفت : یه نمره که چیزی نیست میدم دیگه ! ()خلاصه گفتم : یعنی نمیخواد بخونم ؟ گفت : چرا بخون بیا از بچه ها سوال بپرس!!!

اینم سوغاتی ا سما :

جامدادی رومیزی

پ ن : چی میشه یکشنبه هفته دیگه صبح که بیدارم میشم یه عالمه برف اومده باشه  یا در حال اومدن باشه؟ ازون برفا که هر دونش اندازه یه بند انگشته …


     ۲۹ / ۹ / ۸۶

    اینم اون برف بند انگشتی که منتظرش بودم : )

ارسال شده با موضوع خاطرات، دانشگاه
۱۵ نظر برای

”سه شنبه های دوست داشتنی …“

  1. در روز آذر ۲۸م, ۱۳۸۶ و زمان ۴:۲۱ قبل از ظهر آلنوش (عشق ماه و خورشید) گفته:

    سلاممممممممممممممممم پرستو جان خوبی آبجی جون؟
    خسته نبایییییییی
    وبلاگ قشنگی داری خاطرات همیشه زیبا هستند
    خیلی خوشحالم از آشنایی باهات …
    من آلنوش هستم … منم دختر دی هستم و از شما ۱۹ روز دیرتر به دنیا آمدم و متولد ۶۵ هستم
    مسیحی هستم و ارمنی زبان … فارسی هم دومین زبان منه
    خیلی خوشبختم بهترین ها را میخوام برات پرستو جان
    قربانت

    [پاسخ به این نظر]

  2. در روز آذر ۲۸م, ۱۳۸۶ و زمان ۴:۳۵ قبل از ظهر آلنوش (عشق ماه و خورشید) گفته:

    بازمممممممم سلام پرستو جان
    مرسی که سر زدی خیلی لطف کردی
    آلنوش یک اسم اصیل ارمنیه … و به معنی پری دریایی میشه
    تازگی ها صفحه وبلاگم سیاه کردم … در گذشته نورانی بود یعنی زرد بود
    ولی الان با رفتن خورشیدم از زندگیم … دنیام تاریک شده … یه ماه تنها شدم

    باز هم ممنون سر زدی خواهر گلم روی ماهت می بوسم

    [پاسخ به این نظر]

  3. در روز آذر ۲۸م, ۱۳۸۶ و زمان ۸:۲۳ قبل از ظهر آرزو مامان آرش وروجک گفته:

    پرستو جون سلام
    جالبه که امروز توی مترو من داشتم به همین فکر میکردم. از صبح تو مسیر همه عصبی بودند و بی خود به همدیگه گیر میدادند. پیش خودم گفتم خدا امروزی را که اینطوری شروع شده به خیر بگذرونه

    [پاسخ به این نظر]

  4. در روز آذر ۲۸م, ۱۳۸۶ و زمان ۱۰:۳۹ قبل از ظهر لیلی مامان یونا گفته:

    انشالله که همه روزای زندگیت خوب خوب خوب… باشه خاله پرستوی مهربون.

    [پاسخ به این نظر]

  5. در روز آذر ۲۸م, ۱۳۸۶ و زمان ۱۲:۲۲ بعد از ظهر فرزانه گفته:

    چه بامزه..
    ولی اگه هر روزو بگی خوبه
    مطمئنم خوب شروع میشه

    [پاسخ به این نظر]

  6. در روز آذر ۲۸م, ۱۳۸۶ و زمان ۵:۳۵ بعد از ظهر نوشین مامان هستی گفته:

    سلام عزیزم
    انشالا برف بیاد تا تو خوشحال بشی

    [پاسخ به این نظر]

  7. در روز آذر ۲۸م, ۱۳۸۶ و زمان ۶:۱۱ بعد از ظهر پریسا گفته:

    سلام
    خوبی؟!
    یعنی اون یه نمره رو به خاطر درس پرسیدن از بچه ها بهت میده؟؟؟!!!

    [پاسخ به این نظر]

  8. در روز آذر ۲۸م, ۱۳۸۶ و زمان ۶:۱۲ بعد از ظهر پریسا گفته:

    سلام
    خوبی؟!
    یعنی اون یه نمره رو به خاطر درس پرسیدن از بچه ها بهت میده؟؟؟!!!

    [پاسخ به این نظر]

  9. در روز آذر ۲۸م, ۱۳۸۶ و زمان ۹:۰۹ بعد از ظهر مامان شقایق گفته:

    سلام پرستو جونم چطوری؟ وای من که اصلا خوشحال نیستم از بارون میبینی هوارو تور خدا .خیلی سرد شده مخصوصا دیشب

    [پاسخ به این نظر]

  10. در روز آذر ۲۹م, ۱۳۸۶ و زمان ۱:۰۰ قبل از ظهر مامان کیا گفته:

    سلام پرستو جان
    شب یلدا و عیدت مبارک باشهمنم اپم

    [پاسخ به این نظر]

  11. در روز آذر ۲۹م, ۱۳۸۶ و زمان ۲:۰۸ قبل از ظهر نوشین مامان هستی گفته:

    الان دیدم داره برف میاد فقط به خاطر تو عزیز اومدم بگم واست خوشحال شدم معلومه قلب پاکی داری
    من پیغام امروز گذاشته بودم نمیدونم چرا نیست


    پرستووو : ممنون نوشین جون اتفاقا من با خودم گفتم ( بعد از خوندن کامنت شما )اونجا داره برف میاد اینجا که نمیاد بعد رفتم دیدیم اینجا هم داره میااااااد

    [پاسخ به این نظر]

  12. در روز آذر ۲۹م, ۱۳۸۶ و زمان ۷:۵۴ قبل از ظهر افسانه گفته:

    سلام عزیزم….
    یعنی تلقین کردن تا این حد موثره که هر کی بگه امروز روز خوبیه اون روز واسش روز خوبی میشه؟ژس من از این به بعد هر روز اینو میگم
    قربونت

    [پاسخ به این نظر]

  13. در روز آذر ۲۹م, ۱۳۸۶ و زمان ۱۰:۱۲ قبل از ظهر پرهام گفته:

    مامان حسین واقعا درست میگه! من که همیشه از این روش استفاده می کنم!
    خاله امتحان نداده و نمره گرفته چه حالی بهت دادا!
    اینجا تقریبا ۴ سانتیمتر برف اومده
    کادو اسما را نتونستم ببنیم

    [پاسخ به این نظر]

  14. در روز آذر ۲۹م, ۱۳۸۶ و زمان ۱۲:۵۶ بعد از ظهر نازلی گفته:

    چه همه برف دوست دارن
    من از وقتی که برف میاد میشینه و کسی روش راه نمیره خوشم میادیعنی فقط خودم روش راه برم تا به هم نریزه
    عکس جامدادی رومیزی هم واسه من که باز نشد
    راستی من دوبی بودم یک هفته اما تا ۲ هفته دیگه هم میرم مجارستان …۱ ماهی اونجا هستم

    [پاسخ به این نظر]

  15. در روز آذر ۲۹م, ۱۳۸۶ و زمان ۵:۴۱ بعد از ظهر نگار گفته:

    سلام
    نیروی تلقین خیلی بالاست… ما داریم تو حیاط یخ می زنیم یهو من می گم: وای بچه ها چقدر گرمه کسی بادبزن نداره؟ بلکه گرم شم
    من آپ کردم
    و خواهش می کنم آپ می کنی خبر بده چونئ نمی تونم هر روز همه ی وبلاگا رو چک کنم

    [پاسخ به این نظر]

ایمیل منتشر نمی شود

نمونه وب سایت

نظر شما: