پرستووو

ناهار…

اردیبهشت۴

     به استاد اولی گفتیم مسئله رو ، خواستیم که ساعت ۱۰ بریم تا ما از کلاس استاد دومی نیوفتیم و اونم ناراحت نشه … استاد اولی: خب ما اگه ۱۰ راه بیوفتیم تازه ۱۲ میرسیم اونجا ، کی به ما ناهار بده؟… فعلا قرار شده با استاد دومی صحبت کنه …

پ ن : لازمه قبل از خودندن این پست ، پست قبلی رو بخونید.

ارسال شده با موضوع خاطرات، دانشگاه، طنز
۱۴ نظر برای

”ناهار…“

  1. در روز اردیبهشت ۴م, ۱۳۸۷ و زمان ۹:۱۹ قبل از ظهر فرزانه گفته:

    می گم قابلمه و گاز پیک نیکی و زیر انداز هم با خودتون ببرید همونجا بساط ناهار رو هم جور کنید … یه جورایی سیزده به در هم می شه خوش می گذره

    [پاسخ به این نظر]

  2. در روز اردیبهشت ۴م, ۱۳۸۷ و زمان ۹:۲۸ قبل از ظهر مامان نازگل گفته:

    [پاسخ به این نظر]

  3. در روز اردیبهشت ۴م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۰:۰۹ قبل از ظهر آرزو مامان آرش گفته:

    موفق باشی پرستو جون

    [پاسخ به این نظر]

  4. در روز اردیبهشت ۴م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۱:۳۰ قبل از ظهر .·´¯`·«(دریا)»·´¯`·. گفته:

    اولم

    [پاسخ به این نظر]

  5. در روز اردیبهشت ۴م, ۱۳۸۷ و زمان ۱:۰۱ بعد از ظهر ترلان پروانه گفته:

    سلام پرستو جون.
    حالت خوبه؟
    ممنون از اینکه همیشه به وبلاگم سر می زنی.
    دوستت دارم

    [پاسخ به این نظر]

  6. در روز اردیبهشت ۴م, ۱۳۸۷ و زمان ۶:۵۲ بعد از ظهر گلپونه گفته:

    میگم پرستو جان وسایل لازمرو ببر
    باید هنر آشپزیتو بهشون نشون بدی
    اپ کردم

    [پاسخ به این نظر]

  7. در روز اردیبهشت ۴م, ۱۳۸۷ و زمان ۷:۲۹ بعد از ظهر ایلیا گفته:

    استاد شکمو داشتن هم مصیبته !

    [پاسخ به این نظر]

  8. در روز اردیبهشت ۴م, ۱۳۸۷ و زمان ۷:۳۲ بعد از ظهر اسما گفته:

    [پاسخ به این نظر]

  9. در روز اردیبهشت ۴م, ۱۳۸۷ و زمان ۸:۱۸ بعد از ظهر اسما گفته:

    اگه ناهار میدن که ماهم میایم

    [پاسخ به این نظر]

  10. در روز اردیبهشت ۴م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۱:۴۴ بعد از ظهر پاپیروس گفته:

    ای بابا
    اردو توأم با امتحان
    خوش بگذره
    جفتش :)

    [پاسخ به این نظر]

  11. در روز اردیبهشت ۵م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۲:۴۸ قبل از ظهر نوشین مامان هستی گفته:

    درست میشه زیاد فکرشو نکن عزیزم

    [پاسخ به این نظر]

  12. در روز اردیبهشت ۵م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۰:۴۲ قبل از ظهر پری گفته:

    عجبا
    چه استادایی
    اما خو موفق باشی عزیزم

    [پاسخ به این نظر]

  13. در روز اردیبهشت ۵م, ۱۳۸۷ و زمان ۳:۵۲ بعد از ظهر اسما گفته:

    پرستوجونم سلام عزیزمخیلی دوست دارم

    [پاسخ به این نظر]

  14. در روز اردیبهشت ۶م, ۱۳۸۷ و زمان ۵:۱۵ قبل از ظهر پرستووو ( صاحب وبلاگ ) گفته:

    ممنون اسما جونم … منم خیلی خیلی دوست دارم جیگری

    [پاسخ به این نظر]

ایمیل منتشر نمی شود

نمونه وب سایت

نظر شما: