پرستووو

دمپایی …

اردیبهشت۱۲

سلام به همگی …

دیشب اسما جون اینجا بودrose و کلی با هم حرف زدیم و خندیدیم star… ازونجایی که تو این هفته هی بهش میگفتم به روز کنه وبلاگشو و اونم میگفت یادش رفته چه طوری باید تو وبلاگش مینوشتهat wits' end - New! time out - New!، در اولین لحظه ای که اومد پای کامپیوتر بهش گفتم بره تو مدیریت وبلاگشbring it on و اونجایی که باید بنویسه … و همه رو درست رفت  و معلوم شد که هیچی هم یادش نرفته applauseپس شاهد باشین که داره تنبلی میکنه waiting. ازش قول گرفتم که رفت خونه بنویسه … ولی ننوشتbroken heart… تا من ازین اسما شیطونک یه وبلاگنویس در نیارم ول کن نیستمcowboy…اصلا اسممو عوض میکنم اگه نتونم!!!oh go on… همه چیز خوب بود تا اونجایی که وقتی اسما میخواست بره * چون شب شده بود ، بهش گفتم تا رسید اس ام اس بزنه که خیالم راحت بشهlove struck … یه ربع گذشتI don't know - New!… نیم ساعت گذاشت.I don't know - New!..feeling beat up … نه به موبایلش جواب میداد نه اس ام اس جواب میداد نه جواب تک زنگI don't know - New! … دیگه دیدم دارم خیلی نگران میشم I don't know - New! ساعت ۱۰ !!! زنگ زدم خونشون don't tell anyone… که خدا رو شکرخونه بود not worthyو چون مهمون داشتن یادش رفته بود زنگ بزنه و بگه رسیده …whew!

* وقتی از پله ها اومدیم پایین اسما love struckگفت بریم حیاطتون رو ببینیم در نتیجه دمپایی پوشیدیم و رفتیم تو حیاط … وقتی برگشتیم و دیگه اسما داشت میرفت بیرون که سوار ماشین شه و بره ، دیدیم داره با همون دمپایی ها میره…rolling on the floor

امروز ساعت ۱۱.۵ تازه یادم اومده بدمینتون داشتم !whistling ( ساعت ۱۰.۵ باید میرفتم ) که از دست دادم …

ارسال شده با موضوع خاطرات، طنز
۱۳ نظر برای

”دمپایی …“

  1. در روز اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۷ و زمان ۱:۰۰ بعد از ظهر گلپونه گفته:

    ا دنپایی ها چه رنگی بودن
    تولده بدو بیا


    سورمه ای بود

    [پاسخ به این نظر]

  2. در روز اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۷ و زمان ۱:۲۳ بعد از ظهر نگار گفته:

    نه تولد زینب که تو فروردین بود. این تولد یکی دیگه س. کسی که شاید حتی بیشتر از زینب برام ارزش داشته باشه

    [پاسخ به این نظر]

  3. در روز اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۷ و زمان ۳:۳۶ بعد از ظهر افسانه گفته:

    پرستو چرا اینقدر اسما رو دوست داری؟
    اصلا چه جوری شد که شما با هم دوست شدین؟
    اینا رو واسمون تعریف کن


    افسانه جون اینا رو قبلاگفتم … ولی چشم حتما میگم بازم

    [پاسخ به این نظر]

  4. در روز اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۷ و زمان ۳:۵۱ بعد از ظهر مامان نازگل گفته:

    [پاسخ به این نظر]

  5. در روز اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۷ و زمان ۵:۴۳ بعد از ظهر لیلیان گفته:

    سلام خاله

    خوب این اتفاق دمپایی ها مارم یاد یه چیز خنده داری انداخت

    خوبی خاله؟

    پرستو جوون زود بیا… قند عسل نقل و نبات داریم مااااا

    [پاسخ به این نظر]

  6. در روز اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۷ و زمان ۶:۱۲ بعد از ظهر سانی گفته:

    مامان منم امروز با دمپایی اومد بیرون. دم بانک من دیدم بهش گفتم مامااااااااااااااااااان ! نگاه کردو دوباره اومد سوار ماشین شد برگشتیم خونه برای تعویض دمپایی


    [پاسخ به این نظر]

  7. در روز اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۷ و زمان ۶:۵۸ بعد از ظهر پری گفته:

    سلام پرستو جون خوبی عسیسم؟
    اوهوم یه کومچولو دلم گرفته بود باهاش حرف زدم بهتر شد
    میبینی چه دل حرف گوش کنی دارم مندلت بسوزه
    از این فراموشیا منم خیلی میگیرم ننه

    [پاسخ به این نظر]

  8. در روز اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۷ و زمان ۶:۵۹ بعد از ظهر پری گفته:

    چقدم تو از داداشت اون سوالو پرسیدیااینم فراموش کردی ننه؟بیا ببرمت دکتر به خدا اینا همش نشانه آلزایمره


    پری جونی داداشم شیرازه … زنگ بزنم بپرسم به نظرت نمیگه چی شده خواب نما شدی؟

    [پاسخ به این نظر]

  9. در روز اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۷ و زمان ۸:۰۴ بعد از ظهر ایلیا گفته:

    در راستای اینکه شما عمرا بتوانید از اسما یک فروند وبلاگ نویس در بیاورید و مشمول الضمه هستید که اسم خود را عوض نمایید ، پیشنهاد میکنم اسم خود را از پرستو به فلامینگو تغییر دهید !


    فلامینگو؟ … راستی از قبل بگم که کرکس نمیشه بذارین اسممو! چون این اسم رو یکی دیگه گذاشته شده

    [پاسخ به این نظر]

  10. در روز اردیبهشت ۱۳م, ۱۳۸۷ و زمان ۱:۳۱ قبل از ظهر علیرضا گفته:

    با نظر ایلیا موافقم

    [پاسخ به این نظر]

  11. در روز اردیبهشت ۱۳م, ۱۳۸۷ و زمان ۷:۱۵ قبل از ظهر نیستلروی گفته:

    سلام وب خوبیه اگه با تبادل لینک موافقی وب منو با عنوان (جوک و اس ام اس )قرار بده بعد خبرم کن

    http://jok-jok.blogfa.com

    [پاسخ به این نظر]

  12. در روز اردیبهشت ۱۳م, ۱۳۸۷ و زمان ۲:۰۳ بعد از ظهر پرهام گفته:

    دمپایی کجا میبره
    مطلب بامزه ای بوود
    —-
    خاله حالت چطوره؟

    [پاسخ به این نظر]

  13. در روز اردیبهشت ۱۳م, ۱۳۸۷ و زمان ۷:۴۴ بعد از ظهر اسما گفته:

    وای وای

    [پاسخ به این نظر]

ایمیل منتشر نمی شود

نمونه وب سایت

نظر شما: