پرستووو

پایان ترم ششم

تیر۱۶

بلاخره ترم شش هم با همه بدبختی هاش و اعصاب خرد شدنهاش تموم شد …امروز ساعت ۵ آخرین امتحان رو که کارگاه باغبانی بود هم دادیم…

امسال دانشگاه مون پیشرفت کرده و دیگه نمره ها رو روی برد نمیزنن و یکسره توی سایت میذارن … خیلی خوبه دیگه لازم نیست هر روز به شایعه های بچه ها گوش بدیم که دروغکی میگن نمره های فلان درس رو زدن و ما میریم دانشگاه میبینیم نزدن!!…بدی هم داره ! دیگه نمره های دیگران رو نمیفهمیم !!چیکار کنیم با این همه کنجکاوی؟؟

باورتون میشه یکی از درسامون از بس سخت بود نمره ی اول دو گروه شده ۱۳.۵!!!( من ۰.۱ از نفر اول کمتر شدم!۱۳.۴!این چه طرز نمره دادنه آخه؟؟) البته ازون جایی که این استاده همونه که من و فریبا رفتیم زمان بازدیدش رو عوض کردیم ، به شدت با ما لج بود . من حتی میترسیدم منو بندازه!

اینام کلکسیون هام 

 Free Image Hosting at www.picturetrail.comFree Image Hosting at www.picturetrail.comFree Image Hosting at www.picturetrail.com

( پروژه های درسی ما کلکسیون درست کردنه باز چند نفر نگن که چرا تو تن مخلوقات خدا  سوزن فرو کردی؟ )

 

اینم آخرین بازی که دعوت شدم از طرف مامان یونا ( لیلی جونی )…

معرفی : پرستو ـ تاریخ تولد ۱۳۶۵  ـ دانشجوی رشته کشاورزی گیاه پزشکی ورودی ۸۴ ـ با دو تا برادر

فصل مورد علاقه : بهار

غذای مورد علاقه : سالاد الویه ـ کتلت ـ کته و …

موسیقی مورد علاقه : سنتی و پاپ

بدترین ضد حالی که خوردم : من هر چیز جالبی پیش بیاد همینجا میگم ولی این که تکی بخوام الان یه چیزی رو تعریف کنم چیزی یادم نمیاد.

ناشیانه ترین کاری که کردم :

بهترین خاطره :                    

بدترین خاطره :                     

کسی رو که بخوام ملاقات کنم : همه دوستان وبلاگ نویسی که آدرسشون این کنار هست  و همه دوستانی که از کلاس اول تا پیش دانشگاهی باهاشون همکلاس بودم .

موقعیتم در ۱۰ سال آینده : تنها چیزی که به ذهنم میرسه اینه که حتما بچه دارم !!!حالا یا بچه خودمه  یا یک بچه به فرزندی قبول کردم! ( به هر حال من هر دفعه باید یه چیزی بگم که بهم بخندین دیگه !! )

برای کی دعا میکنم : خیلی کلی ه ! قبل از امتحان برای هر کس که تصویرش تو ذهنم بیاد ( که همزمان با من همون امتحان رو داره )دعا میکنم … در غیر این صورت هر کس که بگه برام دعا کن .

بزرگترین آرزو :  سلامتی ، موفقیت ، شادی، خیال راحت و رضایت از زندگی برای خودم و همه کسایی که اطرافم هستن …

  

ارسال شده با موضوع خاطرات، دانشگاه
۳۷ نظر برای

”پایان ترم ششم“

  1. در روز تیر ۱۶م, ۱۳۸۷ و زمان ۷:۳۳ بعد از ظهر فرهاد گفته:

    سلام!
    من اول شدم.!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟؟!!؟!؟!؟
    به سلامتی که امتحانات تموم شده!
    امتحانای داداش منم ۱۵م تموم شده الان تو راه خونست.
    بعد یه سوال…..!
    این همه جک و جووونور رو که گرفتی ..بعد این جوری شون کردی…..!
    دنبالشون کردی؟
    خسته نباشی…..خیلی جالب بودن…..عکساشون رو دیدیم.


    آره دیگه اول با تور گرفتم ( بعضیا یه جا نشستن و لازم نیست دنبالشون دوید بعضیام در حال پروازن و … : دی )بعد بی هوششون کردم ( =مردن) بعد سوزن و بعد مرتب کردن دست ها و پاها و بال هاشون و بعد از یکی دو روز خشک میشن و در اخر همه شون رو شناسایی میکنم و لیبل گذاری و …
    بعد از این همه کار آدم دلش نمیاد تحویلشون بده …

    [پاسخ به این نظر]

  2. در روز تیر ۱۶م, ۱۳۸۷ و زمان ۸:۳۵ بعد از ظهر رونیکا گفته:

    اول اینکه خسته نشید انقدر پروژه های سنگین دارید:))
    دوم اینکه خوبه من این رشته نرفتم چون اصلا دل اینکار رو ندارم که موجودان به این زیبایی رو به این روز بندازم:پی
    بازی قبلی رو خوندم
    بازی جدید رو نیز و تبریک می گم که این ترم هم تموم شد

    [پاسخ به این نظر]

  3. در روز تیر ۱۶م, ۱۳۸۷ و زمان ۸:۳۷ بعد از ظهر مامان نازگل گفته:

    اوووووووووووووو قبول نیست چرا تقلب میکنی بقیه رو نقطه چین میزاری زود جواب بده
    من امروز بازی قبلی رو نوشتم پرستو و ثبت موقت زدم خدا نکشه تو رووووووووووو شد یک وصیت نامه کامل کلی بعد از نوشتن و خوندن دبارش گریه کردم به حال خودم
    پست جدید و چند روز دیگه میزارم بخون حتما

    [پاسخ به این نظر]

  4. در روز تیر ۱۶م, ۱۳۸۷ و زمان ۸:۴۳ بعد از ظهر سروین گفته:

    لینکت کردم . منم بهار رو خیلی دوست دارم

    [پاسخ به این نظر]

  5. در روز تیر ۱۶م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۰:۵۲ بعد از ظهر گلپونه گفته:

    موفق باشی پرستو جون
    از قهوه خبری نشد
    جواب ایمیلای منم نمیده؟


    نه خبری ندارم ازش :(

    [پاسخ به این نظر]

  6. در روز تیر ۱۷م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۲:۱۳ قبل از ظهر ایلیا گفته:

    بهترین و بد ترین خاطره ات واقعا جالب و عبرت آموز بود . ناشیانه ترین کارت هم هرچند که کمی از تو بعید بود ولی خب گاهی پیش میاد دیگه !


    خوشم میاد میگیری ها !

    [پاسخ به این نظر]

  7. در روز تیر ۱۷م, ۱۳۸۷ و زمان ۳:۳۶ بعد از ظهر نوشین مامان هستی گفته:

    سلام خانومی خوب همه چیز رو مختصر مفید جواب دادی
    راست میگی منم دو ترم هستش که کارم زیادتر شده یعنی هم باید نمرات دانشجوهای شو شو رو یکبار تو لیست مخصوص وارد کنم و یکبار هم تو سایتشونالبته مال منم دیشب تموم شدخوبه دیگه زمونه شما علم پیشرفت کرده و هر روز تو این گرما مثل ما آویزون دانشگاه و اساتید نیستیدعوضش زحمت خانوم استادا زیادتر شدهراستی این ترم یه ۹.۵ رو خودم ۱۰ دادموقتی محمود اومد کار از کار گذشته بود و……


    مرسسسسییی نه دیگه خداییش وقتی باید این همه نمره رو وارد کنید بعضی وقتا یه دستی هم ببرین حلاله

    [پاسخ به این نظر]

  8. در روز تیر ۱۷م, ۱۳۸۷ و زمان ۳:۳۸ بعد از ظهر نوشین مامان هستی گفته:

    انشالا که تو به محبت خانوم استادا نیازی نداشته باشی و با نمرات عالی قبول بشی

    [پاسخ به این نظر]

  9. در روز تیر ۱۷م, ۱۳۸۷ و زمان ۴:۰۴ بعد از ظهر مامان دیبا و پرند گفته:

    سلام دوستم
    خدا روشکر که امتحاناتت تموم شد. تابستون چکار میکنی ؟ به جای اینکه یه کار مفید انجام بدی نشستی سوزن میزنی به مردم ؟ یه جوالدوز هم به خودت بزن !!!!!


    ای خداااا… کلی خندیدما اینا مردم نیستن که جک و جونورن :) )

    [پاسخ به این نظر]

  10. در روز تیر ۱۷م, ۱۳۸۷ و زمان ۷:۴۶ بعد از ظهر mamansameh گفته:

    موفق باشی خانم گل
    من امسال برای خودم یه باغچه صیفی جات درست کردم آخه انقدر تو فصل بهار تو تمام فروشگاههای اینجا تخم انواع گل وسبزیجات میارن که ادم دلش میخواد منم رفتم یه گلدون مستطیل شکل خریدم توش هر چی دستم اومد کاشتم(گوجه فرنگی خیار باقالی ریحون ولوبیا چیتی ) این عقده ام خالی شد ولی هنوز ۲۵ روزه کاشتمشون وگل ندادن فکر میکنی خراب بشن؟


    اگه تو خونه دارین نگه میدارین که فکر نکنم مشکلی پیش بیاد .. .. ایول

    [پاسخ به این نظر]

  11. در روز تیر ۱۷م, ۱۳۸۷ و زمان ۷:۵۰ بعد از ظهر فرهاد گفته:

    سلام!
    اولین پست رسمیم رو تو وبلاگم زدم……آموزش کاملا تصویری نصب ویندوز XP
    خیلی قشنگ شده (فایل راهنما یی رو که درست کردم)

    [پاسخ به این نظر]

  12. در روز تیر ۱۷م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۰:۱۳ بعد از ظهر جمجمه گفته:

    سلام… خوبی پرستو خانم؟!
    یادمه منم قبلا ها خیلی خوش بودم……
    مثل الان تو
    نمی دونم کجا خودمم رو گم کردم………!

    [پاسخ به این نظر]

  13. در روز تیر ۱۸م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۲:۲۸ قبل از ظهر غلامرضا گفته:

    از فیلمم خوشت آمد؟

    [پاسخ به این نظر]

  14. در روز تیر ۱۸م, ۱۳۸۷ و زمان ۹:۱۶ قبل از ظهر نگار(tasnim) گفته:

    سلام خوبی؟ مبارکه که ترم ۶رو هم تموم کردی.
    راستی برای من دعا کن گفته بودی هر کی بهت بگه براش دعا میکنی.

    [پاسخ به این نظر]

  15. در روز تیر ۱۸م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۱:۰۵ قبل از ظهر چشم غمگین گفته:

    منم از این کلکسیونا میخوام

    - برو تو فید برنرت. تیک پادکست رو بردار. من وبلاگتو از طریف فید دنبال میکنم. تیک پادکست رو زدی صفر نشون میده ها!

    [پاسخ به این نظر]

  16. در روز تیر ۱۸م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۱:۴۱ قبل از ظهر افسانه گفته:

    منم از این بازیا میخوام منم دعوت کن دیگه
    هیشکی منو دوست نداره

    [پاسخ به این نظر]

  17. در روز تیر ۱۸م, ۱۳۸۷ و زمان ۴:۱۲ بعد از ظهر عطرین گفته:

    سلام

    چه بدبختی ای! دست خالی ام را پیش انسان ها دراز می کنم و هیچ دریافت نمی کنم .
    چه نا امیدی ای! دست پرم را دراز می کنم و برای دریافتنش هیچ کسی را نمی یابم.

    پرستو جان
    امیدوارم همیشه موفق باشی

    …………………………………

    [پاسخ به این نظر]

  18. در روز تیر ۱۹م, ۱۳۸۷ و زمان ۵:۳۶ قبل از ظهر پرهام گفته:

    سلااام
    این چه بازی بود دیگه؟! البته منم دعوت شدم ولی نمیخوام
    حالا دختره یا پسر؟

    [پاسخ به این نظر]

  19. در روز تیر ۱۹م, ۱۳۸۷ و زمان ۷:۴۴ قبل از ظهر پیرژ گفته:

    آره آبجی جان … ازین بازیا خوبه …

    [پاسخ به این نظر]

  20. در روز تیر ۱۹م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۰:۲۷ قبل از ظهر نگار(سپید) گفته:

    سلام
    خوبی؟خوشحالم که به خرسندی رسیدی و امتحاناتت تموم شد
    پرستو جون حالا خوبه تو تو کار حشراتی اما من فقط تو کار خزندگانم صفاش بیشتر.
    حدود دو ماه پیش یه صید داشتم به اسم مارمولک که مدت یه ماه باهم زندگانی میکردیم همه می گفتن اه این چیه؟
    ولی من خیلی دوسش داشتم
    به منم سر بزن

    [پاسخ به این نظر]

  21. در روز تیر ۲۰م, ۱۳۸۷ و زمان ۲:۴۹ قبل از ظهر مامان ایلیا گفته:

    عزیزم امیدوارم در همه کاررات موفق باشی

    [پاسخ به این نظر]

  22. در روز تیر ۲۰م, ۱۳۸۷ و زمان ۶:۳۰ بعد از ظهر نگار(tasnim) گفته:

    [پاسخ به این نظر]

  23. در روز تیر ۲۱م, ۱۳۸۷ و زمان ۹:۴۴ قبل از ظهر یه مامان(مریم) گفته:

    آخیش خدا رو شکر از امتحانات راحت شدی و حالا حسابی نفس میکشی
    همون دیگه نمی تونین نمهره ای دیگران و ببینین خیلی بده
    من که جای تو بدما هر جور بود زیر و تهش و در میاوردم به خدا

    [پاسخ به این نظر]

  24. در روز تیر ۲۱م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۲:۴۴ بعد از ظهر نسترن گفته:

    چه قدر بامزه می نویسی ژرستو جون.امیدوارم همه لحظه هات ژر از موفقیت باشه.

    [پاسخ به این نظر]

  25. در روز تیر ۲۱م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۲:۴۵ بعد از ظهر نسترن گفته:

    ببخشید می خواستم بنویسم پرستو

    [پاسخ به این نظر]

  26. در روز تیر ۲۱م, ۱۳۸۷ و زمان ۶:۴۲ بعد از ظهر نسترن گفته:

    پس این همه دوستای قدیمی بودیم و خودم خبر نداشتیم؟قربون محبتت که این همه زود اومدی پیشم.

    [پاسخ به این نظر]

  27. در روز تیر ۲۲م, ۱۳۸۷ و زمان ۸:۵۴ قبل از ظهر غلامرضا گفته:

    باشه ولی من نمی دانم چجوری عکس بذارم. ولی حالا سعی می کنم. راستی من می خوام عکس گربه ها را بگذارم.

    [پاسخ به این نظر]

  28. در روز تیر ۲۲م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۱:۱۶ قبل از ظهر نگار(tasnim) گفته:


    سلام خوبی؟ اره عکس الهام جونمه.

    [پاسخ به این نظر]

  29. در روز تیر ۲۲م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۱:۰۶ بعد از ظهر Jozeph گفته:

    خسته نباشی
    مال ما که فعلا پایان ۱۱همه

    [پاسخ به این نظر]

  30. در روز تیر ۲۳م, ۱۳۸۷ و زمان ۷:۵۸ قبل از ظهر ننه گلی گفته:

    سلام
    مبارکه ترم تموم شد اون درس کذایی هم تموم شد. راستی بگم فقط ۲ترم دیگه می تونی تو تیم دانشگاه بازی کنی یادت نره (این همیشه عذاب من بود) بهتره یه باشگاه انتخاب کنی

    [پاسخ به این نظر]

  31. در روز تیر ۲۳م, ۱۳۸۷ و زمان ۹:۵۹ قبل از ظهر مهـ ــرزادیـ ــوونه گفته:

    سلام پرستووووووووووو

    [پاسخ به این نظر]

  32. در روز تیر ۲۴م, ۱۳۸۷ و زمان ۶:۵۱ قبل از ظهر چکاد گفته:

    مدینه گفتی و کردی کبابم
    نوشته ات منو به روزگار خوش دانشجویی برد
    حیف که تموم شد
    با جوونی همسفر شد و داره دور و دورتر میشه
    وبلاگت هم جذابه
    راستی در مورد آفت ها و تهدیدات پرورش قارچ به صورت صنعتی (صدفی و دگمه ای) میتونی مشورت بدی به من و گاهی وقتا سوال هامو جواب بدی؟


    نه راستش ما در مورد قارچهای ماکروسکوپی نمیخونیم درسای ما در مورد قارچ های بیماری زای گیاهی هستن که همه میکروسکوپی هستن

    [پاسخ به این نظر]

  33. در روز تیر ۲۵م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۱:۲۷ قبل از ظهر علی گفته:

    سلام
    اول بگو عسل خانم رو دیدی یانه؟
    دوم تبریک می گم سال آخری شدی دیگه
    سوم آخه این دیگه چه پروژه ای که شما دارید البته یه چیز این پروزه ها خوبه دیگه اطرافتون حشره جمع نمی شه
    قاتلین حشرات


    ما تا دم خونه ی هستی اینا رفتیم ( اسمشو گذاشتن هستی ) ولی دور باز نکردن :(

    [پاسخ به این نظر]

  34. در روز تیر ۲۵م, ۱۳۸۷ و زمان ۱:۰۲ بعد از ظهر مامان مریم گفته:

    پرستو جونم ، یه عالمه ممنونم که به ما هی سر می زنی و جویای احوالمون هستی. من هم دوستت دارم خیلی … خیلی خانوم و مهربونی. می بوسمت

    [پاسخ به این نظر]

  35. در روز تیر ۲۵م, ۱۳۸۷ و زمان ۱:۳۶ بعد از ظهر مــهــشــیــد گفته:

    دلت بسوزه من ۵ سال از تو جوونترم
    پیر شدیا!

    [پاسخ به این نظر]

  36. در روز تیر ۳۰م, ۱۳۸۷ و زمان ۳:۵۴ بعد از ظهر لیلی مامان یونا گفته:

    موفق شدم کامنت بذارم

    [پاسخ به این نظر]

  37. در روز مرداد ۴م, ۱۳۸۷ و زمان ۴:۲۰ قبل از ظهر فروغ گفته:

    من دوست دارم

    [پاسخ به این نظر]

ایمیل منتشر نمی شود

نمونه وب سایت

نظر شما: