پرستووو

دوست داشتنی …

تیر۲۵

 

من و پیام برای دیدن هستی رفتیم … ولی انگار قسمت نبود که ببینیمش  به جاش عرفان جون( پسر پسر خاله ام = نوه خاله بزرگه ) رو دیدیم .

عرفان جون روی تاب

عرفانی ژست میگیره ...

عرفانی و شنا در اعماق ... :دی

+عرفان میتونست بگه پرستو ولی بهش میگفتن بگه پرستو جون …اونم تلاش خودشو میکرد،ولی این ترکیب براش طولانی و سخت میشد. درنتیجه پرستو جون تبدیل میشد به : پسو زون

+عرفان در جواب هر سوالی میگفت : آآآآآره   

مثلا :

منو دوست داری : آآآآآره   …  غذا میخوری : آآآآره  … بریم بیرون ؟ : آآآآآره

یه بار ناغافل اش پرسیدم : جیش کردی؟؟؟   گفت : آآآآ   نههههه   …

+ از در خونه شون که میومد بیرون تا برسه به خونه ی خاله( که طبقه بالاشونه) صداش میومد که تکرار میکرد  : پرستو کو؟ پرستو کو؟  … دختر خاله ام میگفت : منم هستما!

ارسال شده با موضوع خاطرات، دوست‌داشتني
۴۰ نظر برای

”دوست داشتنی …“

  1. در روز تیر ۲۵م, ۱۳۸۷ و زمان ۳:۲۸ بعد از ظهر فرهاد گفته:

    سلام!
    نه دقیقه پیش به روز شدی…..الان هم چهار نفر آنلاینن.
    دو نفر هم تا حالا نظر دادن…البته این جا که من می نویسم….بالای سر من چیزی نیست.
    حالا من چندم بشم ………
    عرفان….یادم می یاد گفته بودی چقدر اسم فک و فایملامون مشترکه…!
    فرزاد و فرهاد…حسام و…..
    ما هم تو فامیلمون یه عرفان داریم……می شه پسر دختر دایی مامانم.
    منم به روز شدم….(الکی)

    [پاسخ به این نظر]

  2. در روز تیر ۲۵م, ۱۳۸۷ و زمان ۳:۲۹ بعد از ظهر فرهاد گفته:

    دوم شدم.
    قبل از این که چیزی بنویسم دو تا نظر بود که…..!
    برام جا رزرو کرده بودین؟!

    [پاسخ به این نظر]

  3. در روز تیر ۲۵م, ۱۳۸۷ و زمان ۳:۴۴ بعد از ظهر نوشین مامان هستی گفته:

    [پاسخ به این نظر]

  4. در روز تیر ۲۵م, ۱۳۸۷ و زمان ۳:۵۸ بعد از ظهر سروین گفته:

    [پاسخ به این نظر]

  5. در روز تیر ۲۵م, ۱۳۸۷ و زمان ۵:۱۲ بعد از ظهر ایلیا گفته:

    آخی ! چه پسمل با مزه ای !

    [پاسخ به این نظر]

  6. در روز تیر ۲۶م, ۱۳۸۷ و زمان ۲:۲۵ قبل از ظهر افسانه گفته:

    وااااااااااای پسو زون نمیدونم چرا من تازگیا خیلی خیلی عاشق بچه ها شدم. قبلا از بچه ها خوشم نمییومد ولی تازگیا دلم ضعف میره واسه هر چی بچس

    [پاسخ به این نظر]

  7. در روز تیر ۲۶م, ۱۳۸۷ و زمان ۷:۰۹ قبل از ظهر پرهام گفته:

    آخیییی
    آآآآآره
    خدا حفظش کنه

    [پاسخ به این نظر]

  8. در روز تیر ۲۶م, ۱۳۸۷ و زمان ۷:۱۰ قبل از ظهر پرهام گفته:

    چه ژستیم گرفته

    [پاسخ به این نظر]

  9. در روز تیر ۲۶م, ۱۳۸۷ و زمان ۴:۲۴ بعد از ظهر سحر گفته:

    بامزه س

    [پاسخ به این نظر]

  10. در روز تیر ۲۷م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۱:۵۸ قبل از ظهر پرهام گفته:

    مگه بالای متنم چیه؟

    [پاسخ به این نظر]

  11. در روز تیر ۲۷م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۲:۰۱ بعد از ظهر پرهام گفته:

    نفهمیدم کدوم را میگی
    راستی مرسی روزم را تبریک گفتنی

    [پاسخ به این نظر]

  12. در روز تیر ۲۷م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۲:۵۴ بعد از ظهر غلامرضا گفته:

    اره خیلی کیف داد.

    [پاسخ به این نظر]

  13. در روز تیر ۲۷م, ۱۳۸۷ و زمان ۱:۱۴ بعد از ظهر پرهام گفته:

    مرسی که گفتی درستش کردم٬
    چون از تو برنامه وورد کپی کرده بودم یسری کد‌های اضافه آورده بود که با فایرفوکس نشون نمی‌داد ولی با اینترنت اکسپلورر نشون می‌داد…

    [پاسخ به این نظر]

  14. در روز تیر ۲۸م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۰:۰۵ قبل از ظهر فرانک گفته:

    سلام
    خوبی؟وب خیلی قشنگی داری.غرض از مزاحمت این بود که امروز تولد منه و چون هم توش دعوت هستن گفتم که به شما هم بگم.اگر لطف کنی بیای خیلی خوشحال میشم.به امید دیدار

    [پاسخ به این نظر]

  15. در روز تیر ۲۸م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۲:۱۰ بعد از ظهر نسترن گفته:

    سلام دوست خوبم.چه قدرم ماشالا هزار ماشالا بانمکه…خوب و شاد که هستی؟

    [پاسخ به این نظر]

  16. در روز تیر ۲۸م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۲:۴۰ بعد از ظهر Jozeph گفته:

    چه خوشکله…

    والا یه سی دی بود یه زمانی به ما رسید

    [پاسخ به این نظر]

  17. در روز تیر ۲۹م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۲:۱۶ قبل از ظهر سعید گفته:

    آخییییییی چه نااااازه!

    [پاسخ به این نظر]

  18. در روز تیر ۲۹م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۲:۲۶ بعد از ظهر فرزانه گفته:

    آخیییییییی ! تو عکس دوم چه ژستی گرفته

    [پاسخ به این نظر]

  19. در روز تیر ۲۹م, ۱۳۸۷ و زمان ۲:۲۴ بعد از ظهر ننه گلی گفته:

    سلام دوستم
    چطوری؟
    کتفت چیزی شده ؟ (اگه بهم نخندی یه چیزایی یادم میاد ولی خوب چون نمی دونم کی نوشتی اینترنت هم اینجا کوپنیه دوباره ازت می پرسم)

    [پاسخ به این نظر]

  20. در روز تیر ۳۰م, ۱۳۸۷ و زمان ۳:۵۶ بعد از ظهر لیلی مامان یونا گفته:

    اینه دیگه آخه خاله پرستوی مهربونه میشه بچه ها عاشقش نشن

    [پاسخ به این نظر]

  21. در روز تیر ۳۰م, ۱۳۸۷ و زمان ۳:۵۶ بعد از ظهر لیلی مامان یونا گفته:

    ممنونم بابته بازی

    [پاسخ به این نظر]

  22. در روز تیر ۳۰م, ۱۳۸۷ و زمان ۳:۵۷ بعد از ظهر لیلی مامان یونا گفته:

    کلکسیون پروانه هم که داره
    جای یونا خالی………..

    [پاسخ به این نظر]

  23. در روز تیر ۳۱م, ۱۳۸۷ و زمان ۹:۵۵ قبل از ظهر غلامرضا گفته:

    دوستمان امد و گفت چه جوری ماشینم را درست کنم.

    [پاسخ به این نظر]

  24. در روز تیر ۳۱م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۲:۲۸ بعد از ظهر رونیکا گفته:

    آآآآآآ نه=)))

    [پاسخ به این نظر]

  25. در روز مرداد ۱م, ۱۳۸۷ و زمان ۹:۱۲ قبل از ظهر نگار(tasnim) گفته:

    سلام خوبی؟چه بامزهست این عرفان کوچولو. آآآآآآآآآره
    الهام جون من مدام تیکه های جالب از خودش میگه. مثلا هر کاری میکنه میگیم چرا این کار رو کردی؟ میگه: تنوع

    [پاسخ به این نظر]

  26. در روز مرداد ۱م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۲:۳۷ بعد از ظهر آرزو مامان آرش گفته:

    چه نازه. خدا حفظش کنه

    [پاسخ به این نظر]

  27. در روز مرداد ۱م, ۱۳۸۷ و زمان ۵:۴۱ بعد از ظهر پریسا گفته:

    سلام
    من آپم!

    [پاسخ به این نظر]

  28. در روز مرداد ۱م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۰:۲۰ بعد از ظهر مامان نازگل گفته:

    اخی چه ژستی گرفته موش موشک
    ببین نیومدی بااااااااااااز ولی اکشالی منداره حالا ناراحت نشو ولی جات خالی خیلی خوش گذشت تازشم نظرمون عوض شد رفتیم شهر بازی فاطیما هم اومده بود
    ببین میشه بری وب دریا از قول من کامنت بزاری کهخیلی وقته وبش کامنت دونیش واسم باز نمیشه بگو من بی معرفت نیستمهمه پستهاشو میخونم ولی کامنت دونیش باز نمیشه حتی تو یکی از پستامم نوشته بودم ولی ظاهرا نخونده بود..

    [پاسخ به این نظر]

  29. در روز مرداد ۱م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۱:۱۶ بعد از ظهر امیرحسین گفته:

    سلامشمال هم آره خوش گذشت
    منم یه پسر عمو دارم مثل عرفان شما با مزه است

    [پاسخ به این نظر]

  30. در روز مرداد ۳م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۲:۵۴ قبل از ظهر پرستو گفته:

    سلام همنام
    همه ی بچه ها شیرین و دوست داشتنی هستند حالا هر کدوم به نوعی…..
    خوشحال می شوم به من هم سری بزنید
    موفق و پایدار باشید.

    [پاسخ به این نظر]

  31. در روز مرداد ۳م, ۱۳۸۷ و زمان ۵:۰۴ قبل از ظهر چکاد گفته:

    سلام پرستو
    ممنونم که به من سر زدی
    اومدم تا ضمن تشکر آخرین نوشته هات رو بخونم
    “دوست داشتنی” یاد آور صفای بچه ها بود ، همون دنیایی که من عاشقشم
    خدا رو شکر که فقط ازش خواستن بگه پرستو جون. و ازش نخواستید بگه قسطنطنیه

    [پاسخ به این نظر]

  32. در روز مرداد ۳م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۰:۰۸ قبل از ظهر نگار(tasnim) گفته:

    سلام کجایی؟چرا هنوز نیومدی که آپ کنی؟
    هر جا هستی خوش بگذره بهت


    سلام نگار جونی … من هستم ولی اتفاق خاصی نیوفتاده که بنویسم …

    [پاسخ به این نظر]

  33. در روز مرداد ۳م, ۱۳۸۷ و زمان ۳:۲۶ بعد از ظهر امیرحسین گفته:

    من الان یه سوال واسم پیش اومد.
    پرستو رو باید چه جوری خوند؟بخونیم پرستو یا پرستوووووووو؟


    هر طور راحتی بخون

    [پاسخ به این نظر]

  34. در روز مرداد ۳م, ۱۳۸۷ و زمان ۶:۲۳ بعد از ظهر mamansameh گفته:

    چرا هستی خانم را نتونستید ببینید؟
    کتابی رو که گفتید منم خوندم

    [پاسخ به این نظر]

  35. در روز مرداد ۴م, ۱۳۸۷ و زمان ۶:۵۸ قبل از ظهر مامان ایلیا گفته:

    الهی عجب بچه ایی ها

    [پاسخ به این نظر]

  36. در روز مرداد ۵م, ۱۳۸۷ و زمان ۱:۲۲ بعد از ظهر خاله و لیلیان گفته:

    [پاسخ به این نظر]

  37. در روز مرداد ۶م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۱:۳۶ بعد از ظهر پریسا در دریای خوشبختی گفته:

    سلام عسلی..سلاممم پسوزونننننننننننننننن جون

    [پاسخ به این نظر]

  38. در روز مرداد ۷م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۰:۵۸ قبل از ظهر ننه گلی گفته:

    سلام
    تعطیلات خوش می گذره؟
    ممنون که به ما سر می زنی

    [پاسخ به این نظر]

  39. در روز مرداد ۷م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۱:۱۶ بعد از ظهر مامان امیر مهدی گفته:

    سلام پرستو جون خوبی رو به راهی

    [پاسخ به این نظر]

  40. در روز مرداد ۸م, ۱۳۸۷ و زمان ۱:۱۹ بعد از ظهر ستاره نقره ای گفته:

    سلام…

    ببینده فیلم سینمایی خاطرات فردا روز چهارشنبه ۹ مرداد ماه ساعت ۴ از شبکه ۱ با بازی ترلان پروانه باشید

    [پاسخ به این نظر]

ایمیل منتشر نمی شود

نمونه وب سایت

نظر شما: