پرستووو

گرما … بی کاری …

مرداد۸

 

دوستان من کم آوردم به شدددددت!! درست از روزی که پست قبلی رو گذاشتم به این فکر کردم که چی بنویسم ولی چیزی به ذهنم نرسیده . چون اصلا اتفاقی نیوفتاده ، جایی هم نرفتیم ، کار عجیبی هم خوشبختانه ازم سر نزده … همش بی کاری بوده و بی کاری و بی کاری … و البته بی حوصلگی.

فعلا به طور کاملا رسمی (!) داریم میپزیم از گرما !

فعلا خبر جدید اینکه بعد از انتقال فتوبلاگمون به وردپرس بلاخره من هم به جمع فعال گروه اضافه شدم و یک عکس اونجا گذاشتم …

عیدتون مبارک تعطیلاتخوش بگذره

ارسال شده با موضوع خاطرات
۲۳ نظر برای

”گرما … بی کاری …“

  1. در روز مرداد ۸م, ۱۳۸۷ و زمان ۷:۰۱ بعد از ظهر سحر گفته:

    بیبین ! توام اگه مثل من میرفتی مدرسه کلی چیز میز داشتی تعریف کنی

    [پاسخ به این نظر]

  2. در روز مرداد ۸م, ۱۳۸۷ و زمان ۹:۱۰ بعد از ظهر پیروز گفته:

    … خبر جدید … من شنبه می رم … کاش اینجا بودین …

    [پاسخ به این نظر]

  3. در روز مرداد ۸م, ۱۳۸۷ و زمان ۹:۵۵ بعد از ظهر سروین گفته:

    منم تابستون پارسال نمیدونستم چی بنویسم

    [پاسخ به این نظر]

  4. در روز مرداد ۹م, ۱۳۸۷ و زمان ۱:۴۸ قبل از ظهر امیرحسین گفته:

    آره خیلی گرمه.اما همین چرت و پرت ها هم که بنویسی باز خودش خیلی خوبه.باعث میشه ذهنت باز بشه

    [پاسخ به این نظر]

  5. در روز مرداد ۹م, ۱۳۸۷ و زمان ۹:۵۴ قبل از ظهر پرهام گفته:

    منم امسال واقعا گرما و بی کاری را به خوبی تجربه کردم!
    ولی واقعا کار خوبی کردی عکاسی را بروز کردی، فوتوبلاگ داشت تارعنکبوت میبست!

    [پاسخ به این نظر]

  6. در روز مرداد ۹م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۲:۱۰ بعد از ظهر آرزو مامان آرش گفته:

    سلام سلام صدتا سلام
    خوبی؟ عید شما هم مبارک. تعطیلات خوش بگذره بهت

    [پاسخ به این نظر]

  7. در روز مرداد ۹م, ۱۳۸۷ و زمان ۲:۵۹ بعد از ظهر امیرحسین گفته:

    نظر من کو پس؟
    چند تا احتمال داره.یا پاک شدهیا سیو نشدهیا یه جا دیگه اشتباهی نظر دادمو احتمال های دیگر
    عکس خوشگلی بودعید رو هم تبریک میگم

    [پاسخ به این نظر]

  8. در روز مرداد ۹م, ۱۳۸۷ و زمان ۴:۵۶ بعد از ظهر گلپونه گفته:

    سلام قرار بود خبری از قهوه شد بهم یدی؟
    به خدا خیلی نگرانشم هیچ کدوم از ایمیلام جواب نمیده
    چی شد؟
    چیزی به تو نگفته؟

    [پاسخ به این نظر]

  9. در روز مرداد ۹م, ۱۳۸۷ و زمان ۶:۱۷ بعد از ظهر سانی گفته:

    زبان بخون زبان

    [پاسخ به این نظر]

  10. در روز مرداد ۱۰م, ۱۳۸۷ و زمان ۳:۰۱ قبل از ظهر فرشته ی شیطون گفته:

    سلام خوبید پرستو جان؟

    [پاسخ به این نظر]

  11. در روز مرداد ۱۰م, ۱۳۸۷ و زمان ۳:۰۲ قبل از ظهر فرشته ی شیطون گفته:

    خوب لااقل یه چیز مینوشتی که ما بتونیم نظر بدیم خوب

    [پاسخ به این نظر]

  12. در روز مرداد ۱۰م, ۱۳۸۷ و زمان ۳:۰۳ قبل از ظهر فرشته ی شیطون گفته:

    عید شما هم مبارک و بهتون تعطیلات خوش بگذره دوست گلم
    مواظب دلت باش بای
    راستی فتوبلاگتون هم دیدم جالب بود
    موفق باشید بای

    [پاسخ به این نظر]

  13. در روز مرداد ۱۰م, ۱۳۸۷ و زمان ۳:۰۴ قبل از ظهر شیدانه گفته:

    غریبه نیستمااااااا

    [پاسخ به این نظر]

  14. در روز مرداد ۱۰م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۰:۱۳ قبل از ظهر افسانه گفته:

    تابستونا اصلا ادم همیشه کم میاره

    من دلم دانشگاه میخواد

    [پاسخ به این نظر]

  15. در روز مرداد ۱۰م, ۱۳۸۷ و زمان ۱:۳۰ بعد از ظهر غزاله گفته:

    سلام
    وبلاگ خوبی داری
    به منم سر بزنی خوشحال میشم بای

    [پاسخ به این نظر]

  16. در روز مرداد ۱۰م, ۱۳۸۷ و زمان ۵:۵۰ بعد از ظهر سلام همسایه های2 گفته:

    سلام.با قسمت سیزدهم خاطرات کدر منتظر نظرتم دوست عزیز

    [پاسخ به این نظر]

  17. در روز مرداد ۱۰م, ۱۳۸۷ و زمان ۶:۱۲ بعد از ظهر mamansameh گفته:

    نوری در تاریکی بود ولی افق هنوز روشن بود قشنگ بود

    [پاسخ به این نظر]

  18. در روز مرداد ۱۰م, ۱۳۸۷ و زمان ۸:۲۲ بعد از ظهر پروانه گفته:

    [پاسخ به این نظر]

  19. در روز مرداد ۱۰م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۰:۳۳ بعد از ظهر علی گفته:

    سلام
    چرا بیکاری؟! بشین یه خورده حشره و کرم و کنه و علف هرز واسه ترم بعدی جمع کن دیگه

    [پاسخ به این نظر]

  20. در روز مرداد ۱۱م, ۱۳۸۷ و زمان ۵:۰۳ بعد از ظهر افسانه گفته:

    کجایی پرستو خانومی

    [پاسخ به این نظر]

  21. در روز مرداد ۱۲م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۲:۴۳ قبل از ظهر نسترن گفته:

    سلام پرستوی مهربون عکاس بیکارمچطوری؟بابا این تابستون انقدر گرمه که آدم نمی دونه چی کار کنه.تو خونه می مونی حوصلت سر می ره برون هم می ری خفه می شی از گرما.شاد باشی عزیزم.

    [پاسخ به این نظر]

  22. در روز مرداد ۱۲م, ۱۳۸۷ و زمان ۲:۲۷ بعد از ظهر ننه گلی گفته:

    سلام بر
    هنرمند بزرگ و صبور و کوشا و . . .
    خواستم بگم مخلصیم

    [پاسخ به این نظر]

  23. در روز مرداد ۱۲م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۱:۵۹ بعد از ظهر نوشین مامان هستی گفته:

    [پاسخ به این نظر]

ایمیل منتشر نمی شود

نمونه وب سایت

نظر شما: