پرستووو

مراحل ساخت سر دیس در کلاس حجم سازی

شهریور۱۷

بفرمایید ادامه مطلب


ارسال شده با موضوع عكس‌
۲۹ نظر برای

”مراحل ساخت سر دیس در کلاس حجم سازی“

  1. در روز شهریور ۱۸م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۲:۲۳ قبل از ظهر رویا گفته:

    سلام
    خوبی ؟
    بابا هنرمند …

    [پاسخ به این نظر]

  2. در روز شهریور ۱۸م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۲:۲۶ قبل از ظهر نازنین گفته:

    وایییییی…چه با حاله…چه کارا بلد شدی تو دختر…کله ی منم بسازون!!!

    واسه پست تبریک مچکرممممممممممم!!
    بغل بغل!!

    [پاسخ به این نظر]

  3. در روز شهریور ۱۸م, ۱۳۸۷ و زمان ۸:۰۰ قبل از ظهر ننه گلی گفته:

    ای با کلاس
    چه کلاسایی می ری حالا می تونی مجسمه برفی رو بسازی


    فکر خوبیه! … یه روز حتما این کارو میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  4. در روز شهریور ۱۸م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۱:۱۹ قبل از ظهر parastoo گفته:

    salam.be manam sar bezaaaaaaaaaaaaaaaaan.baybay

    [پاسخ به این نظر]

  5. در روز شهریور ۱۸م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۲:۲۰ بعد از ظهر پرهام گفته:

    خاله کلی خوشحال شدم از بخش جدید خوشت اومد !
    خاله کلاس حجم سازی برا چی میری؟!
    ما یبار تو دبستان با خاک رس یه چیزایی درست کردیم، از اون موقع تاحا دوباره دلم می خواد یه همچین کاری بتونم دوباره بکنم….

    [پاسخ به این نظر]

  6. در روز شهریور ۱۸م, ۱۳۸۷ و زمان ۲:۳۳ بعد از ظهر نوشین مامان هستی گفته:

    [پاسخ به این نظر]

  7. در روز شهریور ۱۸م, ۱۳۸۷ و زمان ۷:۰۲ بعد از ظهر mamansameh گفته:

    خلق کردن چه لذتی داره نه؟!! پس ببین خالق چه کیفی میکنه!!!!!!!!

    [پاسخ به این نظر]

  8. در روز شهریور ۱۸م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۱:۱۵ بعد از ظهر نگار گفته:

    این سردیس چی چی هست؟ خوردنی یا پوشیدنی؟

    چیزی که دستته یه کم شبیه مغار (شایدم مقار) ه. نه؟

    دیگه این که واقعا خسته نباشی. خیلی سخته ها من که بخوام اینو رو کاغذم بکشم دق مرگ میشم


    نگار جون این که تو عکس دیده میشه یه ابزار دیگه هستش ولی مقار هم استفاده میشه :)

    [پاسخ به این نظر]

  9. در روز شهریور ۱۹م, ۱۳۸۷ و زمان ۶:۰۹ قبل از ظهر افسانه گفته:

    ای ول پرستو
    الحق و النصاف که دوست خودمی

    [پاسخ به این نظر]

  10. در روز شهریور ۱۹م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۰:۱۴ قبل از ظهر سمانه گفته:

    سلام پرستو جون.. چقدر باحاله این هنر..
    بهتر شدی عزیزم ؟؟گفتی مسموم شدم..

    [پاسخ به این نظر]

  11. در روز شهریور ۱۹م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۲:۴۴ بعد از ظهر پری گفته:


    چه جالبببببببببببب

    [پاسخ به این نظر]

  12. در روز شهریور ۱۹م, ۱۳۸۷ و زمان ۴:۰۰ بعد از ظهر امیرحسین گفته:

    حجم سازی چه به حشره شناسی؟


    ای شیطون :) )

    [پاسخ به این نظر]

  13. در روز شهریور ۱۹م, ۱۳۸۷ و زمان ۶:۰۴ بعد از ظهر لیلی مامان یونا گفته:

    سلام پرستو جون خوبی؟
    وای که دلم برات چقدر تنگ شده بود.
    چه کارهایی بلدی تو ماشالله ننه چشم نخوری یه اسفندی دود کن.

    [پاسخ به این نظر]

  14. در روز شهریور ۲۰م, ۱۳۸۷ و زمان ۶:۲۵ قبل از ظهر فرهاد گفته:

    سلام!
    تو قسمت جدیدی که قبلنا هم گفتم تو وبلاگم درست کرده بودم.
    دیدم نوشته “مراحل ساخت سر دیس در کلاس حجم سازی” اولش نفهمیدم سردیس چیه
    وقتی هم اومدم به ولاگتون هم نفهمیدم چیه (عکسش تو صفحه ی اول بالا نیومد) بعد که اومدم به ادامه مطلب بعد از یه تیکه گل (بخونید gel) یه کله آدم درست کردید تازه فهمیدم که شاید به اینا می گن سردیس.خ.به یه کلمه جدید هم یاد گرفتیم/
    خیلی قشنگ درستش کردین………بعدش اینا رو رنگ می کنید دیگه؟؟؟؟!


    به سلیقه ی هر کسی ربط داره … من که دوست دارم همین طوری بمونه :)

    [پاسخ به این نظر]

  15. در روز شهریور ۲۰م, ۱۳۸۷ و زمان ۶:۳۳ قبل از ظهر فرهاد گفته:

    بازم ۲باره سلام!
    گمون کنم ماه رمضونی که روزه گرفتم غذا به مغزم نرسیده ای کیوم خیلی اومده پایین.
    تو یکی از پستای قیبلیتون بودش که با دنده و گیربکس برفی تون مشکل پیدا کرده بودین؟؟!!؟!؟
    نوشته بودین “برفی”… به جان شما نه به جان علیرضا (یکی دوستام) تا همین الان هم مونده بودم برفی چیه بعد تو پست بعدی تون نوشته بودین که درست شد.
    تو این یکی پسته هم که نوشتن مجسمش رو درست کنید…..!
    چی هست حالا این……ماشینه؟
    آها علاقه مندان خودرو m v m ..نکنه اینه؟
    خودشه؟
    الان دو ساعتی می شه سحری خوردم……مغزم می کشه……مطمئنم که خودشه
    خب فعلا خداحافظ
    بایستی برم بخوام وگرنه ساعت ۱۴ نشده باید از گشنگی خودم رو یه جوری بخوابونم


    بله ام وی امه … عکسش رو گذاشتم که

    [پاسخ به این نظر]

  16. در روز شهریور ۲۰م, ۱۳۸۷ و زمان ۸:۱۰ قبل از ظهر بابای فردا گفته:

    خیلی خیلی هنرمندانه است

    [پاسخ به این نظر]

  17. در روز شهریور ۲۰م, ۱۳۸۷ و زمان ۴:۱۰ بعد از ظهر چشم غمگین گفته:

    کاره خودت پرستوووو جون؟ چقد زیبا و جالب! عکسا تونستن یه حس کامل رو بهم منتقل کنن.
    آیا میتونی با گل رابطه برقرار کنی؟ اسمایلی دختر خالم!


    این کار من نیست ولی میتونم … خیلی خوشم میاد از کار با گل

    [پاسخ به این نظر]

  18. در روز شهریور ۲۱م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۲:۰۵ قبل از ظهر امیرحسین گفته:

    بار قبل که اومدم داشتم عکس ها رو نگاه می کردم.۴ ۵ تا رو بیشتر ندیده بودم که برق رفتنتونستم کامل ببینم

    [پاسخ به این نظر]

  19. در روز شهریور ۲۱م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۲:۰۹ قبل از ظهر امیرحسین گفته:

    این چین و چروک اینا زیاد داره صورتش کرم الیزا بکش درست میشه

    [پاسخ به این نظر]

  20. در روز شهریور ۲۱م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۲:۱۰ قبل از ظهر امیرحسین گفته:

    و این است هنر ایرانی

    [پاسخ به این نظر]

  21. در روز شهریور ۲۱م, ۱۳۸۷ و زمان ۲:۰۱ قبل از ظهر علیرضا گفته:

    ان شا الله کربلا

    [پاسخ به این نظر]

  22. در روز شهریور ۲۱م, ۱۳۸۷ و زمان ۸:۵۰ قبل از ظهر سمانه گفته:

    سلام پرستو جون..خوبی خانومی؟
    خانومی این هفته میتونم جوابها ی تو مهربون عزیز رو برای سوالات همیشگیه وبلاگم داشته باشم؟؟؟(( به نوعی فیتیله رو ببین عزیزم به خاطر من نمیدونم من به عنوان یک دوست اینترنتی چقدر برات ارزش دارم)))
    افتخاریه برام حتما خبرم کن.. منو بی خبر نذار
    من از انتظار و بی خبری بدم میاد..
    ولی تا دلت بخواد دوستت دارم به عنوان یه دوست اینترنتی…

    [پاسخ به این نظر]

  23. در روز شهریور ۲۱م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۱:۳۳ قبل از ظهر لیلی مامان یونا گفته:

    سلام پرستو جون ممنونم از دلداریت.
    ولی خیلی غصه میخورم
    از سوریه نتونستم زیاد خرید کنم
    هتلمون از مرکز شهر فاصله داشت و یونا خیلی شیطونی میکرد و اصلا اجازه بهمون نمیداد
    فقط برای اینکه دست خالی برنگردم مجبور شدم چند دست لباس مارک از لبنان بگیرم .لباس تن یونا تو تولدشم از سوریه براش گرفتم و اون لباسی که تو لبنان تو عکسا تنشه(تاپ زرده که کلاه داره).خلاصه یه کفش و یه کیف و یه مقدار خرت و پرت… .
    اون جوری که دلم میخواست نتونستم خرید کنم.
    مثلا پارچه که میگن اونجا ارزونه من اصلا ندیدم و همه از این موضوع تعجب میکنن.

    [پاسخ به این نظر]

  24. در روز شهریور ۲۲م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۲:۰۵ قبل از ظهر آریانا گفته:

    وبلاگ بسیار زیبایی دارید ، امیدوارم موفق باشید
    اگر خواستید یه سری به ما بزنید

    [پاسخ به این نظر]

  25. در روز شهریور ۲۲م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۱:۵۷ قبل از ظهر سمانه گفته:

    __________________۰۰۰__________________
    _________________۰۰_۰۰_________________
    ________________۰۰___۰۰________________
    _______________۰۰_____۰۰_______________
    ______________۰۰_______۰۰______________
    _____________۰۰_________۰۰_____________
    ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰___________۰۰_۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
    __۰۰______________من______________۰۰__
    ____۰۰________اپ کردم زود زود_______۰۰___
    ______۰۰_________بپر بیا_________۰۰______
    ________۰۰_____منتظرت ._____۰۰________
    __________۰۰_____هستم۰_____۰۰__________
    _________۰۰_________________۰۰_________
    ________۰۰________۰۰۰۰________۰۰_______
    _______۰۰_______۰۰____۰۰_______۰۰______
    ______۰۰_____۰۰__________۰۰_____۰۰_____
    _____۰۰___۰۰________________۰۰___۰۰____
    ____۰۰۰۰________________________۰۰۰۰___
    ___۰۰۰_____________________________
    پرستو جون سلام عزیزم.. من منتظرتم تو وبلاگم برای جواب سوالات .. عکسهای معین پستونک خور( البته وقتی نینی بود) خیلی دوستت دارم.. منتظرتم.. انتظارو هم دوست ندارم..

    [پاسخ به این نظر]

  26. در روز شهریور ۲۲م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۱:۵۸ بعد از ظهر ایلیا گفته:

    عجب !‌ خوشگل و خوش تیپه ! فقط یه کم دماغش درازه باید بره عملش کنه !‌

    [پاسخ به این نظر]

  27. در روز شهریور ۲۳م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۲:۰۲ قبل از ظهر مازیار گفته:

    آفرین، دیدنی بود،
    مرسی!

    [پاسخ به این نظر]

  28. در روز شهریور ۲۳م, ۱۳۸۷ و زمان ۳:۴۶ بعد از ظهر نگار(tasnim) گفته:

    (¯`v´¯)(¯`v´¯)(¯`v´¯)(¯`v´¯)(¯`v´¯)(¯`v´¯)(¯`v´¯)(¯`v´¯)(¯`v´¯)
    `*.¸.*´`*.¸.*´`*.¸.*´`*.¸.*´`*.¸.*´`*.¸.*´`*.¸.*´`*.¸.*´`*.¸.*´
    (¯`v´¯)
    `*.¸.*´ .. سلام ..
    (¯`v´¯)
    `*.¸.*´ آپ کردم.
    (¯`v´¯)
    `*.¸.*´ منتظرم
    (¯`v´¯)
    `*.¸.*´ حتما بهم سر بزن
    (¯`v´¯)
    `*.¸.*´

    [پاسخ به این نظر]

  29. در روز شهریور ۲۴م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۰:۲۲ قبل از ظهر نازلی گفته:

    من عاشق اینجور کارام
    اما حیف که دیگه دیر شده برام اینجوری همش احساس میکنم که دارم وقتم رو تلف میکنم
    کاش میشد زمان برگرده و من بیشتر از وقتم استفاده کنم
    خلاصه که خیلی کار خوشگلی بود و منتظر مجسمه های زیبات هستیم پرستو جان


    نازلی جون چرا دیر شده باشه ؟ کار با گل همیشه فقط به یه آدم با حوصله احتیاج داره و بس …

    [پاسخ به این نظر]

ایمیل منتشر نمی شود

نمونه وب سایت

نظر شما: