پرستووو

آغاز سال چهارم

شهریور۲۴

این وبلاگ رو قبل از شروع دوره دانشجوییم  یعنی ۲۴ شهریور ۸۴ درست کردم … هر چند قبلش در پرشین وبلاگ داشتم ولی اینجا جدی بود و ادامه پیدا کرد …

تولد سه سالگیت مبارک…

من آماده ام برای آغاز سال چهارم …

من آماده ام ...

ارسال شده با موضوع خاطرات
۲۹ نظر برای

”آغاز سال چهارم“

  1. در روز شهریور ۲۴م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۱:۳۸ قبل از ظهر مامان دیبا و پرند گفته:

    سلام دوستم
    تولد چهارسالگیت مبارک .
    برای برفی متاسف شدم من میتونم برات کاری انجام بدم ؟؟
    کلاس حجم سازی خوش میگذره ؟؟؟؟؟ دیبا عاشقه این کارهاست.

    [پاسخ به این نظر]

  2. در روز شهریور ۲۴م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۲:۲۲ بعد از ظهر نگار گفته:

    تولد وبلاگت مبارک

    [پاسخ به این نظر]

  3. در روز شهریور ۲۴م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۲:۲۲ بعد از ظهر نگار گفته:

    ایشالله بیایم اینجا تولد ۳۰۰ سالگی ش رو جشن بگیریم

    [پاسخ به این نظر]

  4. در روز شهریور ۲۴م, ۱۳۸۷ و زمان ۲:۴۸ بعد از ظهر امیرحسین گفته:

    مبارکههههههههههه :دی

    [پاسخ به این نظر]

  5. در روز شهریور ۲۴م, ۱۳۸۷ و زمان ۶:۰۷ بعد از ظهر سمانه گفته:

    سلام پرستو جون.. وای تمام کف دست و پام خیس شده از ترس.. این چه عکسیه وای خیلی ترسناکه..
    عزیزم.. یه در خواست دارم ازت..
    سلام دوست مهربانم..
    بزارید اینجوری شروع کنم که من روال کار وبلاگم اینجوریه که هر پنج شنبه میرم وبلاگ دوستان و به اونها یاد اوری میکنم تا برنامه ی فیتیله رو ببینند و بعد جمعه هم اپ میشم. منتظر جوابهاشون میمونم و بعد تشکری ازشون میکنم تو وبلاگشون.. این هفته میخوام برم مسافرت .. نمیتونم به کسی یاد اوری کنم ولی اپ میکنم سر وقت.. میخوام ازتون خواهش کنم جمعه بعد برنامه یا از اون به بعدش لطف کنید و تشریف بیارید وبلاگم و جواب سوالاتمو بدید..
    امیدوارم یادتون بمونه. البته به محبت دوستان اینترنیم اعتقاد دارم.. و به وفا داریشون
    موفق باشی..

    [پاسخ به این نظر]

  6. در روز شهریور ۲۴م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۱:۵۵ بعد از ظهر نوشین مامان هستی گفته:

    تولدش مبارک
    سال آخریا حسابی لذت ببر که یه عمر حسرت تک تک لحظاتش رو خواهی خورد

    [پاسخ به این نظر]

  7. در روز شهریور ۲۵م, ۱۳۸۷ و زمان ۸:۵۸ قبل از ظهر Jozeph گفته:

    تبریکات فراوان…
    ایشالا همینجوری بری جلووو

    [پاسخ به این نظر]

  8. در روز شهریور ۲۵م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۱:۴۶ قبل از ظهر مامان نازنین گفته:

    تولد وبلاگت مبارک باشه

    [پاسخ به این نظر]

  9. در روز شهریور ۲۵م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۲:۴۸ بعد از ظهر ننه گلی گفته:

    سلام
    تولد وبلاگت مبارک عجب عکسی

    [پاسخ به این نظر]

  10. در روز شهریور ۲۵م, ۱۳۸۷ و زمان ۳:۴۲ بعد از ظهر مهـ ــرزادیـ ـوونه گفته:

    نازی پرستوووو.
    مبارکه. ایشالا صدو بیستو چهارساله شی ننه

    [پاسخ به این نظر]

  11. در روز شهریور ۲۵م, ۱۳۸۷ و زمان ۴:۳۱ بعد از ظهر نسترن گفته:

    تولد سه سالگیت خیلی خیلی مبارک یعنی به تعداد موهای سرم…ایشالا ۱۲۰ ساله بشی ننه.راستی این عکسه خیلی جالب بود برام می شه کمی توضیح بدی؟


    ممنونم نسترن جون جونم … راستش من تا به حال فقط یک بار سوار این سر سره بلندا شدم همون یه بارم به اولین بآمدگی رو سرسره که رسیدم ، دلم میخواست همه چیز متوفق بشه( از بس ترسیدم) و تموم بشه متوقف که نمیشد تند تر و تند تر هم میشد ! خلاصه تا به آخرش برسم با خودم میگفتم یعنی من زنده به آخرش میرسم یا قراره سکته کنم؟؟ حالا منظورم از این عکس اینجا این بود که برای روبرو شدن با هر چیزی آماده ام امیدوارم زنده و سالم به آخرش برسم…

    [پاسخ به این نظر]

  12. در روز شهریور ۲۵م, ۱۳۸۷ و زمان ۶:۵۶ بعد از ظهر فرهاد گفته:

    تولد وبلاگت مبارک!
    این عکسه رو هر کار کردم بالا نیومد.
    منم تو شهریور ماه وبلاگم رو درست کردم……………منم هر چند قبلش وبلاگای دیگه ای هم داشتم….ولی این مهم تر بود

    [پاسخ به این نظر]

  13. در روز شهریور ۲۵م, ۱۳۸۷ و زمان ۷:۱۳ بعد از ظهر پیروز گفته:

    مبارک باشه آبجی جونم

    [پاسخ به این نظر]

  14. در روز شهریور ۲۵م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۰:۲۰ بعد از ظهر نسترن مامان باران گفته:

    وای پرستو جونم سوار همچین چیزی شدی از همین الان قلبم گرفت من یه بار خواستم همین جوری از سر شیطنت و البته ساعت ۱ نیمه شب سوار سرسره های بچه ها بشم پایین نیومده قلبم ریخت.می گم کجا از این سرسره ها داره اون وقت؟


    تو شهربازی ها هست ;)

    [پاسخ به این نظر]

  15. در روز شهریور ۲۶م, ۱۳۸۷ و زمان ۸:۵۸ قبل از ظهر لیلی مامان یونا گفته:

    سلام
    تولد وبلاگت مبارکه
    انشالله همیشه توش چیزهای خوب خوب بنویسی.
    پرستو جان در مورد عکسه که پرسیده بودی یه محوطه خیلی بزرگ بود که توش یه غار بود شبیه غار علیصدر همدان.جات خالی خیلی زیبا بود و تو اون غار از جنس کلسیم بود.تو غار عکاسی و فیلمبرداری ممنوع بود.
    عکسا رو شرمندتم هنوز فرصت نکردم نگاه کنم ببینم چیزی شبیه این هست یا نه.اگر بود برات میل میکنم.

    [پاسخ به این نظر]

  16. در روز شهریور ۲۶م, ۱۳۸۷ و زمان ۴:۰۰ بعد از ظهر سانی گفته:

    مبارک

    [پاسخ به این نظر]

  17. در روز شهریور ۲۶م, ۱۳۸۷ و زمان ۸:۱۹ بعد از ظهر سروین گفته:

    مباااااااااااااارک باشه

    [پاسخ به این نظر]

  18. در روز شهریور ۲۶م, ۱۳۸۷ و زمان ۸:۴۳ بعد از ظهر نگار گفته:

    منم از این سرسرهه میخوام
    من کلا در این مورد روم خیلی زیاده. به خصوص وقتی یکی م باهام باشه.
    هر بار منو پسر دایی مامانمو میبردن شهربازی دوتایی سوار این ترن هواییا میشدیم. وقتی میرسیدیم اون بالا کلی میگفتیم غلط کردیم و ما بیجا کنیم دوباره سوار شیم و … اما باز وقتی تموم میشد و میومدیم پایین دوباره میرفتیم سوار میشدیم باز دوباره به غلط کردن میفتادیم و باز دوباره سوار میشدیم…
    ای برنامه ادامه داشت تا به زور مارو ببرن بیرون

    در ضمن من اپ کردم. فقط ببخشید یه کوچولو طولانی شده

    [پاسخ به این نظر]

  19. در روز شهریور ۲۶م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۰:۲۶ بعد از ظهر پرهام گفته:

    مبارک باشه ایشالله سالیان سال این وبلاگ فعالیت کنه و هر روز بهتر و محبوبتر بشه
    خاله من وقتی با وبلاگت آشنا شدم که تازه بسته بودیش برای کنکور بخونی!

    [پاسخ به این نظر]

  20. در روز شهریور ۲۷م, ۱۳۸۷ و زمان ۲:۰۲ قبل از ظهر امیرحسین گفته:

    به چیزی کشف کردماون جا که به انگلیش نوشتی پرستو به جای اینکه ۴ تا O بذاری ۳ تا o گذاشتیاون بالای وبت رو میگم:-”


    تخصیر پرهامهبه اون بگو اون این قالب رو ساخته( همین کامنت قبلی)

    [پاسخ به این نظر]

  21. در روز شهریور ۲۷م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۱:۱۵ قبل از ظهر نگار(tasnim) گفته:

    سلام.خوبی؟
    تبریک میگم.چه پشتکاری داری تو دختر.آفرین
    ایشالا تولد ۴۰سالگی وبلاگت رو جشن بگیری

    [پاسخ به این نظر]

  22. در روز شهریور ۲۷م, ۱۳۸۷ و زمان ۲:۱۹ بعد از ظهر هلیا گفته:

    سلام پرستو جونممن ۲ سالی میشه که با وبلاگت اشنا شدم و اینجارو دوست دارم خیلی خوشحال میشم به منم سر بزنی
    تولد وبلاگت مبارک

    [پاسخ به این نظر]

  23. در روز شهریور ۲۷م, ۱۳۸۷ و زمان ۴:۲۰ بعد از ظهر امیرحسین گفته:

    پرهام رو خدا رحمت کنهبیچاره رفت قزوینواسه شادی روحش یه صلوات بفرس

    [پاسخ به این نظر]

  24. در روز شهریور ۲۸م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۰:۲۵ قبل از ظهر هلیا گفته:

    مرسی اومدی
    با اجازه لینکت کردم

    [پاسخ به این نظر]

  25. در روز شهریور ۲۸م, ۱۳۸۷ و زمان ۳:۳۱ بعد از ظهر babasameh گفته:

    salam tavalode weblogeton mobarak
    harfe khasi nadashtam
    midonam ke az khananadegan weblog khanom man hastin … merci…
    ama elate asli comment gozashtanam in bod ke sale tavalode shoma ro didam mano be fekr bord …. dovom dey mahe 65
    jalebe bedonin man 18 dey mah 65 raftam JEBHE jang …..
    (shoma 16 roze bodin ….
    ajab donyaeee
    bazam tavalode weblog va pishapish tavalode khodeton mobarak

    p.n: khodemonim ma ham hesabi pir shodim raft ha….

    movafagh bashin

    [پاسخ به این نظر]

  26. در روز شهریور ۲۸م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۰:۵۲ بعد از ظهر می گفته:

    تازه گیا هر وقت میام اینجا فقط جشن تولده
    یه کم لوس شده
    شده مث دفتر خاطرات شخصی
    اینجوری نگام نکن
    انتقادپذیر باش


    راست میگی … به خاطر همین تو هر دوشون عکس کیک نذاشتم که دیگه خییییلی لوس نشه ولی به هر حال شده … راستی منظورت از دفتر خاطرات شخصی ، دفتر کاغذیه؟ اگه نیست خوب الان اینجام دفتر خاطرات شخصیه خب
    منتظر نقد های بعدیت هستم :)

    [پاسخ به این نظر]

  27. در روز شهریور ۲۹م, ۱۳۸۷ و زمان ۱:۰۸ قبل از ظهر یه دوست گفته:

    [پاسخ به این نظر]

  28. در روز شهریور ۲۹م, ۱۳۸۷ و زمان ۱:۰۹ قبل از ظهر نسترن مامان باران گفته:

    امیدوارم در این سال چهارم هی بیای و تند تند بنویسی جیگر…

    [پاسخ به این نظر]

  29. در روز شهریور ۳۱م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۰:۴۱ قبل از ظهر پروانه گفته:

    تبریک.
    دوچرخه سواره جلوتر پریذه؟!

    [پاسخ به این نظر]

ایمیل منتشر نمی شود

نمونه وب سایت

نظر شما: