پرستووو

هفته ای که گذشت …

دی۱۳

از پنچ شنبه شب احساس دندون درد بود ولی خب خیلی توجه نکردم . یکی دو بار دیگه هم دنون عقل پایینم درد گرفته بود … ولی تا آخر شب دردش خیلی زیاد شد و دیگه با همه تحمل و اینا تا فردا صبحش که با یک ایبوپروفن تونستم ساکتش کنم … و تا شب هم یکی دیگه … شنبه رو هم درد کشیدم و نصفه شبش با تب و لزر بیدار شدم … دندون عقلم عفونت کرده بود و اون باعت تب شده بود … یکشنبه صبح رفتیم دکتر ( بلاخره !!) ایشونم گفتن به خاطر عفونت نمیشه الان کشیدش باید آنتی بیوتیک بخوری تا عفونت برطرف بشه بعد بکشم … خلاصه یکشنبه شب با درد کمتری گذشت به خاطر کپسول هایی که دکتر داده بود …دوشنبه و سه شنبه هم با همین وضع گذشت تا چهارشنبه که دیگه دهنم پر از جوش و آفت شده بود و لوزه هام هم چرکی … دیگه واقعا وضع بدی بود آب دهنم رو هم به سختی قورت میدادم … ظهر چهارشنبه با دکتر تماس گرفتیم و اونم گفت که دیگه صبر نمیکنین بیا هر طوری هست اون دندون دردسر ساز رو بکشم … حالا اینم بگم که به خاطر حساسیت به آنتی بیوتیک کل دهنم آفت و جوش زده بود در نتیجه یه پرومتازین (؟) خورده بودم و به شدت خواب آلو بودم:)) موقعی که رسیدم مطب در حالی که باید کلی استرس میداشتم !! تا پلکام میرفت رو هم خواب میدیدم!!!=)) … خلاصه دندون طغیانگر کشیده شد و اومدیم خونه … شبش احساس کردم ضربه آخر باقیمونده :) ) بله دندون عقل اونطرفی حسودیش شده بود  و اونم درد گرفته بود و امروز ( ۵شنبه ) رفتیم اون رو هم کشیدیم.

پ ن : باید تاکید کنم که در این عکس ها دندونها بزرگتر از حد طبیعی دیده میشن … ضمنا کشیدنش هم اصلا درد نداشت … اگر هم داشت در مقابل اون دردی که در طول هفته کشیدم اصلا احساس نمیشد . :) ممنون از همگی :*

ارسال شده با موضوع خاطرات
۲۱ نظر برای

”هفته ای که گذشت …“

  1. در روز دی ۱۳م, ۱۳۸۷ و زمان ۱:۰۲ قبل از ظهر پرستو گفته:

    سلام
    وای آخرشم که کشیدی ……..
    الان بهتری


    ممنونم خیلی بهترم :)

    [پاسخ به این نظر]

  2. در روز دی ۱۳م, ۱۳۸۷ و زمان ۱:۰۳ قبل از ظهر محمدرضا گفته:

    خدا رو شکر که بهتری …


    ممنون :)

    [پاسخ به این نظر]

  3. در روز دی ۱۳م, ۱۳۸۷ و زمان ۱:۱۱ قبل از ظهر میم گفته:

    ای بابا چه بکش بکشی

    [پاسخ به این نظر]

  4. در روز دی ۱۳م, ۱۳۸۷ و زمان ۱:۱۷ قبل از ظهر مهدیه گفته:

    خانوم شجاع :)
    خدا رو شکر که الان درد نداری و حالت خوبه. خوشحالم

    [پاسخ به این نظر]

  5. در روز دی ۱۳م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۱:۴۰ قبل از ظهر مامان نازگل گفته:

    وای پرستو منکم باید برم امروز فردا میکنم

    [پاسخ به این نظر]

  6. در روز دی ۱۳م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۲:۰۴ بعد از ظهر علیرضا گفته:

    باز من یادم اومد دو ماهه نوبت دندون پزشکی گرفتم و نرفتم

    [پاسخ به این نظر]

  7. در روز دی ۱۳م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۲:۱۵ بعد از ظهر ایلیا گفته:

    آخ آخ چه دندونای ترسناکی
    یه ۱۸+ کنارش مینوشتی ، بچه ی مردم اگه سنکوب میکرد حواب بانوش رو چی میدادی ؟

    [پاسخ به این نظر]

  8. در روز دی ۱۳م, ۱۳۸۷ و زمان ۱:۲۲ بعد از ظهر محدثه گفته:

    خوبه حداقل رفتی بکشی

    منم باید بکشم…ولی هنوز

    [پاسخ به این نظر]

  9. در روز دی ۱۳م, ۱۳۸۷ و زمان ۴:۱۹ بعد از ظهر نوشین مامان هستی گفته:

    خیلی سخته که……
    انشالا الان خوبی و میای آپ منو میبینی

    [پاسخ به این نظر]

  10. در روز دی ۱۳م, ۱۳۸۷ و زمان ۵:۴۲ بعد از ظهر یلدا گفته:

    من این دندونه رو دیدم یه سکته ناقص زدم. دختر تو چه جوری تحمل کردی اینا رو بکشن؟ من از تصور این که کشیدن این دندون با این ریشه بلند چه دردی داشته ۴ ستون بدنم لرزید


    الان بهتری دیگه؟

    [پاسخ به این نظر]

  11. در روز دی ۱۴م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۱:۵۱ قبل از ظهر خاطره گفته:

    وای خدا خیلی درد داره… من میدونم… دو تا پایینی رو کشیدم…
    حالا خوبی؟

    [پاسخ به این نظر]

  12. در روز دی ۱۴م, ۱۳۸۷ و زمان ۲:۳۷ بعد از ظهر حدیثه گفته:

    وای چه ترسناکه!

    [پاسخ به این نظر]

  13. در روز دی ۱۵م, ۱۳۸۷ و زمان ۱:۳۹ بعد از ظهر بیکار از خدا بی خبر گفته:

    ای ننه به قربونش بره چقدر دندونات تمیزه

    [پاسخ به این نظر]

  14. در روز دی ۱۵م, ۱۳۸۷ و زمان ۵:۲۷ بعد از ظهر فاطیما گفته:

    سلام پرستو جون

    خوبی عزیز ؟

    این دندون درد گریبانگیر همه شده این روزا از جمله دختر وهمسر بنده هر روز پاشون

    دندون پزشکیه…

    به خودت برس که فصل فصل امتحاناست هاااااااااااابه دندونتم بگو درد بی درد وقت

    نیست باید درس بخونم

    [پاسخ به این نظر]

  15. در روز دی ۱۵م, ۱۳۸۷ و زمان ۶:۵۶ بعد از ظهر mamansameh گفته:

    دندون های سالمی به نظر میان چرا عفونی شدن؟ یه شوخی باهات بکنم؟!!
    هرکی دندون عقلش رو بکشه بی عقل میشه شوهر میکنه مواظب باش!!

    [پاسخ به این نظر]

  16. در روز دی ۱۵م, ۱۳۸۷ و زمان ۷:۵۶ بعد از ظهر ملیکا گفته:

    سلام پرستووووی نازنین.
    مرسی از این که سر میزنین، نظر میدین به خاطر عکسم خوشحال میشین و لینک عکسمو میذارین!مرسی باور کنین امتحانام بود که نمی اومدم ولی مامانم همه نظرامو بهم خبر میداد ولی من میخواستم خودم نظر بدم واسه همین صبر کردم تا تمومی امتحانام. راستی خیلی مواظب باشین سرما نخورین من همه امتحانا پشت هم بود و حدود ۳ تا از این امتحانا رو با تب ۲ درجه دادم. راستی من همش یه تصور بدی از دندون عقل دارم.واقعاً اینجوریه؟یعنی خیلی اذیت میکنه؟ خوشحالم که درد دندونتون خوب شد منم چند سال پیش رفتم یکی از دندونای شیریم رو بکشم که دکتر یه آمپول بی حسی بهم زد و من وقتی اومدیم بریم افتادم از ترس اون آمپولی که زده بودم غش کردم!!!راستی تو پست قبلی دیدم نوشتین تولدتون بوده،
    !!!!!!تولدتون مبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــارک!!!!!!!! ببخشید دیر شد

    [پاسخ به این نظر]

  17. در روز دی ۱۶م, ۱۳۸۷ و زمان ۶:۱۱ قبل از ظهر یه مامان(مریم) گفته:

    واااای چه دردی کشیدی خانومی میتونم درکت کنم چون خودمم این درد و کشیدم نه یه بار دوبار
    دندون عقل کشیدن خیلی درد داره ولی از بس درد کشیدی اون برات راحت بوده از طرفیم فکر میکردی که آخیش بالاخره راحت میشی از درد

    [پاسخ به این نظر]

  18. در روز دی ۱۶م, ۱۳۸۷ و زمان ۱۱:۴۹ قبل از ظهر سروین گفته:

    آی !!! منم دردم اومد
    وایییی !!!

    [پاسخ به این نظر]

  19. در روز دی ۱۶م, ۱۳۸۷ و زمان ۱:۵۶ بعد از ظهر یه انسان گفته:

    سلام
    یه بازی گذاشتم زود لود میشه!
    بیا یه امتحانی بکن.
    اسرائیلی ها هم دادشون در اومده!!!!
    کیف کن!
    به این میگند جنگ الکترونیک!!!!!
    برو می فهمی موضوع از چه قراره

    [پاسخ به این نظر]

  20. در روز دی ۱۶م, ۱۳۸۷ و زمان ۶:۳۴ بعد از ظهر پرنیان پوپلی و مامان گفته:

    ایشالا الان بهتری خانومی

    [پاسخ به این نظر]

  21. در روز دی ۱۷م, ۱۳۸۷ و زمان ۴:۱۳ قبل از ظهر سهیل گفته:

    میگم فرفر یکم آروم شده انقدر تو فرفر نعره کشیدی از درد همه فهمیدن دندونت واقعا معضلی شده بودا!
    نظرت چیه بعدش موهات و گوشت و ناخنت رو هم بکشی مزه میده ها :دی

    [پاسخ به این نظر]

ایمیل منتشر نمی شود

نمونه وب سایت

نظر شما: