پنبهها
تیر۳
امروز هم رفتیم پیش پنبهها … قسمتهایی از مزرعه که از اون اول زیاد بهش توجه نکرده بودیم پر از علف هرز شده بود … اونقدر که اصلا پنبه ها توشون دیده نمیشد … و متاسفانه از گروه ۵ نفریمون فقط ۳ نفر رفته بودیم و همه کارا ریخته بود رو سر ما ۳ تا… دیگه اینکه مدتی که خواستیم چایی بخوریم هم به شدت مورد هجوم پشه ها قرار گرفتیم ( تعداد پشهزدگی ها قابل شمارش نیست اصلا : )) )
اینم پنبه های امروز


اینا که هنوز همونقدری هستن ! بابا یه تقویت کننده ای ، دوپینگی ، ویتامینی ، قرص آهنی ، گالینابلانکایی چیزی بهشون بده رشدشون سریع بشه
: ))آره این بار به نظر خودمونم زیاد بزرگ نشده بودن
بیخیال این حرفا ، کی در میان آتیش بیوفته بهشون
خدا نکنه
همین الانم طفلکیا مریضن … پنبه ها رو میگم
چه من دوست دارم این رشته شما رو ، همش توی طبیعت هستین
ممنونم نازلی جونم
وای چقد اینا نازن
من زیاد در جریان اینا نیستم! باید وبلاگتو کامل بخونم! البته الان نه! دلم درد میکنه بعد کنکوری :d
سلام عزیز دلم
خیلی همه چیز جالب بود کلی لذت بردم
سلام دوست جون
به جز پشه خوردگی عاشق بقیه اش هستم
سلام دوستم
دوره کشتشون چند روزه ؟ خیلی طولانی نشد؟
پشه ها هم شناختنت که چقدر گلی ها!!!!
راستش دوستم پرداشت پنبه میوفته به پاییز که البته ما فقط تا اواخر مرداد بالا سرشون هستیم
چقدر بد که پشه ها بهتون اونجوری خوش آمد گفتن. اما عوضش پنبه ها سر ذوق میاردتون.
سلام
چه پبنه به های قشنگی
خدا زیادش کنه
موفق باشی
از معاشرت با آدم های دروغگو پرهیز کن
پس من اینجا نظر گذاشته بودم کوشش؟؟


پرستووو جونم تو نظرات وبلاگ بهت جواب دادم
خیلی عصبیم
خوش به حالت منم پنبه بازی می خوام
راستی چه خبر از امتحانات؟خوب دادی همه رو ؟معدل ۲۰ دیگه…
چه اینجا تغییر اساسی کرده ها