پرستووو

پنبه‌ها

تیر۳

امروز هم رفتیم پیش پنبه‌ها … قسمتهایی از مزرعه که از اون اول زیاد بهش توجه نکرده بودیم پر از علف هرز شده بود … اونقدر که اصلا پنبه ها توشون دیده نمیشد … و متاسفانه از گروه ۵ نفریمون فقط ۳ نفر رفته بودیم و همه کارا ریخته بود رو سر ما ۳ تا… دیگه اینکه مدتی که خواستیم چایی بخوریم هم به شدت مورد هجوم پشه ها قرار گرفتیم ( تعداد پشه‌زدگی ها  قابل شمارش نیست اصلا : )) )

اینم پنبه های امروز

پنبه‌ها

پنبه‌ها

پنبه‌

پنبه‌

ارسال شده با موضوع عمليات كشاورزي
۱۹ نظر برای

”پنبه‌ها“

  1. در روز تیر ۳م, ۱۳۸۸ و زمان ۲:۱۳ بعد از ظهر ایلیا گفته:

    اینا که هنوز همونقدری هستن !‌ بابا یه تقویت کننده ای ،‌ دوپینگی ، ویتامینی ، قرص آهنی ، گالینابلانکایی چیزی بهشون بده رشدشون سریع بشه :evil:

    [پاسخ به این نظر]

  2. در روز تیر ۳م, ۱۳۸۸ و زمان ۲:۱۸ بعد از ظهر پرستو گفته:

    : ))‌آره این بار به نظر خودمونم زیاد بزرگ نشده بودن

    [پاسخ به این نظر]

  3. در روز تیر ۳م, ۱۳۸۸ و زمان ۶:۱۸ بعد از ظهر پاشا گفته:

    بیخیال این حرفا ، کی در میان آتیش بیوفته بهشون ۸)

    [پاسخ به این نظر]

  4. در روز تیر ۴م, ۱۳۸۸ و زمان ۱:۰۴ قبل از ظهر نازلی گفته:

    :kiss:
    چه من دوست دارم این رشته شما رو ، همش توی طبیعت هستین

    [پاسخ به این نظر]

  5. در روز تیر ۴م, ۱۳۸۸ و زمان ۸:۱۱ بعد از ظهر Magenta گفته:

    وای چقد اینا نازن :x من زیاد در جریان اینا نیستم! باید وبلاگتو کامل بخونم! البته الان نه! دلم درد میکنه بعد کنکوری :d

    [پاسخ به این نظر]

  6. در روز تیر ۵م, ۱۳۸۸ و زمان ۹:۰۵ بعد از ظهر نوشین مامان هستی گفته:

    سلام عزیز دلم :love:
    خیلی همه چیز جالب بود کلی لذت بردم :whistle: :whistle:

    [پاسخ به این نظر]

  7. در روز تیر ۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۲:۲۶ بعد از ظهر ننه گلی گفته:

    سلام دوست جون
    به جز پشه خوردگی عاشق بقیه اش هستم

    [پاسخ به این نظر]

  8. در روز تیر ۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۲:۳۸ بعد از ظهر مامان دیبا و پرند گفته:

    سلام دوستم
    دوره کشتشون چند روزه ؟ خیلی طولانی نشد؟
    پشه ها هم شناختنت که چقدر گلی ها!!!! :love:

    [پاسخ به این نظر]

  9. در روز تیر ۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۲:۴۷ بعد از ظهر مامان پارمیدا گفته:

    چقدر بد که پشه ها بهتون اونجوری خوش آمد گفتن. اما عوضش پنبه ها سر ذوق میاردتون.

    [پاسخ به این نظر]

  10. در روز تیر ۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۳:۳۹ بعد از ظهر پرستو گفته:

    خدا نکنه :D همین الانم طفلکیا مریضن … پنبه ها رو میگم

    [پاسخ به این نظر]

  11. در روز تیر ۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۳:۳۹ بعد از ظهر پرستو گفته:

    ممنونم نازلی جونم :love:

    [پاسخ به این نظر]

  12. در روز تیر ۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۳:۴۰ بعد از ظهر پرستو گفته:

    :love: محصوصا که به خاطر اون پشه ها امروز رفتم دکتر :p

    [پاسخ به این نظر]

  13. در روز تیر ۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۳:۴۱ بعد از ظهر پرستو گفته:

    راستش دوستم پرداشت پنبه میوفته به پاییز که البته ما فقط تا اواخر مرداد بالا سرشون هستیم :wink:

    [پاسخ به این نظر]

  14. در روز تیر ۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۳:۴۱ بعد از ظهر پرستو گفته:

    :kiss: :love: بله بله … خیلی دوستشون داریم :wink:

    [پاسخ به این نظر]

  15. در روز تیر ۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۰:۵۶ بعد از ظهر سعید گفته:

    سلام
    چه پبنه به های قشنگی
    خدا زیادش کنه :D
    موفق باشی
    از معاشرت با آدم های دروغگو پرهیز کن

    [پاسخ به این نظر]

  16. در روز تیر ۷م, ۱۳۸۸ و زمان ۸:۳۵ قبل از ظهر یلدا گفته:

    پس من اینجا نظر گذاشته بودم کوشش؟؟ :o :(
    پرستووو جونم تو نظرات وبلاگ بهت جواب دادم :kiss:
    خیلی عصبیم :straight:

    [پاسخ به این نظر]

  17. در روز تیر ۹م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۰:۵۴ قبل از ظهر هلیا گفته:

    خوش به حالت منم پنبه بازی می خوام :)

    [پاسخ به این نظر]

  18. در روز تیر ۹م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۰:۵۵ قبل از ظهر هلیا گفته:

    راستی چه خبر از امتحانات؟خوب دادی همه رو ؟معدل ۲۰ دیگه… :wink:

    [پاسخ به این نظر]

  19. در روز تیر ۹م, ۱۳۸۸ و زمان ۶:۴۴ بعد از ظهر بهار گفته:

    چه اینجا تغییر اساسی کرده ها :woot:

    [پاسخ به این نظر]

ایمیل منتشر نمی شود

نمونه وب سایت

نظر شما: