پرستووو

پنبه‌ها

تیر۱۷

امروز هم رفتیم مزرعه … راستش به نظرم تکراری و خسته کننده شده … اصلا حوصله نداشتم امروز … مخصوصا اینکه گروهی که خیار کاشته بودن امروز داشتن برداشت میکردن ؛ ما هم انگار گشتیم و دیررس‌ترین محصول رو انتخاب کردیم …

اینم پنبه‌های امروز :

17 تیر

17 تیر

ردیفها

ردیفها

پ‌ن : کارآموزی هم پنج‌شنبه هفته پیش تموم شد و حالا باید گزارش‌کار بنویسیم .

ارسال شده با موضوع عمليات كشاورزي
۱۵ نظر برای

”پنبه‌ها“

  1. در روز تیر ۱۷م, ۱۳۸۸ و زمان ۴:۵۴ بعد از ظهر هلیا گفته:

    خیار چیه بابا پنبه رو عشق اســـــــــــــــت :wink: هم خوشکله هم نرمه هم در امپول زنی بسیییییار ضروریه و …:))

    [پاسخ به این نظر]

  2. در روز تیر ۱۷م, ۱۳۸۸ و زمان ۵:۱۰ بعد از ظهر شیرین گفته:

    سلام دوستم … چه رشته جالب انگیزیه ها
    ای ول بسیار خوشمان آمد … حالا چرا پنبه ؟ها؟

    [پاسخ به این نظر]

  3. در روز تیر ۱۷م, ۱۳۸۸ و زمان ۵:۱۲ بعد از ظهر شیرین گفته:

    راستی من دو روز پیش آپ کردم

    [پاسخ به این نظر]

  4. در روز تیر ۱۷م, ۱۳۸۸ و زمان ۵:۱۳ بعد از ظهر شیرین گفته:

    کامنتای من اومدن؟

    [پاسخ به این نظر]

  5. در روز تیر ۱۸م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۰:۴۳ قبل از ظهر ایلیا گفته:

    پس این کشاورزای بدبخت چی بگن ؟ ‌نسل در نسل دارن همین کارو انجام میدن :D

    [پاسخ به این نظر]

  6. در روز تیر ۱۸م, ۱۳۸۸ و زمان ۳:۳۱ بعد از ظهر یلدا گفته:

    سلام سلام
    مرسی پرستو جونم :kiss:
    وای خوش به حالت تو تموم کردی و من تازه شرروع! :o
    این گزارش کار نوشتن به نظر من از همش سخت تره!
    عجب امتحان باحالی بوده! ^_^
    من که هنوز تو این دو ترم از ترس تقلب نکردم :D
    الانم بیا بغل :kiss:

    [پاسخ به این نظر]

  7. در روز تیر ۱۹م, ۱۳۸۸ و زمان ۳:۰۵ بعد از ظهر Magenta گفته:

    وقتی پنبه هاتون بزرگ شدن،خانوم شدن، خوشگل شدن….چیکارشون می کنین؟؟!

    [پاسخ به این نظر]

  8. در روز تیر ۱۹م, ۱۳۸۸ و زمان ۳:۰۹ بعد از ظهر Magenta گفته:

    این هی نظرامو پاک می کنه :( بی تربیت :( خوبی پرستوووو؟؟! :love: میگم وقتی این پنبه ها بزرگ شدن،خوشگل شدن،خانوم شدن…چیکارشون می کنید؟؟! :angel:

    [پاسخ به این نظر]

  9. در روز تیر ۱۹م, ۱۳۸۸ و زمان ۵:۲۹ بعد از ظهر mamansameh گفته:

    عکس خیارهایی که پارسال کاشته بودم یادته :evil: :woot:

    [پاسخ به این نظر]

  10. در روز تیر ۱۹م, ۱۳۸۸ و زمان ۵:۴۳ بعد از ظهر پرستو گفته:

    نظر قبلیتم اومده مهشید جون … وقتی که پنبه بده دیگه ما نیستیم … ما فقط تا آخر مرداد مواظبشونیم ;-(

    [پاسخ به این نظر]

  11. در روز تیر ۱۹م, ۱۳۸۸ و زمان ۵:۴۴ بعد از ظهر پرستو گفته:

    بله بله یادمه ^_^

    [پاسخ به این نظر]

  12. در روز تیر ۲۰م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۰:۰۹ قبل از ظهر Magenta گفته:

    خب حیفه که اینجوری، پنبه هاتونو برمیدارن واسه خودشون! :D
    میدونی با این همه پنبه میشه یه تشک گرم و نرم واسه خواب درست کرد :D

    [پاسخ به این نظر]

  13. در روز تیر ۲۰م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۱:۱۲ قبل از ظهر پرستو گفته:

    راستش میگن اندازه یه بالشت هم نمیشه کلش :whistle:

    [پاسخ به این نظر]

  14. در روز تیر ۲۰م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۱:۲۹ قبل از ظهر مامان دیبا و پرند گفته:

    سلام دوستم
    خسته نباشی. بعد از برداشت پنبه فارغ التحصیل میشوی آیا؟؟؟؟

    [پاسخ به این نظر]

  15. در روز تیر ۲۰م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۱:۳۲ قبل از ظهر پرستو گفته:

    سلام سلام :love: …ما تا آخر مرداد مراقب پنبه ها هستیم و شهریور امتحان کتبی میدیم و تموم میشه . پنبه ها رو توی پاییز خودشون برداشت میکنن :wink: :angel:

    [پاسخ به این نظر]

ایمیل منتشر نمی شود

نمونه وب سایت

نظر شما: