پرستووو

گریز از یکنواختی

تیر۲۱

امروز علیرضا همش میگفت : یادته اون روز بهت میگفتم بریم کاج بکندیم ؟… البته توضیحات منم فایده نداشت . رو بکندیم تاکید میکرد.

نازنین علاقه عجیبی به کالسکه‌ش داره . اونقدر که وقتی من بغلش کرده بودم و علیرضا رفت نشست توی کالسکه؛ شاکی شده بود و گریه میکرد و میگفت : کالســــــــکــــم . که مجبور شدیم علیرضا رو پیاده‌اش کنیم :) ) .

پ‌ن: این پست برای گریز از یکنواختی گذاشته میشود.

ارسال شده با موضوع خاطرات، دوست‌داشتني
۹ نظر برای

”گریز از یکنواختی“

  1. در روز تیر ۲۲م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۰:۰۱ قبل از ظهر شیرین گفته:

    می گما من این همه بالا و پایینش نوشتم که این پست واسه خنده ست و مسخره کردن وبلاگای عاشقونه … بازم هیچ کس متوجه نشد

    [پاسخ به این نظر]

  2. در روز تیر ۲۲م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۲:۳۸ بعد از ظهر شیرین گفته:

    وای خدا رو شکر … آخه کامنتای اولیارو دیدییییییی؟

    :(

    [پاسخ به این نظر]

  3. در روز تیر ۲۲م, ۱۳۸۸ و زمان ۱:۰۰ بعد از ظهر بهروز رها گفته:

    برای شما توفیق آرزو می کنم

    [پاسخ به این نظر]

  4. در روز تیر ۲۲م, ۱۳۸۸ و زمان ۴:۱۶ بعد از ظهر ایلیا گفته:

    :D

    [پاسخ به این نظر]

  5. در روز تیر ۲۲م, ۱۳۸۸ و زمان ۴:۳۶ بعد از ظهر الهام گفته:

    خوب بود . شما چجوری دات کام داری بلا؟؟

    [پاسخ به این نظر]

  6. در روز تیر ۲۳م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۰:۱۳ قبل از ظهر مامان نازگل گفته:

    :lol: بکندم :p

    [پاسخ به این نظر]

  7. در روز تیر ۲۳م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۰:۲۲ قبل از ظهر پرستو گفته:

    هاست و دامین خریدم :)

    [پاسخ به این نظر]

  8. در روز تیر ۲۳م, ۱۳۸۸ و زمان ۲:۲۱ بعد از ظهر مامان پارمیدا گفته:

    به هر علتی که این پست گذاشته بوده خوبه. چون من کلی به بکندیم خندیدم!!!!!

    [پاسخ به این نظر]

  9. در روز تیر ۲۴م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۲:۱۲ بعد از ظهر یلدا گفته:

    بازم نظر من نیومده؟! :o :(
    چقدر این بچه ها شیطونیاشون شیرینه :angel:
    اما تحملشون به از یه ساعت چه مشکله! :o
    با آهنگ بخون (شعر گفتم :D )

    [پاسخ به این نظر]

ایمیل منتشر نمی شود

نمونه وب سایت

نظر شما: