پرستووو

پنبه‌ها

مرداد۲۱

نمیدونم چند نفر متوجه شدن که هفته پیش عکس پنبه نذاشتم ولی خب این هفته عکس گرفتم و میذارم … هفته پیش برای اینکه پنبه‌ها دیگه رشد قدی نداشته باشن و بیشتر شاخ و برگ تولید کنن سرزنی روشون انجام شده بود .این هفته قوزه ها کاملا مشخص شده بودن و ما یکیشونو باز کردیم تا داخلش رو ببینیم…

قوزه باز شده و الیاف پنبه داخلش :)

غوزه

قوزه

بوته‌های عزیز پنبه هم که معرف حضورتون هستن :)

بوته‌های عزیز پنبه هم که معرف حضورتون هستن :)

بلالی که بچه های گروه ذرت بهمون دادن

بلالی که بچه های گروه ذرت بهمون دادن

البته بیشتر از یکی بود فقط از یکیش عکس گرفتم …

تو دل مزرعه ذرت

تو دل مزرعه ذرت

احتمالا این پست آخرین پست پنبه‌ای خواهد بود چون هفته دیگه امتحان عملیات کشاورزی رو میدیم … با این لینک سیر رشد پنبه ها رو ببینید :)

ارسال شده با موضوع عمليات كشاورزي
۱۴ نظر برای

”پنبه‌ها“

  1. در روز مرداد ۲۱م, ۱۳۸۸ و زمان ۶:۰۸ بعد از ظهر هلیا گفته:

    غوزه…چه اسم بامزه ای:))
    چه جای باصفایی درست کردین با پنبه و ذرت:love:
    دلمون تنگ میشه واسه پنبه ها:|

    [پاسخ به این نظر]

  2. در روز مرداد ۲۱م, ۱۳۸۸ و زمان ۶:۱۶ بعد از ظهر یلدا گفته:

    وای! چه خوشمل!
    این پنبه ها چه جیگر شدن! :o
    جدا که به نظرم کار سخت اما جالبی بود
    مزرعه ذرت خوشگله، تازه منم بلال دوست دارم :lol:

    [پاسخ به این نظر]

  3. در روز مرداد ۲۱م, ۱۳۸۸ و زمان ۶:۳۰ بعد از ظهر پرستو گفته:

    البته محصولات خیلی بیشتر از این حرفان … پنبه ذرت آفتابگردون خیار گوجه فرنگی کنجد چغندرقند لوبیاسبز کدو سویا ( اگه بازم یادم اومد اضافه میکنم )

    [پاسخ به این نظر]

  4. در روز مرداد ۲۱م, ۱۳۸۸ و زمان ۶:۳۰ بعد از ظهر پرستو گفته:

    آره مزرعه شون خیلی خوشگل بود الان زرد شده به اون قشنگی نیست البته … الان فقط پنبه خوشگله :woot: :whistle:

    [پاسخ به این نظر]

  5. در روز مرداد ۲۱م, ۱۳۸۸ و زمان ۸:۳۳ بعد از ظهر ایده گفته:

    : )
    دوست داشتنین

    [پاسخ به این نظر]

  6. در روز مرداد ۲۱م, ۱۳۸۸ و زمان ۹:۰۲ بعد از ظهر نوشین مامان هستی گفته:

    خیلی قشنگ و باحالند…. :D :D :D :D :D :D :D

    [پاسخ به این نظر]

  7. در روز مرداد ۲۲م, ۱۳۸۸ و زمان ۶:۳۸ قبل از ظهر سالار گفته:

    اولا اینکه بالاخره بعد از مدت ها برگشتم :evil: .دوما اینکه تا مدت ها وقتی پنبه می بی نم حالم بد میشه :sick: . این خواهر زاده ما وقتی کثیف می کرد…سوما اینکه دوباره لینکت کردم

    [پاسخ به این نظر]

  8. در روز مرداد ۲۲م, ۱۳۸۸ و زمان ۶:۵۲ قبل از ظهر سالار گفته:

    به خاطر دست گلای خواهر زادم پنبه میبینم حالم بد میشه
    در ضمن دوباره لیتکت کردم.من برگشتم

    [پاسخ به این نظر]

  9. در روز مرداد ۲۳م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۱:۴۷ قبل از ظهر ایلیا گفته:

    اول حونمش غوره :lol: بعد هی توی عکس نگاه کردم غوره ندیدم :lol: :D
    خسته نباشین همگی . امتحانتم ایشالله خوب خوب یدی :p

    [پاسخ به این نظر]

  10. در روز مرداد ۲۳م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۲:۰۹ بعد از ظهر پرستو گفته:

    ممنون ایلیا جان ^_^

    [پاسخ به این نظر]

  11. در روز مرداد ۲۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۸:۰۹ بعد از ظهر امیرعلی گفته:

    ایول دوستام چه باحال شدن ، خوشمان آمد ازشون ، غوزه چیه؟؟؟ یه توضیحی چیزی خب بابا….

    امتحان پنبه ایت رو هم خوب بدی ایشالا

    [پاسخ به این نظر]

  12. در روز مرداد ۲۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۸:۴۴ بعد از ظهر پرستو گفته:

    قوزه هموناه که تو عکسه دیگه … بعدن خشک میشه و باز میشه و از توش پنبه ها میان بیرون :)

    [پاسخ به این نظر]

  13. در روز شهریور ۵م, ۱۳۸۸ و زمان ۱:۱۰ بعد از ظهر امین دانشجویان گفته:

    سلام ، کارتون حرف نداره ، خیلی خیلی خسته نباشید

    اگه دوست داشتی عکسهای عملیات ما رو ببینی پیش ما بیا، خوشحال می شم

    لینکتون می کنم.

    یا علی

    [پاسخ به این نظر]

  14. در روز شهریور ۵م, ۱۳۸۸ و زمان ۳:۴۶ بعد از ظهر پرستو گفته:

    ممنونم الان دارم وبلاگ شما رو میبینم … :)

    [پاسخ به این نظر]

ایمیل منتشر نمی شود

نمونه وب سایت

نظر شما: