عکس پرخاطره
آبان۱۴
این عکس امروز پیدا شد … خیلی وقت بود که نبود …
روز اول مدرسه باشه … با مامانت بری دنبال اولین دوست صمیمی عمرت … مامانش از زیر قرآن ردتون کنه … مامانت عکس بگیره …
ژست ریلکس و دست تو جیب رو دارین دیگه ؟ … این آدم کل روز رو به اضافه کل هفته اول مدرسه رو گریه کرد : )) باورتون میشه ؟
مدتها دنبال این عکس گشتم و ازون بیشتر دنبال اون کسی که پشتم وایستاده گشتم … عکس پیدا شد ، اون نه .
پ ن : خیلی از اول مهر گذشته ؟
عجب کیکی خورده تو صورت اون مامانه
سلام
و یه هفته گریون
عکس باحالیه. دست توی جیب
ایلیا مثلا این پست رو روز ۱۲ آبان پست به آینده کردم که ۱۴ آبان بیاد که به خاطر خرابی وبلاگ فرستاده نشده و نمیدونم چی شده خودش امروز فرستاده بعد دیگه تو گودر هم نیومد
الهییییییییییییی!
من از اولِ مهرم عکس ندارم!
اون پشتِ سرت هم اگه بگردی حتمنی پیدا میشه.
ژستت هم عالیه، من که عاشقتمممم
سلام دوستم
عجب لبخند فریبکارانه ای. اصلا انتظار نمیره که پشت سرش اینهمه شیون و ناله داشته باشه.
چه بامزه بودی
چه خوب
کاش دوستت هم پیدا بشه
چقدر اون روزا همه چی خوب بود
بدم میاد از همه تون اهای شما که کافرید
شما که سالی صد دفعه سمت نجف مسافرید
تسبیح و سجاده و مهر تو جهل و تزویر و ریا
نون شب شما شده با قبله های شب نما
سمت جهنم عابرید فکر می کنید می رید بهشت
اما دو راه قصه رو شیطونه اشتباه نوشت
راتون و کج کردین و از نماز شب دم می زنین
اهای ولای بی ولا می خواین بگید مسلمونین؟
شما که الله و صمد ورد زبونتون شده
بی خبر از اینکه حروم لقمه ی شومتون شده
خدا می دونه که علی نون شبش ریا نبود
مسلمونی به چادر و سجاده و دعا نبود
بدم میاد از همتون خدا می دونه کافرید
شما که سالی صد دفعه سمت نجف مسافرید
اون لبخند خودش رو توی درسخون شدن الانت نشون میده پرستو خانم. من از همون اول به مادرت میگفتم اینها رو
سلام دوست جون
راستش عاشق شیطنت یه دقیقه ایت شدم کاشکی اون موقع بودم می چلوندمت با نمک
ولی بازم اگه بگردی می تونی پشت سری رو پیدا کنی