پرستووو

وقتی که تعطیل میکنیم …

آذر۱۶

هیچ وقت نمیتونم کسایی که یهو وبلاگشون رو با یه پست خداحافظی تعطیل میکنن و میرن رو درک کنم … هر چند به هر حال تصمیم با خود فرد هست و هر کس هر کاری دلش بخواد با وبلاگش میکنه …

تجربه ثابت کرده بیشترشون یا دوباره برمیگردن سر وبلاگشون و مینویسن یا غرورشون اجازه نمیده و میرن یه جای دیگه و از اول شروع میکنن … شاید هم همین شناخته شدن برای بعضی‌ها ناراحت کننده است که با یه وبلاگ جدید حل میشه براشون …

با خودم هستم : دلیلی نداره خودمو مجبور کنم هفته ای چند تا پست بنویسم که یه روزی خسته بشم و فکر کنم وقتم رو گرفته و تعطیلش کنم …

- منظورم ازین نوشته شخص خاصی نیست ، که از وقتی که یادمه خیلی‌ها همین کار رو با وبلاگهاشون کردن …

- این نوشته رو چند بار نوشتم و پاک کردم . هیچ وقت در فکر آموزش دادن چیزی به اطرافیان نیستم ( اصلا خودم رو در اون حد نمیبینم که بخوام …) . همه نوشته مخاطب مستقیمش خودم هستم .

پ ن : نمیدونم چرا یهو میبینم این همه از پست قبلی گذشته در حالی که چیزی هم به فکرم نرسیده که بنویسم …

ارسال شده با موضوع با خودم هستم
۲۸ نظر برای

”وقتی که تعطیل میکنیم …“

  1. در روز آذر ۱۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۹:۴۴ بعد از ظهر هلیا گفته:

    پرستو فک کردم میخوای بری ;-( بابا ما قلبمون ضعیفه حرف تعطیلی نزن به اندازه کافی تعطیلی تو حلقمون کردن :) )

    [پاسخ به این نظر]

  2. در روز آذر ۱۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۹:۵۰ بعد از ظهر نوشین مامان هستی گفته:

    :love: :love: :love: :love: :love: :love: :love: :love:

    [پاسخ به این نظر]

  3. در روز آذر ۱۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۹:۵۱ بعد از ظهر پرستو گفته:

    من مردم از خنده ازین کامنتی که گذاشتی :D :) خیالت راحت من هیچ وقت به تصمیم خودم اینجا رو تعطیل نمیکنم ^_^ :wink:

    [پاسخ به این نظر]

  4. در روز آذر ۱۷م, ۱۳۸۸ و زمان ۷:۴۲ قبل از ظهر مامان محمد ابراهیم گفته:

    :love: :kiss:

    [پاسخ به این نظر]

  5. در روز آذر ۱۷م, ۱۳۸۸ و زمان ۹:۱۱ قبل از ظهر مامان دیبا و پرند گفته:

    سلام دوستم
    تعطیل کردی آدرس وبلاگ بعدیت رو همینجا بگذار که بیاییم سراغت. :evil:

    [پاسخ به این نظر]

  6. در روز آذر ۱۷م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۱:۳۲ قبل از ظهر آرزو گفته:

    منم تو حیرت بعضی چیزا موندم.پرستو جون ممنون که همیشه میای

    [پاسخ به این نظر]

  7. در روز آذر ۱۷م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۲:۱۳ بعد از ظهر صنم گفته:

    سلام. از طریق وبلاگ یکی از دوستان با شما آشنا شدم.منم در مورد تعطیل شدن ناگهانی یک وبلاگ نظر شما رو دارم. خوشحال می شم اگر بهم سر بزنید و دوستیمون ادامه پیدا کنه. :love:

    [پاسخ به این نظر]

  8. در روز آذر ۱۷م, ۱۳۸۸ و زمان ۲:۲۰ بعد از ظهر افسانه گفته:

    پرستو جان مگه قراره کسی دیگه برات تصمیم بگیره که میگی من هیچوقت به تصمیم خودم اینجا رو تعطیل نمیکنم ؟

    میگم نکنه بذاری بری ها ؟؟؟؟ :love:
    تو جز اولین دوستای من بودی که لینکت کردم …اون اوایل سال ۸۵ =] بچه بودیم اون موقع ها…. :wink: یادته ؟
    یادمه اون موقع ایلیا تازه کنکور داده بود و خیلی کوشولو موچولو بود :D

    [پاسخ به این نظر]

  9. در روز آذر ۱۷م, ۱۳۸۸ و زمان ۵:۴۶ بعد از ظهر ایلیا گفته:

    نههههههههه تعطیل نکن . نرووووو
    نرو . تو که میدونی وب بی تو ، تو بی وب ، یعنی حسرت …
    :p :D :D :D

    [پاسخ به این نظر]

  10. در روز آذر ۱۷م, ۱۳۸۸ و زمان ۵:۵۸ بعد از ظهر پرستو گفته:

    نه اینکه مستقیما کسی … ممکنه زمان و مکان آدم رو مجبور به کاری کنه که نخواد ۸)

    [پاسخ به این نظر]

  11. در روز آذر ۱۸م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۰:۲۱ قبل از ظهر صنم گفته:

    :love: :love: :love:

    [پاسخ به این نظر]

  12. در روز آذر ۱۸م, ۱۳۸۸ و زمان ۲:۴۸ بعد از ظهر فرشته گفته:

    یه وقت تعطیل نکنی… ما ناراحت می شیم :(
    مطلب برای نوشتن زیاده. ولی وقت کمه. بعضی وقتا شب ها کلی سو‍‍ژه میاد توی ذهنم ولی صبح می یام اداره اصلا وقت نمی کنم بنویسم…اخه من یه کم عقب منوده ام از توی خونه کانکت نمی شم. یعی اینقدر از صبح کلمون توی این مانیتوره که وقتی میرم خونه حالم از هر جی تکنولوژی به هم می خوره.
    قربونت لطف کردی سر زدی بازم منتظرم :love:

    [پاسخ به این نظر]

  13. در روز آذر ۱۸م, ۱۳۸۸ و زمان ۵:۱۵ بعد از ظهر علی رضا گفته:

    منم کاملا موافقم گر چه از این نوع‌آدما هستم :D
    ولی تو نباش :(

    [پاسخ به این نظر]

  14. در روز آذر ۱۸م, ۱۳۸۸ و زمان ۵:۲۸ بعد از ظهر لیلی مامان یونا گفته:

    سلام پرستو جان خوبی من هم به خاطر گرفتاریهام خیلی تصمیم میگیرم تعطیل کنم ولی دلم نمیاد عزیزم پسورد من همون قبلی است داریش ؟ اگع نه چچطوری برات خصوصی بذارم ؟

    [پاسخ به این نظر]

  15. در روز آذر ۱۸م, ۱۳۸۸ و زمان ۵:۴۴ بعد از ظهر لیلی مامان یونا گفته:

    :love: :love: :love: :love: :love:

    [پاسخ به این نظر]

  16. در روز آذر ۱۸م, ۱۳۸۸ و زمان ۵:۴۵ بعد از ظهر لیلی مامان یونا گفته:

    ÷رستو جون اینا رو یونا داره میرسته(قبلی از طرف خودم بود ) :
    :ninja:

    [پاسخ به این نظر]

  17. در روز آذر ۱۸م, ۱۳۸۸ و زمان ۵:۴۸ بعد از ظهر پرستو گفته:

    :love: :kiss: قربون یونا جونم

    [پاسخ به این نظر]

  18. در روز آذر ۱۸م, ۱۳۸۸ و زمان ۵:۴۹ بعد از ظهر پرستو گفته:

    مرسی لیلی جون دریافت شد :love: :kiss:

    [پاسخ به این نظر]

  19. در روز آذر ۱۸م, ۱۳۸۸ و زمان ۹:۳۹ بعد از ظهر مامی آلینا گفته:

    باهات موافقم.خیلی ازوبلاگهایی که چندماه پیش مرتب سرمیزدم بعدچندماه که به نت دسترسی نداشتم بسته شدن یاخواحافظی کردن.

    [پاسخ به این نظر]

  20. در روز آذر ۱۸م, ۱۳۸۸ و زمان ۹:۴۴ بعد از ظهر عباس گفته:

    حالا اونایی که پست اخر میدن بازم یه چیزی…ولی اونایی که یهو بیخبر میرن و دیگه پشتشونم نگاه نمیکنن اونا چی؟ :(
    من وقتی میرم به یه وبلاگ که مثلن یه سال از اخرین مطلبش میگذره دلم میگیره..حکایت یه خونه ست که خالی از سکنه و روح شده.خیلی بده! من که تا اخرین قطره خونم وبلاگ نویس می مونم :D

    [پاسخ به این نظر]

  21. در روز آذر ۱۸م, ۱۳۸۸ و زمان ۹:۴۷ بعد از ظهر پرستو گفته:

    هر دو مدلش بده ولی اینکه میان خدافظی میکنن خیلی دل آدم رو خالی میکنه … اما وقتی خدافظی نکنن خیلی ها اونطوری دلشون نمیگیره …

    [پاسخ به این نظر]

  22. در روز آذر ۱۹م, ۱۳۸۸ و زمان ۵:۲۲ بعد از ظهر هورمهر گفته:

    میفهمم حست رو!

    [پاسخ به این نظر]

  23. در روز آذر ۲۰م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۱:۴۳ قبل از ظهر ساقی گفته:

    چه حس مشترکی…

    [پاسخ به این نظر]

  24. در روز آذر ۲۰م, ۱۳۸۸ و زمان ۷:۵۷ بعد از ظهر mamansameh گفته:

    شاید حال نوشتن میره .شاید هم خود واقعی شناخته میشه!!!!!!!!!! :ninja: :bandit:

    [پاسخ به این نظر]

  25. در روز آذر ۲۰م, ۱۳۸۸ و زمان ۹:۰۴ بعد از ظهر Jozeph گفته:

    همونی که ایلیا میگه :D

    [پاسخ به این نظر]

  26. در روز آذر ۲۰م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۱:۰۷ بعد از ظهر مهدی گفته:

    باید چیزی برای نوشتن باشه که نوشت.

    [پاسخ به این نظر]

  27. در روز آذر ۲۱م, ۱۳۸۸ و زمان ۹:۳۷ قبل از ظهر صنم گفته:

    :) :love:

    [پاسخ به این نظر]

  28. در روز آذر ۲۴م, ۱۳۸۸ و زمان ۴:۰۰ بعد از ظهر کیزاد وبلاگ نویس نوزاد گفته:

    سلام. حتما لازم نیست آدم تند تند چیزی بنویسه. اینجوری میشه نوشتن واسه دیگران. اگه واسه خودت مینویسی فقط وقتی بنویس که حس میکنه وقتشه.
    فقط این رو بدون که خیلی با حس مینویسی.

    [پاسخ به این نظر]

ایمیل منتشر نمی شود

نمونه وب سایت

نظر شما: