وقتی به کسی احتیاج داشت میرفت باهاش دوست میشد و میچسبید بهش – وقتی دیگه احتیاج نداشت یه جوری حالشو میگرفت ، دیگه همه شناخته بودنش … خودشم میدونست چرا اینطوری هستن همه .
سلام دوست عزیز
بعد از مدتها دوباره به وبلاگت سر زدم خیلی خوشحال شدم که هنوز قلم رو زمین نزاشتی. اولین بار که به وبلاگت سر زدم یه داستان درباره ی کلاغ نوشته بودی. امیدوارم موفق باشی!
سلام ، وقت بخیر ! خواستم در مورد سرویس ارسال تویت از طریق موبایل در ایران با شما صحبت کنم ! اگر مایل به صحبت بودید با من از طریق پست الکترونیک تماس بگیرید. با تشکر
چقدر سخته که آدم توی محیطی باشه ودیگران دوستش نداشته باشن و بدتر اینکه نتونن تحملش کنن. ما هم یه همکار اینطوری داریم!!!!
میدونی نظر من راجع به پست قبلت چیه؟ من میگم یه شباهتهایی درشون هست که میتونن با هم دوست بشن بعدا دیگه کاملا عین هم میشن.
سلام پرستو جان.
حقیقتا گذری رد شدم و قالب وبلاگت رو دیدم.شما از وردپرس استفاده میکنی که قالبت انقدر زیباست؟من دنبال چند قالب برای وبلاگم هستم که در نهایت یکیشونو انتخاب کنم.ممنون
بیچاره چی کشیده اون چند سال . آخه چرا همه بدشون می اومد ازش ؟ ;-(
[پاسخ به این نظر]
آخییییییییییی!
ما هم داشتیم از این افراد… :straight:
[پاسخ به این نظر]
وقتی به کسی احتیاج داشت میرفت باهاش دوست میشد و میچسبید بهش – وقتی دیگه احتیاج نداشت یه جوری حالشو میگرفت ، دیگه همه شناخته بودنش … خودشم میدونست چرا اینطوری هستن همه .
[پاسخ به این نظر]
اخی چقدر سختی کشیده طفلک من که از بروبچ دبیرستانمم بی خبر نیسم و کلی امار دارم همیشه :bandit: محبوبیم دیگه چیکار کنیم
[پاسخ به این نظر]
آها از اون لحاظ ! پس حقش بوده
[پاسخ به این نظر]
ای بابا چرا همه بدشون میومده اخه؟؟؟
[پاسخ به این نظر]
زیاد آدم خوبی نبود … فقط وقتی احتیاج داشت دوست بود …
[پاسخ به این نظر]
تولدت باتاخیرمبارک.درموردپست قبلت بامورد دوم موافقم.ولی همیشه استثناهم هست.
[پاسخ به این نظر]
سلام با تاخیر تولدت مبارک.بعضیها عجیب منفورن ولی جالبه که خودشونو به اون راه میزنن.
[پاسخ به این نظر]
سلام دوستم
طبعتا نه به خاطر کسی غصه خورده و نه باکسی شاد شده. فقط برای خودش زندگی کرده. اینهم یه مدلشه دیگه.
تولدت مبارک پرستوی عزیزم. :love:
[پاسخ به این نظر]
سلام ÷رستو جون ما هم از این همکلاسی ها زیاد داشتیم.
[پاسخ به این نظر]
الهی وای من اصلا دلم نمیاد در مورد آدمها یه احساسی مثل اینو داشته باشم خیلی بده :kiss:
[پاسخ به این نظر]
سلام به پرستوی با محبت و که با خودش همیشه نسیم بهار رو میاره..ممنون از لطفت :love:
[پاسخ به این نظر]
سلام دوست عزیز
بعد از مدتها دوباره به وبلاگت سر زدم خیلی خوشحال شدم که هنوز قلم رو زمین نزاشتی. اولین بار که به وبلاگت سر زدم یه داستان درباره ی کلاغ نوشته بودی. امیدوارم موفق باشی!
[پاسخ به این نظر]
سلام عزیزم
تولدت مبارک
ببخش من دیر رسیدم :love:
راستی یادت باشه از ۲۳ که گذشت تازه باید بگی ۲۳ ساله
در مورد پست بالای تولد هم با نظر ایلیا موافقم
[پاسخ به این نظر]
سلام ، وقت بخیر ! خواستم در مورد سرویس ارسال تویت از طریق موبایل در ایران با شما صحبت کنم ! اگر مایل به صحبت بودید با من از طریق پست الکترونیک تماس بگیرید. با تشکر
[پاسخ به این نظر]
سایت قشنگی داری، یعنی گرافیک خوبی داری، ضمنا دیگه بچه نشو، ۲۳ سالت شده ها!!
[پاسخ به این نظر]
÷رستو دیشب خوابت و میدیدم
[پاسخ به این نظر]
:woot: اوه چیکار میکردم ؟
[پاسخ به این نظر]
چقدر سخته که آدم توی محیطی باشه ودیگران دوستش نداشته باشن و بدتر اینکه نتونن تحملش کنن. ما هم یه همکار اینطوری داریم!!!!
میدونی نظر من راجع به پست قبلت چیه؟ من میگم یه شباهتهایی درشون هست که میتونن با هم دوست بشن بعدا دیگه کاملا عین هم میشن.
[پاسخ به این نظر]
سلام پرستو جان.
حقیقتا گذری رد شدم و قالب وبلاگت رو دیدم.شما از وردپرس استفاده میکنی که قالبت انقدر زیباست؟من دنبال چند قالب برای وبلاگم هستم که در نهایت یکیشونو انتخاب کنم.ممنون
[پاسخ به این نظر]
حالا دیدیش تغییر نکرده بود ؟
[پاسخ به این نظر]
رفتارش یجور بنیادی بود … یعنی اگر باز هم در موقعیت مشایه قرار بگیره احتمالا همون رفتار رو از خودش بروز میده
[پاسخ به این نظر]