پرستووو

دی و بهمن ۸۸

بهمن۵

* یه لحظه فکر کردم باید برم از تو سایت دانشگاه نمره هامو ببینم ! بعد دیدم هیچ نمره‌ای برای دیدن وجود نداره.
اگه فکر کردین الان دارم غصه میخورم که درسم تموم شده ، سخت در اشتباهید ؛ خیلی هم خوشحالم که دی ماه سال ۱۳۸۸ هیچ امتحانی ندادم و بهمن ماه سال ۱۳۸۸ منتظر هیچ نمره‌ای نیستم.

* برای بعدنها که بیام این مطلب رو بخونم میگم ؛ همچین وضعیت خوش به حالی ندارم این روزها ، اصلا فکر نکنی خوشحال هستمها! که مثلا داره بهم خوش میگذره  یا مثلا چرا قدر این روزهای بیکاری رو ندونستم !؟ اگه بدونی این علافی و بلاتکلیفی چقدر اعصاب این روزهامو به هم ریخته …

پ‌ن : به نظرم یه مقدار پارادکس داره این پست !

ارسال شده با موضوع با خودم هستم، ثبت‌در‌تاریخ
۲۲ نظر برای

”دی و بهمن ۸۸“

  1. در روز بهمن ۵م, ۱۳۸۸ و زمان ۸:۰۹ بعد از ظهر ساقی گفته:

    پارادوکست را! :D
    می فهمم چی میگی، منم از حالا غصه فارغ التحصیلیم و گرفتم! ولی انشالله دوباره روزهای خوش دانشجویی در انتظارته :wink:

    [پاسخ به این نظر]

  2. در روز بهمن ۵م, ۱۳۸۸ و زمان ۸:۱۰ بعد از ظهر پرستو گفته:

    ممنونم ساقی جون … امیدوارم ^_^

    [پاسخ به این نظر]

  3. در روز بهمن ۵م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۰:۳۳ بعد از ظهر هلیا گفته:

    دقیقا این حس های متضاد و منم خرداد داشتم هم از ته دلم خوشحال بودم که خرداد درس نمیخونم هم دلم یه کم تنگ بود و حس کمبود داشتم :whistle: ولی خداییش امتحان ترم داشتن از کنکور داشتن و بلاتکلیفی بهتره ;-(

    [پاسخ به این نظر]

  4. در روز بهمن ۵م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۱:۰۶ بعد از ظهر امیرعلی گفته:

    تکلیف مارو روشن کن ببین ، من الان دقیقا به چه سازت برقصم هان؟؟؟؟ نه بگووووووو :) ))))))))))) :D :D :D :lol: :lol:

    [پاسخ به این نظر]

  5. در روز بهمن ۵م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۱:۲۰ بعد از ظهر یه مامان(مریم) گفته:

    یعنی چی اونوقت

    [پاسخ به این نظر]

  6. در روز بهمن ۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۳:۵۵ قبل از ظهر سارا و سالار گفته:

    سلاااااااااااااااام
    بدو بیا با دو تا پست آپم[نیشخند] رمز اون خصوصیه ام ?????????? ااااااااا ببین خصوصی نداری که ! کجا بذارم رمزو؟

    [پاسخ به این نظر]

  7. در روز بهمن ۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۸:۳۰ قبل از ظهر مامان محمد ابراهیم گفته:

    سلام. کاملا میدرکمت ۸) چون در دوران امتحاناتم به زنهای خانه دار قبطه میخوردم;-( . الان که هم خانه داری هم بچه داری میکنم و هم سر کار میرم به دانشجویان فارغ از این کارها غبطه میخورم;-( . ۲ تا هم بچه دارم محمد ابراهیم و باباش :whistle:

    [پاسخ به این نظر]

  8. در روز بهمن ۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۸:۳۲ قبل از ظهر مامان محمد ابراهیم گفته:

    قبطه = غبطه
    مسخره نکن :D

    [پاسخ به این نظر]

  9. در روز بهمن ۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۰:۵۵ قبل از ظهر پرستو گفته:

    چی یعنی چی دوستم ؟ :love:

    [پاسخ به این نظر]

  10. در روز بهمن ۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۰:۵۵ قبل از ظهر پرستو گفته:

    :love: :kiss:

    [پاسخ به این نظر]

  11. در روز بهمن ۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۱:۰۸ قبل از ظهر ایلیا گفته:

    ما که نفمیدیم چی شد . هی کی فهمید نتیجه ی یافته هاش رو برام ایمیل کنه ! ;-(

    [پاسخ به این نظر]

  12. در روز بهمن ۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۲:۰۳ بعد از ظهر sama گفته:

    دوران دانشجویی یکی از دوره های خوب زندگیست ولی تا اخر عمر که نمیشه درس خوند و دانشجو بود.روزهای قشنگتر از انهم وجود داره مثل ایام نامزدی که به نظرم بهترین دوران زندگیست لااقل برای من که اینطور بوده…:love:

    [پاسخ به این نظر]

  13. در روز بهمن ۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۲:۵۶ بعد از ظهر بــــاران گفته:

    سلام…
    من بارانم…خوبی؟
    دوست هورمهرم…اونجا دیدمت…
    دوست داشتی یه سر بیا خونه ما… :wink:

    [پاسخ به این نظر]

  14. در روز بهمن ۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۴:۱۱ بعد از ظهر مامان دیبا و پرند گفته:

    سلام دوستم
    امیدوارم که دیماه ۸۹ کلی نمره بخواهی ببینی :love:

    [پاسخ به این نظر]

  15. در روز بهمن ۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۵:۱۸ بعد از ظهر سارا و سالار گفته:

    واااااااااااااای نگو…!!!!!!!!!!! یعنی رمزشو عوض کنم؟سالارم میتونه پیدا کنه که اینجوری…
    باشه عزیزم هر چی درست کردم هم دستورشو میذارم توی وب ، هم عکسشو :wink: :love:
    آخه من چون عاشق آشپزی و دسر درست کردنو کلا هر چیزی ام که مربوط به شومک(شکم مبارک) میشه علاقه دارم.زودم یاد میگیرم :D

    [پاسخ به این نظر]

  16. در روز بهمن ۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۵:۵۳ بعد از ظهر شیده گفته:

    علافی==»الافی
    بیکاری هم کیف خودش رو داره ، سعی کن به چیزای مثبتش نگا کنی.
    من که آرزومه اون روزی رو ببینم که فارغالتحصیل شدم :o

    [پاسخ به این نظر]

  17. در روز بهمن ۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۷:۰۶ بعد از ظهر پرستو گفته:

    حالا یه چیزی گفتم پارادکس دیگه، شمام به خودت گرفتی :D

    [پاسخ به این نظر]

  18. در روز بهمن ۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۸:۰۰ بعد از ظهر پونه گفته:

    سلام عزیزم چقدر تو مهربونی که با این همه مشغله وفکر امتحان بازم به من ودخترم سر میزنی.
    از ته دل میخوام که قبول شی.

    [پاسخ به این نظر]

  19. در روز بهمن ۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۸:۰۴ بعد از ظهر پرستو گفته:

    :love: من علاقه مندی هام رو هر چقدرم کار داشته باشم از دست نمیدم … ممنونم :love:

    [پاسخ به این نظر]

  20. در روز بهمن ۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۹:۳۶ بعد از ظهر شیم گفته:

    هاهاها خوشت اومد از جهالت اون دورانم؟ راستی من بااینکه مدتهاس درسم تموم شده گاهی کابوس نمره ها و امتحانا رو می بینم…

    [پاسخ به این نظر]

  21. در روز بهمن ۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۱:۳۹ بعد از ظهر maman weronika گفته:

    alhey nazi,omidvaram fough dar biyay va hesabi saret shologh beshe. :kiss:

    [پاسخ به این نظر]

  22. در روز بهمن ۷م, ۱۳۸۸ و زمان ۹:۵۸ قبل از ظهر صنم گفته:

    :( :( ;-( ;-( باور نمی کنم….

    [پاسخ به این نظر]

ایمیل منتشر نمی شود

نمونه وب سایت

نظر شما: