پرستووو

وایستا از یکی بپرسیم …

بهمن۱۵

*همیشه وقتی پدر داره رانندگی میکنه و لازمه یه جایی رو پیدا کنیم و شهر هم غریبه هست ، هر کاری میکنیم تا پدر بایسته تا از یکی سوال کنیم ، گوش نمیده و نظرش اینه که خودمون میتونیم پیدا کنیم .

*چند روز پیش با فریبا دنبال یه اداره میگشتیم . دقت کنید اداره ! نه مثلا یه نونوایی کوچیک :) ) . یعنی طفلک فریبا ، ۳-۴ بار گفت وایسا از یکی بپرسیم ، من گفتم نه بابا ، صبر کن خودمون پیدا میکنیم .

- حالا این مسئله چند حالت داره :

یا کاملا ارثی هست و من بی تقصیرم.

یا مربوط به تنبلی آدم میشود.

یا مربوط به غرور کاذب آدم است .

یا اینکه اصلا هر کس پشت فرمون میشینه حال میکنه خودش پیدا کنه . :) )

ارسال شده با موضوع خاطرات
۲۶ نظر برای

”وایستا از یکی بپرسیم …“

  1. در روز بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۰:۵۲ بعد از ظهر sama گفته:

    این اخلاق سوال نکردن خاص مردهاست و فقط پدر شما اینطور نیست.مردها ترجیح میدهند صدبار دور خودشون بچرخند ولی از کسی ادرس نپرسند.در مورد شما ؟؟؟؟ ۸)

    [پاسخ به این نظر]

  2. در روز بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۱:۰۲ بعد از ظهر ایلیا گفته:

    نمیدونم کدوم یکی از اینایی که گفتی درسته ، وایستا از یکی بپرسم . :D

    [پاسخ به این نظر]

  3. در روز بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۱:۲۲ قبل از ظهر بابایی کیزاد وبلاگ نویس نوزاد گفته:

    سلام. برعکس منی. من همیشه دوست دارم آدرس رو سوال کنم. از چند نفر. برای همین کم پیش میاد گم بشم یا وقت حروم کنم.
    شاید مال غرور بیجا باشه. ولی نمیدونی چه کیفی داره وقتی سوال میکنی و به سرعت به هدف میرسی. کاری که خیلی از راننده ها بلد نیستن رو یاد داشته باشی خیلی کیف داره.

    [پاسخ به این نظر]

  4. در روز بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۰:۵۲ قبل از ظهر هورمهر گفته:

    اما برعکس!!! بابای من قدم به قدم از هر کی میبینه میپرسه راه رو، و بدتر گیج میشه!!!

    [پاسخ به این نظر]

  5. در روز بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۲:۵۴ بعد از ظهر علی رضا گفته:

    فکر کنم ۴ درسته
    چون منم اگه پشت فرمون بشینم … :whistle:

    [پاسخ به این نظر]

  6. در روز بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۸:۴۲ بعد از ظهر هلیا گفته:

    تصولا دختر کو ندارد نشان از پدر :D :wink:
    البته مورد اخرم بدک نیست :lol:

    [پاسخ به این نظر]

  7. در روز بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۰:۳۸ بعد از ظهر پری‌ناز گفته:

    من خودم هم تقریباً اینجوری‌ام، دلیل‌ش هم این‌ه که حوصله‌ی ترمز کردن و شنیدن بوق ماشین‌های پشت سر رُ ندارم! مگر اینکه یه خیابون ِ خلوتی باشه

    [پاسخ به این نظر]

  8. در روز بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۱:۳۸ بعد از ظهر یه نگاه آسمونی گفته:

    احسنت به پدر شما
    چیه آدم همش حرف بچه اش رو گوش کنه
    بابا شده برای همین روزها مه خودش به تنهایی آدرس پیدا کنه
    قشنگ مینویسی موفق باشی

    [پاسخ به این نظر]

  9. در روز بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۲:۱۲ قبل از ظهر Miel گفته:

    گزینه آخر صحیح است :دی

    [پاسخ به این نظر]

  10. در روز بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸ و زمان ۲:۲۹ قبل از ظهر مرسده گفته:

    برعکس ِ مامان ِ من… هی ۵متر یه بار وامیسته از یکی بپرسیم حتی اگه راهیباب و نقشه داشته باشیم و این منم که میگم بیخیال بابا خودمون پیدا میکنیم…
    میگه نه بپرس…
    در حدی که وقتی بریم توی ِ فروشگاه هم میخواد از فروشنده بپرسه مثلا خانوم قسمت ِ شلوارلی ها کچاس؟
    میگه پرسیدن عیب نیست.. همیشه باید پرسید :) )

    [پاسخ به این نظر]

  11. در روز بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸ و زمان ۴:۵۸ قبل از ظهر یه مامان(مریم) گفته:

    من همیشه تند تند میپرسم

    [پاسخ به این نظر]

  12. در روز بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸ و زمان ۷:۳۶ قبل از ظهر ننه گلی گفته:

    سلام دوست کله شقم!!!
    مهم اینه که یه بار اگه خدای نکرده همینجوری قضاقورتکی آدرسو پیدا کردی دیگه تا قیوم قیومت از هیشکی نمی پرسی!!!!

    [پاسخ به این نظر]

  13. در روز بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸ و زمان ۷:۵۳ قبل از ظهر مرداب گفته:

    سلام
    بلاگ جالبی داری
    یه سر به منم بزنی خوشحالم می کنی

    [پاسخ به این نظر]

  14. در روز بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۱:۳۳ قبل از ظهر آرزو گفته:

    سلام پرستو جون ، دختر کو ندارد نشان از پدر (با اندکی تغییر)! :D

    [پاسخ به این نظر]

  15. در روز بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸ و زمان ۳:۴۵ بعد از ظهر مامان محمد ابراهیم گفته:

    سلام. فکر کنم ارثی باشه. :) ؛)
    اتفاقا پنجشنبه با برادرم توی شهید گمنام بودیم. اومدیم از یه آقایی آدرس بپرسیم دیدیم بهروز خالی بند بود!!!!!

    [پاسخ به این نظر]

  16. در روز بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸ و زمان ۶:۱۸ بعد از ظهر سنجاقک گفته:

    مامان صدرا نگفت جایزه ام چیه ؟ از خودش می پرسم ها ::D

    [پاسخ به این نظر]

  17. در روز بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸ و زمان ۸:۳۶ بعد از ظهر سنجاقک گفته:

    ها ها ها تنها آقا معلّم نیست که تو رو هم دارم . ندارم ؟

    باشه من هم منتظر جایزه ام

    [پاسخ به این نظر]

  18. در روز بهمن ۱۸م, ۱۳۸۸ و زمان ۱:۱۲ بعد از ظهر وحید گفته:

    گزینه ج درسته !
    البته با آزمایشهای ژنتیکی هم میشه مظمئن تر شد در مورد گزینه اول

    [پاسخ به این نظر]

  19. در روز بهمن ۱۸م, ۱۳۸۸ و زمان ۳:۱۴ بعد از ظهر محمّد گفته:

    سما راست میگه :lol: چیزی که یادمه یه روانشناس هم در موردش گفته بود! که مردا اینجورین بیشترشون :D
    ولی خب شاید مربوط به این بشه که خودم مگه نمیتونم پیدا کنم. این همه آدم چه جوری پیدا میکنن! منم یکی از اونا. تازه بیشتر هم میشه رانندگی کرد اینجوری :whistle: اینش خیلی بهتره

    [پاسخ به این نظر]

  20. در روز بهمن ۱۸م, ۱۳۸۸ و زمان ۷:۰۱ بعد از ظهر صبا گفته:

    حالت اول ارثیه…

    [پاسخ به این نظر]

  21. در روز بهمن ۱۸م, ۱۳۸۸ و زمان ۸:۲۳ بعد از ظهر سنجاقک گفته:

    عجله نکن ادامه دارد :D

    [پاسخ به این نظر]

  22. در روز بهمن ۱۹م, ۱۳۸۸ و زمان ۹:۳۰ قبل از ظهر پونه مامان روژین گفته:

    گزینه ب درسته
    چطوری دوست جوونم

    [پاسخ به این نظر]

  23. در روز بهمن ۱۹م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۲:۲۰ بعد از ظهر پرستو گفته:

    :love: خوبم دوستم :kiss:

    [پاسخ به این نظر]

  24. در روز بهمن ۲۰م, ۱۳۸۸ و زمان ۹:۲۷ بعد از ظهر maman weronika گفته:

    shoma ro nemidonam vali az khodam ageh begam 100% az tanbalime,man az piyadeh ravi motenaferam.

    [پاسخ به این نظر]

  25. در روز بهمن ۲۰م, ۱۳۸۸ و زمان ۹:۳۰ بعد از ظهر پرهام گفته:

    ارثی ظاهری! یعنی تو بابات را دیدی و از رفتارش ناخوداگاه اینطوری شدی..
    و ۱۰۰ البته گزینه آخر! :lol:

    [پاسخ به این نظر]

  26. در روز بهمن ۲۴م, ۱۳۸۸ و زمان ۶:۳۶ بعد از ظهر شاهرخ گفته:

    عجب ما هم همینجوری هستیم. طفلک مادر ما همیشه توی این موقع ها میگه وایسا از یکی بپرسیم. اما ما میریم تا اینکه واقعا گم میشیم یا بیراهه میرویم. این داستان همچنان ادامه داره. بیشتر ارثیه و شاید بخاطر اینه که رومون نمیشه از یکی بپرسیم شاید هم به نوعی به غرور ربط داره. اینجا هم اگه نویگیشن نبود همین مشکل را داشتیم. خوشبختانه این عادت بد با این وسیله رو نمیشه

    [پاسخ به این نظر]

ایمیل منتشر نمی شود

نمونه وب سایت

نظر شما: