پرستووو

کنکور ارشد با طعم آلودگی صوتی

بهمن۳۰

پشت جایی که پنج شنبه رفته بودم کنکور بدم ، در حال ساختمون‌سازی بودن و تمام مدت در فاصله‌های زمانی ده دقیقه تا یه ربع صدایی شبیه گاز دادن شدید کامیون – فکر میکنم داشتن بتون ریزی میکردن – میومد ؛  شیشه‌های سالن‌ها و کلاسها با صدای قییییییژژژژژ  میلرزید ، یه دقیقه ای که کارشون رو متوفق میکردن ، همه سالنها و کلاسها سکوت مطلق میشد ، صدای نفس‌های عمیق همه بچه‌ها رو ، که نشونه‌ی نارضایتی‌شون بود رو میشد شنید.

پ ن : به نظر بد نبود … ببینیم چی میشه :‌)

پ ن : حواشی کنکور پارسال

ارسال شده با موضوع ثبت‌در‌تاریخ، خاطرات، دانشگاه
۲۵ نظر برای

”کنکور ارشد با طعم آلودگی صوتی“

  1. در روز بهمن ۳۰م, ۱۳۸۸ و زمان ۲:۵۸ بعد از ظهر محمّد گفته:

    پس منتظر خبرهای خوب باشیم ^_^
    اونم احتمالا هماهنگ شده بوده که از سکوت مطلق، احساس خستگی دست نده به دوستان :D

    [پاسخ به این نظر]

  2. در روز بهمن ۳۰م, ۱۳۸۸ و زمان ۳:۰۰ بعد از ظهر پرستو گفته:

    چه سرعت عملی :D همین الان پست کردم ۸) …
    نمیدونم دقیقا چطوری بود … :bandit:

    [پاسخ به این نظر]

  3. در روز بهمن ۳۰م, ۱۳۸۸ و زمان ۳:۱۰ بعد از ظهر هورمهر گفته:

    :D
    پس خوب بوده!
    خدا رو شکر‌!

    [پاسخ به این نظر]

  4. در روز بهمن ۳۰م, ۱۳۸۸ و زمان ۳:۵۲ بعد از ظهر مامان دیبا و پرند گفته:

    سلام دوستم
    خسته نباشی. حتما که نتیجه زحماتت رو می بینی. :love:

    [پاسخ به این نظر]

  5. در روز بهمن ۳۰م, ۱۳۸۸ و زمان ۴:۳۶ بعد از ظهر ایلیا گفته:

    هااا خب خدا رو شکر ایشالله اونی که میخوای میشه . ۸)

    [پاسخ به این نظر]

  6. در روز بهمن ۳۰م, ۱۳۸۸ و زمان ۵:۰۵ بعد از ظهر هلیا گفته:

    حوزه ما از لحاظ الودگی صوتی شکر خدا خوب بود اوضاعش فقط بعضی وقتا این مراقبا میز گرد تشکیل میدادن و صدای پچ پچشون دیوار صوتی و میشکست که اونم با تذکر قابل حل بود ^_^
    ایشالا ورودی ازشدمونم مثل کارشناسیمون مثل هم میشه،ورودی ۸۹ :wink: (چیکار کنیم دیگه ادم با امید زنده س :angel: :D )

    [پاسخ به این نظر]

  7. در روز بهمن ۳۰م, ۱۳۸۸ و زمان ۵:۱۳ بعد از ظهر هلیا گفته:

    اخی رفتم پست سال قبلتم بازخونی کردم کامنت خودمم دیدم هیییییی جوونی کجایی که یادت بخیر :D
    اتفاقا امثالم همون جریان و با خانومه کنترل چی داشتم من وقت نداشتم اینم هی می گفت ببینمت! منم تو دلم میگفتم ببینی یا نبینی به حالت فرقی نداره :lol:

    [پاسخ به این نظر]

  8. در روز بهمن ۳۰م, ۱۳۸۸ و زمان ۵:۳۸ بعد از ظهر علی رضا گفته:

    با این اوصاف چیش بد نبود خب :D

    [پاسخ به این نظر]

  9. در روز بهمن ۳۰م, ۱۳۸۸ و زمان ۶:۰۶ بعد از ظهر منیره گفته:

    اصلا این سر و صدا بهتر بود که بود :دی اگه خدای نکرده روم به دیفال قبول نشدی میتونی بهونه بیاری و بندازی گردن یه چی :دی

    [پاسخ به این نظر]

  10. در روز بهمن ۳۰م, ۱۳۸۸ و زمان ۶:۱۵ بعد از ظهر پرستو گفته:

    ان شاالله :love: :D =]

    [پاسخ به این نظر]

  11. در روز بهمن ۳۰م, ۱۳۸۸ و زمان ۶:۱۶ بعد از ظهر پرستو گفته:

    اتفاقا اینم تو پ ن نوشته بودم بعد گفتم ضایع ست دیگه ، میگن چه بهونه ام برا قبول نشدنش جور کرد ^_^ :D

    [پاسخ به این نظر]

  12. در روز بهمن ۳۰م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۰:۳۰ بعد از ظهر پونه گفته:

    سلام خستهههههههههههه نباشی عزیزم
    نکنه ماجرای عروس واتاق کجه بوده.
    شوخی کردم همه چیز توی این مملکت بهم میاد ناراحت نباش.

    [پاسخ به این نظر]

  13. در روز بهمن ۳۰م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۱:۲۳ بعد از ظهر نوشین مامان هستی گفته:

    موفق باشی گلم
    منم وقتی با محمود نامزد کردم رفتم امتحان ارشد دادم ولی از ذوق اینکه محمود بیرون منتظرم هستش تا دیدم سخته ورقه رو دادم و دویدم بیرون و رفتیم صفا …. :whistle: :whistle: :whistle: :whistle: :whistle: :whistle: :whistle:
    جالبه اولش خجالت میکشیدم ورقه مو زود بدم و فکر میکردم همه مثل کنکور کارشناشی تا آخر وقت میشینن وقتم کم میارن ولی وقتی اومدم بیرون دیدم چه خبره؟؟؟؟نگو بیشتریا مثل خودم … :love: :love: :love: :love: :love: حتما قبول میشی عزیزم :kiss: :kiss: :kiss:
    ولی خداییش خاک بر ….با این امکانات کوفتیشون دیروز هم ما رفته بودیم قلم چی برای هستی اینقدر سالنش و صندلی و هوا و ….مزخرف بود که سردرد گرفتم :sick: :sick: :sick: :sick: :sick:

    [پاسخ به این نظر]

  14. در روز اسفند ۱م, ۱۳۸۸ و زمان ۸:۲۷ قبل از ظهر یه مامان(مریم) گفته:

    ایشالله قبول میشی

    [پاسخ به این نظر]

  15. در روز اسفند ۱م, ۱۳۸۸ و زمان ۸:۵۵ قبل از ظهر ننه گلی گفته:

    موفق باشی پرستوو جونم :love:

    [پاسخ به این نظر]

  16. در روز اسفند ۱م, ۱۳۸۸ و زمان ۹:۱۷ قبل از ظهر پونه مامان روژین گفته:

    عکسام بازم آپ شدن تونستی بیا.

    [پاسخ به این نظر]

  17. در روز اسفند ۱م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۱:۲۸ قبل از ظهر علی گفته:

    ببینم چکار می کنی :D
    *****

    [پاسخ به این نظر]

  18. در روز اسفند ۱م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۲:۴۷ بعد از ظهر پرستو گفته:

    :D فکر کنم حل شد .

    [پاسخ به این نظر]

  19. در روز اسفند ۱م, ۱۳۸۸ و زمان ۳:۱۹ بعد از ظهر علی گفته:

    تو ماهی ماه :D حل شد چه جورشم :D

    [پاسخ به این نظر]

  20. در روز اسفند ۱م, ۱۳۸۸ و زمان ۳:۲۲ بعد از ظهر پرستو گفته:

    :p خوشحالم ^_^

    [پاسخ به این نظر]

  21. در روز اسفند ۲م, ۱۳۸۸ و زمان ۶:۲۶ بعد از ظهر کیچو گفته:

    اووووووف اونقدر کفری میشم از این سروصداهای بد موقع :straight:

    [پاسخ به این نظر]

  22. در روز اسفند ۵م, ۱۳۸۸ و زمان ۴:۳۷ بعد از ظهر مامی آلینا گفته:

    عجب موسیقی دلنوازی داشتین.

    انشالله خبرخوش برامون بیاری :kiss:

    [پاسخ به این نظر]

  23. در روز اسفند ۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۱:۳۶ بعد از ظهر محمدرضا گفته:

    سلام، امیدوارم نتیجه خوبی بگیری که به تحمل اون صداها بیارزه. جالبه که مسئولین برگذاری به این مشکل توجه نکرده بودن! شما اعتراضی ، حرفی … !؟ به هر حال گاها از این باغ، هر دم بری می رسد.
    سایت یا وبنوشت خیلی جالبی داری، من که شیفته قالب زیبای سایتت شدم. نوشته هات رو هم هنوز نخوندم بعدا که خوندم نظر می دم. داشتم تو وبلاگ قشنگ علی (سنجاقک) نظرها رو می خوندم که سایت شما رو هم پیدا کردم.
    با امید موفقیت برای شما…

    [پاسخ به این نظر]

  24. در روز اسفند ۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۷:۳۶ بعد از ظهر پرستو گفته:

    اعتراض هم میکردیم تاثیری نمیتونست تو اون لحظه برامون داشته باشه …
    ممنونم از تعریفتون از وبلاگم ^_^

    [پاسخ به این نظر]

  25. در روز اسفند ۱۷م, ۱۳۸۸ و زمان ۸:۳۹ بعد از ظهر نویسنده اولین وبلاگ تاریخ بشریت گفته:

    اوا پرستو. چه وب خوبی داری.
    من هم به روزم. بهم سر بزن :bandit:

    [پاسخ به این نظر]

ایمیل منتشر نمی شود

نمونه وب سایت

نظر شما: