پرستووو

مدرسه

اسفند۱۶

دیشب خواب میدیدم که توی یکی از کلاسهای مدرسه‌مون نشستم با بچه ها. معلم زبان اومده میگه امتحان دارین! برگه‌ها رو پخش میکنه و امتحان ریاضی! میگیره. سوالا شامل تقسیم اعداد دو رقمی بر دو رقمی هستند!!( خدایـــــــا) بعد منم اینقدر اعصابم داغون ِ که نخوندم:‌)) همش هم نوک مدادم میشکنه و پاککنم هم هی میوفته زیر میز. آخرشم آقای معلم زبان میگه فقط ۵ دقیقه دیگه مونده ، درحالی که همه تموم کردن و من هنوز سوال ۲ هستم . :‌))

پ‌ن : خیلی میشه که خواب مدرسه و استرسهاش رو میبینم ، معلوم نیست کی میخواد بیخیال بشه …

ارسال شده با موضوع ثبت‌در‌تاریخ، خاطرات
۱۵ نظر برای

”مدرسه“

  1. در روز اسفند ۱۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۱:۳۸ قبل از ظهر علی گفته:

    :o

    [پاسخ به این نظر]

  2. در روز اسفند ۱۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۲:۰۰ بعد از ظهر پریسا در دریای خوشبختی گفته:

    اخ اخ نگووووووووووو خیلی خواب بدیه.. منم می بینم

    [پاسخ به این نظر]

  3. در روز اسفند ۱۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۲:۰۶ بعد از ظهر مامان محمد ابراهیم گفته:

    سلام. فکر کنم همه از این خوابا میبینن. :love:

    [پاسخ به این نظر]

  4. در روز اسفند ۱۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۱:۲۵ بعد از ظهر مامان دیبا و پرند گفته:

    سلام دوستم
    مثل اینکه خیلی بهت خوش گذشته:love:

    [پاسخ به این نظر]

  5. در روز اسفند ۱۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۳:۱۶ بعد از ظهر علی رضا گفته:

    خداییش ازون خوابای کاملا قرم قاطی!!؟‌هستا :whistle:

    [پاسخ به این نظر]

  6. در روز اسفند ۱۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۳:۳۴ بعد از ظهر محمّد گفته:

    چه خواب آشفته ای! حتما لا به لای شکستن مداد و پاک کن بازی، یه دستتون هم لای موها بوده و از شدت استرس و سخت بودن امتحان، آشفته شون میکردین … اسمایلی لورل :دی

    [پاسخ به این نظر]

  7. در روز اسفند ۱۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۶:۲۳ بعد از ظهر هورمهر گفته:

    درست مثل قلمبگی انگشتامون از مشق نوشتن، اثرش همیشه میمونه… =]

    [پاسخ به این نظر]

  8. در روز اسفند ۱۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۸:۱۷ بعد از ظهر سنجاقک گفته:

    سلاااااااااااااااااااام

    [پاسخ به این نظر]

  9. در روز اسفند ۱۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۹:۴۰ بعد از ظهر پرستو گفته:

    ^_^ سلام

    [پاسخ به این نظر]

  10. در روز اسفند ۱۶م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۰:۲۲ بعد از ظهر مامان ایلیا گفته:

    منم گاهی وقتا خواب میبینم که سر جلسه امتحانم و با کمبود وقتم مواجه میشم وقتی بیدار میشم بدجوری واسم حالگیره ;-(

    [پاسخ به این نظر]

  11. در روز اسفند ۱۷م, ۱۳۸۸ و زمان ۱۱:۲۱ قبل از ظهر ننه گلی گفته:

    سلام دوست جون
    مدرسه ;-(

    [پاسخ به این نظر]

  12. در روز اسفند ۱۷م, ۱۳۸۸ و زمان ۱:۰۴ بعد از ظهر آرزو گفته:

    سلام پرستو جون منم از این خواب ها زیاد می بینم :D

    [پاسخ به این نظر]

  13. در روز اسفند ۱۷م, ۱۳۸۸ و زمان ۴:۴۱ بعد از ظهر لیلا گفته:

    پاشو امتحان داری :D

    [پاسخ به این نظر]

  14. در روز اسفند ۱۷م, ۱۳۸۸ و زمان ۵:۴۲ بعد از ظهر پرستو گفته:

    ^_^ چشم :wink:

    [پاسخ به این نظر]

  15. در روز اسفند ۲۱م, ۱۳۸۸ و زمان ۹:۳۵ قبل از ظهر ایلیا گفته:

    تا اردیبهشت ادامه داره :D

    [پاسخ به این نظر]

ایمیل منتشر نمی شود

نمونه وب سایت

نظر شما: