پرستووو

خوابید…

مرداد۲۲

- در هفته ای که گذشت یکی از دوستام که در یه دوره معلمم بود رو از دست دادم … سومین معلمی بود که …

- امروز آخرین ماهی قرمز عیدمون مرد.

ارسال شده با موضوع ثبت‌در‌تاریخ، خاطرات
۲۲ نظر برای

”خوابید…“

  1. در روز مرداد ۲۲م, ۱۳۸۹ و زمان ۱۱:۳۳ قبل از ظهر هلیا گفته:

    :( روحش شاد…

    [پاسخ به این نظر]

  2. در روز مرداد ۲۲م, ۱۳۸۹ و زمان ۴:۰۶ بعد از ظهر مامان نازگل گفته:

    ای بابا روحشون شاد…

    [پاسخ به این نظر]

  3. در روز مرداد ۲۲م, ۱۳۸۹ و زمان ۷:۲۲ بعد از ظهر نوشین مامان هستی گفته:

    خدا رحمتشون کنه……

    [پاسخ به این نظر]

  4. در روز مرداد ۲۲م, ۱۳۸۹ و زمان ۸:۰۳ بعد از ظهر مامان دیبا و پرند گفته:

    سلام دوستم
    بقای عمر تو باشه.

    [پاسخ به این نظر]

  5. در روز مرداد ۲۲م, ۱۳۸۹ و زمان ۱۰:۰۷ بعد از ظهر مامان اشکان گفته:

    چقدر دلتنگ میشم وقتی ماهیها میمیرند….

    [پاسخ به این نظر]

  6. در روز مرداد ۲۲م, ۱۳۸۹ و زمان ۱۰:۱۶ بعد از ظهر علی گفته:

    خدا بیامرزدش

    [پاسخ به این نظر]

  7. در روز مرداد ۲۲م, ۱۳۸۹ و زمان ۱۱:۰۸ بعد از ظهر یه مامان(مریم) گفته:

    تسلیت میگم.

    [پاسخ به این نظر]

  8. در روز مرداد ۲۳م, ۱۳۸۹ و زمان ۷:۵۱ قبل از ظهر هورمهر گفته:

    آخیییییییییییی:(
    روحش شاد…

    [پاسخ به این نظر]

  9. در روز مرداد ۲۳م, ۱۳۸۹ و زمان ۸:۰۲ قبل از ظهر پونه گفته:

    ناراحت کننده اس.

    [پاسخ به این نظر]

  10. در روز مرداد ۲۳م, ۱۳۸۹ و زمان ۹:۲۱ قبل از ظهر ایلیا گفته:

    :( :( :(

    [پاسخ به این نظر]

  11. در روز مرداد ۲۳م, ۱۳۸۹ و زمان ۱۲:۱۲ بعد از ظهر مامان محمد ابراهیم گفته:

    سلام پرستووو جونم
    روح خانوم معلم عزیزت شاد
    آخی ماهیهای طفلکی…

    [پاسخ به این نظر]

  12. در روز مرداد ۲۳م, ۱۳۸۹ و زمان ۷:۰۷ بعد از ظهر لیلا گفته:

    ادرستو گم کرده بودم فالبت نازه

    [پاسخ به این نظر]

  13. در روز مرداد ۲۳م, ۱۳۸۹ و زمان ۸:۴۱ بعد از ظهر Mr.khiyari گفته:

    من هیچوقت ماهی عیدمون رو این همه وقت نگه نداشتم :|

    [پاسخ به این نظر]

  14. در روز مرداد ۲۳م, ۱۳۸۹ و زمان ۹:۵۵ بعد از ظهر نسترن مامان باران گفته:

    می دونم چه حالی داری پرستو جونم منم تجربه کردم…مراقب خودت باش

    [پاسخ به این نظر]

  15. در روز مرداد ۲۴م, ۱۳۸۹ و زمان ۱۰:۲۶ قبل از ظهر فاطمه جویکار گفته:

    آخییییی.خدا رحمتش کنه…حالا ماهی دیگه چررررررررررررا؟

    [پاسخ به این نظر]

  16. در روز مرداد ۲۴م, ۱۳۸۹ و زمان ۱۲:۵۱ بعد از ظهر شیده گفته:

    متاسفم .

    [پاسخ به این نظر]

  17. در روز مرداد ۲۴م, ۱۳۸۹ و زمان ۷:۴۹ بعد از ظهر مامی آلینا گفته:

    عزیزم .خیلی ناراحت شدم.خدارحمتش کنه.

    [پاسخ به این نظر]

  18. در روز مرداد ۲۶م, ۱۳۸۹ و زمان ۱۲:۱۷ قبل از ظهر آرزو مامان آرش گفته:

    سلام پرستو جان
    خیلی متاثر شدم. خدا رحمتش کنه. :)

    [پاسخ به این نظر]

  19. در روز مرداد ۲۶م, ۱۳۸۹ و زمان ۲:۵۵ بعد از ظهر محمّد گفته:

    از دست دادن عزیزان خیلی سخته… خاطرات دیوانه کننده میشن گاهی!
    یادشون همیشه توی ذهنتون سبز باشه…
    در مورد ماهی هم… امممم فیلمشون که خیلی خوب بود. یادمه هنوز. یه تجربه بوده شاید. جاشون خالی نباشه

    [پاسخ به این نظر]

  20. در روز مرداد ۲۶م, ۱۳۸۹ و زمان ۱۰:۵۶ بعد از ظهر ملیکا گفته:

    روحشون شاد…

    آخی!‌ از دست دادن ماهی بعد از این همه مدت خیلی سخته… منم آخرین ماهیم مرد چند هفته پیش!

    با سوئدنامه آپم! عکس هم چندتا داره…!

    راجع به سوالتون هم حتماً یه پست کاملاً توضیح میدم. اما فعلاً همین قدر بگم که ما برای سفر به موسسه‌ای به نا life-link ، رفته بودیم که عضو یونسکوست. یک سری دوره‌ی آموزشی دیدیم راجع به بحران آب و بازیافت و به عنوان سفیر یونسکو در ایران انتخاب شدیم و باید تمام این آموزش هایی که دیدیم رو توی مدارس دیگه‌ی ایران، آموزش بدیم.

    [پاسخ به این نظر]

  21. در روز مرداد ۲۸م, ۱۳۸۹ و زمان ۲:۲۶ بعد از ظهر مامان نیوشا گفته:

    متاسفم پرستو جون… روحش شاد!

    [پاسخ به این نظر]

  22. در روز مرداد ۲۹م, ۱۳۸۹ و زمان ۵:۲۰ بعد از ظهر همدم گفته:

    زندگی چیزی به غیر از این نیست عزیزم

    [پاسخ به این نظر]

ایمیل منتشر نمی شود

نمونه وب سایت

نظر شما: