چقدر بزرگ شدی …
امروز تو خیابون دوست مامان رو دیدیم. مامان و ایشون شروع کردن به صحبت کردن . این دوست مامان ۲ تا دختر داره که اتفاقا بزرگه هم اسم منه. دختر کوچیکه رو چون عید دیده بودم ، وقتی امروز با مامانش دیدم شناختم و خب انتظار داشتم اون یکی خانومی که همراهشونه هم دختر بزرگه باشه. درنتیجه بهش گفتم: چقدر بزرگ شدی !!( از آخرین باری که دیده بودمش خیلی گذشته بود)… نیم ساعت بعد (که همچنان مامانها در حال صحبت کردن بودن) گفت : منو با پرستو اشتباه گرفتین؟ … بنده خدا خواهر دوست مامان بود یعنی خاله پرستوی مورد نظر!!!
احتمالا تو این فاصله کلی با خودش درگیر بوده که من کِی اینو دیدم؟ این اصلا کی هست؟ من کِی اینقدر بزرگ شدم؟؟
وای چه سوتی دادی = ))
[پاسخ به این نظر]
وای خدای من چه سوتیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
[پاسخ به این نظر]
عالـــــــــــــــــــی بود!!!
)
[پاسخ به این نظر]
بعداین سوتی تابلواوضاع احوالت چطوری بودپرستوجونم؟
[پاسخ به این نظر]
پرستو Reply:
شهریور ۷م, ۱۳۸۹ at ۹:۴۳ قبل از ظهر
اصلا باورتون نمیشه که چقدر طبیعی برخورد کردم
تقریبا میشه گفت بعد اینکه اینجا نوشتمش به عمق فاجعه پی بدم : ))
ممنون که همه پست ها رو خوندین دوست جان … آلینا جون خوب شد کاملا ؟
[پاسخ به این نظر]
آخرشی توام با این حدسات.
[پاسخ به این نظر]
باز خوبه حرفهای دیگه ای رد و بدل نشده تا اشتباهی ای که پیش اومده، دردسر سازتر بشه :دی
[پاسخ به این نظر]
سلام پرستووو جونم
خیلی سریع نتیجه گیری میکنی. یه کم احتیاط کن.
[پاسخ به این نظر]
خوب خوشم اومدکه اصلابه روی خودت نیاوردی.
ممنون ازاحوالپرسیت.خوبه خداروشکر.
درسته گاهی دیرمی رسم ولی محاله بدون خوندن پست برای کسی کامنت بزارم.میبوسمت
[پاسخ به این نظر]
وااای!!! منم خیلی از این سوتیا میدم!!!
D:
[پاسخ به این نظر]