پرستووو

تابستان ۹۰

شهریور۲۷

روزهای آخر تابستونه … فکر کنم پر حادثه ترین و پربارترین تابستون عمرم بوده ! در کل راضی بودم ازین تابستون ، تا باشه ازین تابستونا ;)

دیشب جشن نامزدی برادر دومم بود که خیلی خوش گذشت و شب تفریبا ساعت ۲ و نیم ۳ بود که برگشتیم خونه …

شهریور امسال نوشتنم در این وبلاگ ۶ ساله شد … ۶ سال یعنی از ابتدای کارشناسی تا امروز اینجا آرشیو دارم. اگر بی وقفه ارشد قبول شده بودم ، الان تموم شده بود.

باورم نمیشه هفته دیگه این موقع توی خوابگاه خواهم بود !! با اینکه خیلی هم دلم تنگ شده برای خوابگاه ولی یه مقدار هم نگران عادت بخور بخواب تابستون هستم که مجبورم ترکش کنم !

سعی میکنم پست بعدی یه کم تعریف کردنی تر بنویسم ، اینطوری گزارش دادنی که نشد وبلاگ!!

 

ارسال شده با موضوع ثبت‌در‌تاریخ، خاطرات
۱۶ نظر برای

”تابستان ۹۰“

  1. در روز شهریور ۲۷م, ۱۳۹۰ و زمان ۲:۲۵ بعد از ظهر تاکاشی گفته:

    مبارک باشه (^O^)/

    [پاسخ به این نظر]

  2. در روز شهریور ۲۸م, ۱۳۹۰ و زمان ۷:۳۶ بعد از ظهر محمّد گفته:

    چه تابستون خوبی بوده. با اتفاق‌های خوب و دوست‌داشتنی. فکر کنم اینجوری یه عالمه انرژی ذخیره شده برای شروع ترم جدید.
    کلی هم تبریک واسه خاطر تازه‌وارد خونواده ;) ایشالا کنار هم دوستای خوبی هم باشین.

    [پاسخ به این نظر]

  3. در روز شهریور ۲۹م, ۱۳۹۰ و زمان ۵:۵۸ بعد از ظهر maryam گفته:

    مبارک باشه.همه روز عمرت پر از شادی وانرژی بالا باشه.
    ما منتطر دوره دکترا هستیم.دکی جان(:

    [پاسخ به این نظر]

  4. در روز شهریور ۳۰م, ۱۳۹۰ و زمان ۷:۰۹ قبل از ظهر مامان ایلیا گفته:

    تبریک میگم ان شا… همیشه به شادی باشین

    [پاسخ به این نظر]

  5. در روز شهریور ۳۰م, ۱۳۹۰ و زمان ۳:۰۸ بعد از ظهر مامی آلینا گفته:

    مبارکشون باشه پرستوجون.انشالله خوشبخت باشن.دلم برات تنگ شده بود عزیزم

    [پاسخ به این نظر]

  6. در روز شهریور ۳۰م, ۱۳۹۰ و زمان ۸:۳۷ بعد از ظهر ننه نارگلی و نگار گفته:

    سلام دوستم
    تو شهر کتاب نوشته بود: حیف که تابستون تموم شد ولی بچه ها دوباره زود تابستون می شه , بازشدن مدارس مبارک!!!!
    نومزدنگ خودت مارو دعوت کنیا؟

    [پاسخ به این نظر]

    پرستو Reply:

    :) )) مرسی دوستم از دلداری که دادین.
    چشممم حتما :*

    [پاسخ به این نظر]

  7. در روز مهر ۳م, ۱۳۹۰ و زمان ۱۰:۵۲ قبل از ظهر محمد از فارس گفته:

    خیلی وقت بود سری به وبلاگتون نزده بودم
    آخه تحولی جدید تو زندگیمون رخ داده بود راستی با اومدن به وبلاگتون خاطره ای بازگو شد واسم خاطره ای از همین روز ممنون از وبلاگ قشنگتون

    [پاسخ به این نظر]

  8. در روز مهر ۴م, ۱۳۹۰ و زمان ۷:۳۳ قبل از ظهر پونه گفته:

    ایشالا مقطعه دکتراهم اینجا بنویسی

    [پاسخ به این نظر]

  9. در روز مهر ۴م, ۱۳۹۰ و زمان ۷:۰۹ بعد از ظهر محمد گفته:

    D:

    [پاسخ به این نظر]

  10. در روز مهر ۶م, ۱۳۹۰ و زمان ۵:۰۷ بعد از ظهر مامی آلینا گفته:

    پیشاپیش روزت مبارک پرستوی عزیزم

    [پاسخ به این نظر]

  11. در روز مهر ۶م, ۱۳۹۰ و زمان ۶:۰۵ بعد از ظهر علی رضا گفته:

    منم با این عادت بخور بخواب تابستون فک کنم همین ترم اول مشروط بشم :) )

    [پاسخ به این نظر]

  12. در روز مهر ۹م, ۱۳۹۰ و زمان ۹:۰۹ قبل از ظهر مامان نازدونه ها گفته:

    تبریک میگم نامزدی برادرتون رو انشالا جشن ازدواج خودتون
    امیدوارم پاییز وزمستونی شاد داشته باشی که دلتنگیه تابستون وخاطراتش سراغت نیاد میبوسمت عزیزم

    [پاسخ به این نظر]

  13. در روز مهر ۱۰م, ۱۳۹۰ و زمان ۲:۴۸ بعد از ظهر نسترن مامان باران گفته:

    سلام پرستو جونم.سلام خواهر کوچولوی مهربون خودم و خاله بی نظیر همه بچه های وبلاگی.ایشالا پاییزت هم خیلی خیلی خوب بگذره

    [پاسخ به این نظر]

  14. در روز مهر ۱۰م, ۱۳۹۰ و زمان ۸:۱۶ بعد از ظهر نیوشا خانومی گفته:

    سلام پرستو جون، خوبی عزیزم؟ واقعا دل کندن از تابستون سخته ولی مطمئن باش به شرایط جدید هم زود عادت می کنی عزیزم :-*

    [پاسخ به این نظر]

  15. در روز مهر ۱۱م, ۱۳۹۰ و زمان ۳:۵۰ بعد از ظهر مامی آلینا گفته:

    ماچ

    [پاسخ به این نظر]

ایمیل منتشر نمی شود

نمونه وب سایت

نظر شما: