پرستووو

خوابگاه

آبان۲۸

توی خوابگاه و دقیقا در اتاق ۴ تخته ما ، ۲ نفر هستیم که همیشه با همیم ، چون همرشته هستیم و از یک جا میایم. چهارشنبه ها کلاس داریم و از صبح که بیدار میشیم برنامه روزانه مون رو هم با هم تنظیم کردیم. ناهار ۴شنبه ها تا امروز کتلت بوده. به اینصورت که مامان به مقدار زیاد درست میکنه و من میبرم تو فریزر خوابگاه میذارم و هر چهارشنبه میریم و وقت ناهار میخوریم … البته این کتلت سرد و بی بو کجا ؟ و اون کتلت در حال سرخ شدن و خوش بو کجا؟ آخه من عاشق کتلتم …

این هفته برنامه یه کمی متفاوته ، چون یه تعداد از همگروهی ها که ترم پیش یه درس پیش نیاز داشتن رو دانشگاه میبره اردو و ما این هفته چهارشنبه کلاس نداریم و در نتیجه اومدیم که یه هفته خونه بمونیم …

ارسال شده با موضوع خاطرات، خوابگاه، دانشگاه
۱۴ نظر برای

”خوابگاه“

  1. در روز آبان ۲۸م, ۱۳۹۰ و زمان ۱۲:۴۸ بعد از ظهر محمّد گفته:

    حس خوب دوباره برگشتن به خونه و استراحت و خوش گذروندن ;)
    خوش برگشتین.

    [پاسخ به این نظر]

  2. در روز آبان ۲۸م, ۱۳۹۰ و زمان ۹:۴۰ بعد از ظهر مامان دیبا و پرند گفته:

    سلام دوستم
    خوش بگذره و حسابی کتلت بخور.

    [پاسخ به این نظر]

  3. در روز آبان ۲۸م, ۱۳۹۰ و زمان ۱۰:۴۸ بعد از ظهر مامی آلینا گفته:

    خوش بگذره عزیزم

    [پاسخ به این نظر]

  4. در روز آبان ۲۸م, ۱۳۹۰ و زمان ۱۱:۰۵ بعد از ظهر نوشین مامان هستی گفته:

    همیشه خوش و سلامت باشی عزیزم

    [پاسخ به این نظر]

  5. در روز آبان ۲۹م, ۱۳۹۰ و زمان ۸:۱۸ بعد از ظهر دریا گفته:

    پرستو جون شما که ارشد کشاورزی میخونی خانمی میشه یک سایتی رو معرفی کنی که مقاله و پروژه داشته باشه و حتی مقاله های فروشی قیمت مقالاتشم اصلا مهم نیست .. بی نهایتتتتت ممنون میشم ازت

    [پاسخ به این نظر]

  6. در روز آبان ۲۹م, ۱۳۹۰ و زمان ۹:۰۷ بعد از ظهر مامان ایلیا گفته:

    موفق باشی دوست من امیدوارم یه روزم که شده وقت کنی و کتلت گرم بخوری

    [پاسخ به این نظر]

  7. در روز آذر ۳م, ۱۳۹۰ و زمان ۷:۴۸ قبل از ظهر پونه گفته:

    دلم خیلی کتلت خواست باور کن.

    [پاسخ به این نظر]

  8. در روز آذر ۴م, ۱۳۹۰ و زمان ۶:۴۱ بعد از ظهر mamansameh گفته:

    خوش بگذره تو خونه تا میتونی کتلت بخور

    [پاسخ به این نظر]

  9. در روز آذر ۶م, ۱۳۹۰ و زمان ۱۰:۳۱ بعد از ظهر mohammad گفته:

    manam tokhabgah bodam vali hija khonei adam nemishe omidvaran zod tar tamam koni bargardi khonat ghazai garm bokhori

    [پاسخ به این نظر]

  10. در روز آذر ۸م, ۱۳۹۰ و زمان ۱۱:۰۹ بعد از ظهر تاکاشی گفته:

    ۸ ماهه کتلت نخوردم!آخ دلم کتلت مــــــــــــــی خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــواد!

    [پاسخ به این نظر]

    پرستو Reply:

    کتلت که خیلی آسونه درست کردنش … خب درست کنین :)

    [پاسخ به این نظر]

  11. در روز آذر ۱۰م, ۱۳۹۰ و زمان ۲:۰۹ بعد از ظهر شکوه مامان ارمیا گفته:

    سلام پرستو جون.خوبی عزیزم؟
    واااااااااااای من و ارمیا هم عااااااااااااشق کتلتیم :-)
    روزهای خوب و خوشی رو برات آرزومندم…
    موفق باشی عزیزم :-*

    [پاسخ به این نظر]

  12. در روز آذر ۱۷م, ۱۳۹۰ و زمان ۶:۰۱ بعد از ظهر مامان نازدونه ها گفته:

    منم عاشق کتلت خالی خوردنم من جای تو رو وتو هم جای منو موقع کتلت خوردن خالی کن

    [پاسخ به این نظر]

  13. در روز آذر ۲۰م, ۱۳۹۰ و زمان ۹:۲۰ بعد از ظهر Ali گفته:

    دوقولویین بعد اونوقت؟

    [پاسخ به این نظر]

ایمیل منتشر نمی شود

نمونه وب سایت

نظر شما: