…
من همونم که یه روزی بال و پر داشت
پ ن: تو این پست هیچ عکسی نیست .
من همونم که یه روزی بال و پر داشت
پ ن: تو این پست هیچ عکسی نیست .
امروز شیرین کوچولوی من کلاس اولی شد…
قرار بود برم دم خونه شون و باهم بریم چون شک داشتم مدرسه شو بلد باشم
ولی وقتی ساعت ۸ رفتیم دیدیم رفتن! در نتیجه رفتیم همونجا که من حدس میزدم…
درست بود!!وقتی رسیدم اون جلو که شیرین نشسته بود هیچ کس عکس و فیلم نمیگرفت
منم بی تعارف هی به بچه ها میگفتم حالا بیاین اینجا عکس بگیریم …حالا برین اونجا وایستین و
خلاصه تازه مامان و باباها یادشون اومد باید عکس بگیرن یکی یکی دوربینا از تو کیفا در
اومد تا حدی که دیگه نمیتونستن جمعیت عکس و فیلم گیرنده رو کنترل کنن!!
مراسم همون قدر که زمان ما مزخرف بود مال اینام همون طوری بودشاید با غلظت مزخرفیت بیشتر!!
با این توضیح که این هفته یا هفته ی آینده هفته دفاع مقدسه! حالا این فسقلی های ۷ ساله چی میدونن
اصلا دفاع یعنی چی انقلاب چی بوده شاه کی بوده …۲ ساعت اینا رو براشون توضیح دادن!!
*
*
پ ن۱ : شیرین اومده پیش مامانش با اشاره به مقنعه ش میگه : مامان اینو در یارم؟؟ داره خفم میکنه!
پ ن ۲: از بس من پیش شیرین بودم و ازش عکس و فیلم میگرفتم و باهاش حرف میزدم یه
خانومه بهم گفت : ماشا… این بچه خودته؟؟ منو میگی : ![]()
پ ن ۳ : یکی از استادامونم اومده بود و به شدت از دخترش فیلم میگرفت .
پ ن ۴ : مامانش بهش گفته بود حتما باید ردیف اول بشینی . وقتی رفتین دیدیم رفته ردیف چهارم . مامانش به شدت عصبانی شده بود میگفت: نگا ! رفته یه جای دنج پیدا کرده!؟

قبول شدم
امروز آخرین جلسه ء تو شهری مو رفتم
که خود آموزشگاه باید ازم امتحان میگرفت.۳جلسه ء اول تو شهری رو با یک آقا رفتم بعدش از روز چهارم یه خانومی اومد بدون اینکه من چیزی بگم
. ولی خداییش خانومه بهتر یاد میداد
ـــ بر عکس همه میگفتن با خانوم نگیری یه وقت!
که خوب یاد نمیده و همش از خونه زندگیش حرف میزنه
ـــ خلاصه اینم قبول شدم
و پس فردا صبح امتحان آیین نامه اصلیه
و ظهرش هم امتحان اصلی تو شهریش
… خدا کنه همین دفعه ء اول قبول بشم…آها یه چیز دیگه امروز همون اول که سوار شدم خانوم ل ــ م
(همونی که بهم آموزش میداد) گفت : خب پرستو خانوم امروزم خوب برو که که دیگه پدر برای دخترمون یه ماشین بخره
… ![]()
** این برو نترس…گازشو بگیر گفتنش منو کشته بود.
در تمام این مدت ۸۰۰ بار این ۲ جمله رو گفت.
**انتخاب واحد هم کردم ولی تا تونستم اشتباه!!
امیدوارم بتونم نوزدهم درستش کنم . اگرم نشه تو حذف و اضافه …![]()
![]()
**راستی این آخرین باره که به روز شدنم رو تو مسنجر خبر میدم
… همون هفته ای یه بار رو به روز میشم و تو بلاگرد
اینجا
رو پینگ میکنم.
پ ن ۱۵/۶/۸۵:امروز فهمیدم که من تو گروه بعدی هستم تا دوشنبه باید صبر کنم.
پ ن : وقتی تاریخ پی نوشت قبلی رو مینوشتم یادم اومد که امروز تولد نازنین ه .
………………..نازنین جون
دوست گلم
تولدت مبارک
…………….
تو رو خدا عکسهای این پست یلدا
رو از دست ندین.