پرستووو

اس ام اس

آذر۹

SMSوقتی سیمکارتم اومد شماره شو به نازنین دادم. اولین کسی هم که بهش اس ام اس زدم نازنین بود(اینو گفتم که بدونین حساب نازنین از بقیه جداست)حالا بشنود از اس ام اس بازی ه من و یلدا.(من شماره یلدا رو داشتم ولی اون نداشت)…

Parastoo: Salam age toonesti hads bezani man kiam? Rahnamaei : Az sevvome dabestan ta aakhare pish daneshgahi hamkelas boodim … zood bash begoo man kiam.

Yalda:Shayli? Shaghayegh? Parastoo?Mahrokh? Parisa? Fahime? faeze? kodumeshuni? shayadam Yalda bashi?!!!!begu bebinam kiye ke inghadr bamarefafe?[:~

Parastoo: khoobe too sevvomin hads. Man Parastoo am . khoobi? khosh migzare ba darsa khanoom Dr.

Yalda:Khobi parastoo junam? baba eyval be marefatet,midunestam bazam to az hame ba marefaf tari,omidvaram behet khosh begzare vatu emtehanat movafagh bashi bye :] :] :]

 

 

 

ارسال شده با موضوع خاطرات | ۲۲ نظر »

دخترانه

آذر۲

 

 

روز ملّی دختران

مبارک

 

پ ن :  … و تولد پدرم 

و یه سالگرد …

همین حالاسی دی رو بشکن   برداشت شده از وبلاگ پرهام عزیز

ارسال شده با موضوع دوست‌داشتني | ۳۰ نظر »

پیامهای متفاوت از سوی آب

آبان۳۰

 

  • مطلب جالبه حتما تا آخرش بخونید

۱۷ دی ۱۳۸۳ – بعد از ظهر ۱۸:۱۴ تعداد بازدید: ۵۳۳۷۲ کد خبر: ۲۰۲۰۷

یک محقق ژاپنی با انتشار یافته‌های تحقیقات خود مدعی شد که مولکول‌های آب نسبت به مفاهیم انسانی تأثیرپذیرند.
نظریه این محقق ژاپنی که تاکنون از سوی مؤسسات علمی فیزیکی و زیست‌شناسی مورد تأیید قرار گرفته است، مبتنی بر بررسی نمونه‌های فراوانی از کریستال‌های منجمدشده آب و مقایسه آن با یکدیگر است.
پروفسور «ایموتو»‌که یافته‌های خود را در سه جلد کتاب ارائه کرده است، معتقد است که مفاهیم متافیزیکی محیط بر روی ترکیب مولکولی آب تأثیر می‌گذارد.
این دانشمند ژاپنی که فارغ‌التحصیل دانشگاه یوکوهاماست، دارای یک مؤسسه تحقیقاتی به نام SHM در ژاپن است که امور تحقیقاتی مربوط به کریستالیزه شدن آب را در آنجا انجام می‌دهد.
 


مشاهده ادامه مطلب »

ارسال شده با موضوع نظريه | ۷ نظر »

اولین روز برفی

آبان۲۹

اینم یه تیکه فیلم کوتاه از بارش برف در این آبادی!

ارسال شده با موضوع خاطرات، دوست‌داشتني | ۹ نظر »

ببخشید

آبان۲۷

یکی از مراحل تهیه محیط کشت ... چسب اتوکلاو

قرارمون ساعت ۷.۵ بود جلوی کیوسک. راس ۷.۵ اونجا بودم . ۲ -۳ دیقه بعد فریبا اومد . توضیح داد که چون هوا دیشب سرد بوده ماشینشون راحت روشن نشده . بهش گفتم : هنوز شکوفه نیومده ها. گفت : باشه وایمستیم. منتظر بودیم تا ۱۰ دیقه به ۸ . دیدیم نیومد زنگ زدیم . میگه : من همین الان مقنعه مو بپوشم اومدم!!! شما برین تو آزمایشگاه . رفتیم . بعد از نیم ساعت رسید . میگه : اول ببخشید دوم ببخشید سوم ببخشید اِاِ من اینو آوردم ( یه گوجه فرنگیه سالم!! آخرشم از مجبور شد از میوه های آلوده ء ما استفاده کنه!)

 

پ ن : جواب سانی از همه درست تر بود . ار اون لوله هاست که اول پارکا میذارن و بهش زنجیر وصل میکنن که با ماشین کسی وارد نشه.

ارسال شده با موضوع خاطرات، دانشگاه | ۸ نظر »
« Older Entries