پرستووو

کلاس آیین زندگی

آبان۲۵

سلام …

اومدم باز یه تیکه درباره ی کلاس اخلاق(آیین زندگی )بنویسم . دلیلشم واضحه توی کلاسهای دیگه(تخصصی ها ) اصلا جای شوخی و خنده و این حرفا نیست .

خلاصه  اول بگم که هفته ی پیش چون بارون میومد من تصمیم گرفتم این کلاس رو نرم . اول کلاس از شهلا پرسیدم اون روز چی شد؟…گفت : خود استاد که اصلا نیومد یهو برقام رفت!! … منو میگین:

خلاصه بعدش شهلا گفت  : خودمونیم ما که گوش نمیدیم پس بریم عقب بشینیم که بشه حرف بزنیم

دزنتیجه یه ردیف!!(فقط یه ردیف نه بیشتر) عقب تر از دفعه ی قبل نشستیم … حالا اینجا رو داشته باشین که ما کاملا رفته بودیم تو کف این کسی که کنارمون نشسته بود … دائم یا اس ام اس جواب میداد یا اصلا با موبایل صحبت میکرد!! باورتون میشه تو کلاس سرشو میبرد پشت نفر جلویی و در کمال آرامش با اون که پشت خط بود حرف میزد … هی به اون پشت خطیه میگفت :میخوای بیام بیرون؟…

یه چیز دیگه که دیروز عجیب بود این بود که این استاده که تا این جلسه اصلا به دخترا نگاه نمیکرد  دیروز همش باهاشون شوخی میکرد!!

اینم عکس سوال بر انگیز این پست

ارسال شده با موضوع خاطرات، دانشگاه | ۱۳ نظر »

پتروس فداکار

آبان۱۹

 

میگه : هم پراید میخرن هم موز میخورن
دیگه چی میخوان؟

 

شکوفه : آدم باید یکم پتروس  باشه!؟

 

پ ن : یادم باشه هر وقت بدبخت کامنت شدم جمعه ظهر ها به روز بشم که کامنت های تبلیغی غوووووغا میکنه!

ارسال شده با موضوع نظريه | ۲۲ نظر »

آبان۱۵

کی رود رخ ماهت از نظرم … به غیر نامت ، کی نام دگر ببرم

مگر تو را جویم … حدیث دل گویم … بگوکجایی

به دست تو دادم … دل پریشانم … دگر چه خواهی

یکدم از خیال من … نمیروی ای غزال من

 … دگر چه پرسی زحال من

تا هستم اسیر کوی توام … به آرزوی تو ام

مگر تو را جویم … حدیث دل گویم … بگوکجایی

 

پ ن : توضیح عکس پست قبل :(   یک - دو - سه )(یک عکسه که ۳ تیکه شده)

ارسال شده با موضوع دوست‌داشتني | ۸ نظر »
Newer Entries »