پرستووو

تشکر و این حرفا+دیگه امتحانا داره شروع میشه!

دی۸

آقا شیره...!

سلام…

اول کلی تشکر از همگی به خاطر تبریکات تولد…دیگه اینکه دارم میرم یه سر و سامونی به درسایی که از اول ترم نخوندم بدم!+۲ تا عکس خنده دار

برای اولین بار تعداد کامنت های این مکان به دهه ی ۶۰ رسید.

چرا همه به اون ۲ تا بطری روغن زیتون تو عکس پست قبل گیر دادین؟؟...یکی از کادو های تولدم ...

پ ن : سانی جان چند وقته هر کار میکنم کامنت دونیت باز نمیشه.

ارسال شده با موضوع خاطرات، دانشگاه، طنز، عكس‌ | ۲۰ نظر »

شب ٍ تولد ۲۰ سالگی من …

دی۱

تولدمه ...

دی
سمبل : بز
عنصر : خاک
سیاره : زحل
عضو آسیب پذیر : زانو- استخوان
روز اقبال : شنبه
اعداد شانس :۸و۹
سنگ خوش یمن : عقیق رنگارنگ
رنگ : سیاه و قهوه ایی
عجله ایی در عشق ندارد.نه به سرعت عاشق می شود نه به
سادگی راز دل خود را می گوید او همواره در حرکت است ولی
نمی داند چرا.فقط می داند باید موفق شود
اگر فکر میکنید می توانید

او را از رسیدن به هدفش باز داریر و به سمت خود جذب
کنید سخت در اشتباهید

*تولدم مبارک*

۲۰ سالم تموم شد واز الان به بعد قراره مثل برق و باد بگذره

 

پ ن : میخواستم تولد بگیرم …تقریبا تمام مقدمات هم انجام شده بود … ولی هیچ کدوم از سه گروهی که در نظر داشتم رو نشد کامل دعوت کنم (گروه اول:دوستان دبیرستان-گروه دوم:بچه های همکاران پدرم-گروه سوم:بچه های دانشگاه) که البته گروه سوم رو میشد ولی خودم دیگه اصراری نکردم بیشتر اصرارم رو گروه اول بود که هر کدوم یه جای ایران افتادن و جمع کردنشون در یک روز شدنی نبود…

پ ن : و ممنون از پرهام عزیز با این پست

خب انگار منم به یلدا بازی دعوت شدم از طرف ایلیا :

۱- (متاسفانه)دقیقا از لحظه ای که احساس کنم دوستم داره سوارم میشه اون دوستی دیگه کاملا برام سوخته محسوب میشه و کم کم کمرنگ میشه تا از بین بره… (به هر حال به حال اولش بر نمیگرده.)

۲-آدمی هستم که دوستامو با تک زدن های پی آ پی کلافه میکنم.و از اس ام اس های فورواردی متنفففففففففففففففرم .(کاش داداشم کوچیکم اینجا رو میخوند)

۳-علاقه ی شدیدی به چیز های مجانی دارم.یا بهتر بگم :مفت باشه کوفت باشه!

۴-تو درسایی مثل فیزیک و شیمی که هم حل کردنی داره هم توضیحی اصلا حوصله ی خوندن توضیحیاشو ندارم به همین دلیل امتحان فیزیک عمومی (ترم اول) رو ۱۳ شدم (استاد احمق نصف صفحه رو توضیحی سوال داده بود)بهونه ی منم این بود که زمان امتحان با جانور شناسی تداخل داشت!

آخیش فقط یکی مونده

۵-کامپیوترو فقط برای این روشن میکنم که وصل بشم به اینترنت . اگرم کار دیگه ای داشته باشم اول یه دور وصل میشم به اینترنت!!

حالا باید کسی رو دعوت کنم به بازی؟

خب کسایی رو میگم که احتمال میدم تو بازی شرکت میکنن:

 آرژین .بابای فردا. مهرزاد دیوونه.نارسیس(نازنین)  بامشاد

ارسال شده با موضوع خاطرات، دوست‌داشتني | ۶۸ نظر »

یلدا و حافظ

آذر۳۰

لینک فال حافظ

اینم از فال من در شب یلدا …

 

لینک از وبلاگ خواهرانه

 

 

ارسال شده با موضوع خاطرات، دوست‌داشتني | ۱۰ نظر »

تلفن…

آذر۲۹

دوباره تلفن قطع شده بود … به شدت عصبانی با موبایل رنگ زدم به مخابرات … آدرسو تلفن رو پرسید… بعدش گفت مشکل از خونه خودتونه!! … دیگه مغزم داشت میومد تو دهنما!! … برای امتحان تلفن رو بردم دم در زدم به پریز… بوق داشت! …بعدش با تعجب بسیار آوردم زدم به کنار تلفن مرکزی … سوت میزد!… بعد تلفن مرکزی رو امتحان کردم سالم بود … بوق داشت…بعد تلفن بالا…اونم بوق داشت… خب پس این ۱۲ ساعت که تلفن قطع بود جریان چی بود؟؟

ارسال شده با موضوع خاطرات، طنز | ۹ نظر »

آهای اونی که اون بالایی…

آذر۲۷

آهای اونی که اون بالایی ممنون که یاد من هستی… ممنوووووووووووووووون

 

نمیدونم ظرفیت این همه خوبی و لطف رو که یهویی داری بهم میکنی رو دارم یا نه ؟ … فقط میتونم اذت تشکر کنم

ممنوووووووووووون ممنوووووووووووون ممنوووووووووووون

 

ارسال شده با موضوع خاطرات | بدون نظر »
« Older Entries