فروردین۷
ما یه چند روزی رفتیم شمال از دوم رفتیم و شب چهارم برگشتیم چون پدرم کار داشت باید زود برمیگشتیم …خوب بود خوش گذشت …
دیدن دریای شمال اونم فقط به فاصله چند روز از دریای جنوب یه کم -که نه خییییییلیییی- ناراحت کننده بود … چرا این همه تفاوت … چرا ساحل شمال تبدیل به زباله دونی شده؟؟…
اینم آلبوم عکسهای شمال:
***
وقتی برگشتیم یه بار دیگه خونه تکونی کردیم .چون همه خونه بوی خاک میومد!!
راستی امروز عصری اسما جون و خانواده ش میان خونه ما عیددیدنی…
و یه خبر مهم تر : ۱۵ فروردین تولد اسما جونه و من دیروز یه وبلاگ براش درست کردم و همه خاطرات مشترکمون رو از اینجا به اون وبلاگ منتقل کردم تا روز تولدش اون وبلاگ رو بهش هدیه کنم … حالا قالبش رو ببینین. خیلی گشتم که یه قالب قشنگ پیدا کنم به نظرتون این که انتخاب کردم قشنگه؟…( اگه قالب قشنگی جایی سراغ دارین بگین
)
پ ن : اینا رو دیروز عصری نوشتم وقتی خواستم پست کنم دیدم اینترنت قطع شده
… و دیگه وصل نشد … بازم ای دی اس ال تمام شد. 
اسما
با مامانش و باباش و خواهر کوچکترش
اومدن و ما رو خیلی خیلی خوشحال کردن
.
پ ن( در تاریخ : جمعه ۹ فروردین ۱۳۸۷ ) : فقط برای ثبت در تاریخ مینویسم اسما جون
… دیشب ما اومدیم خونه شما عید دیدنی
و بهتون زحمت دادیم …
… اومدیم تو اتاق تو و انیس و با هم آلبوم هاتون رو نگاه کردیم و گفتیم و خندیدیم … و خیلی خوش گذشت
.
اسفند۲۲
دیشب ساعت ۱ نصف شب با اینکه خیلی هم خوابم میومد ولی حاضر نبودم از پای کامپیوتر پاشم . جالب اینکه کاری هم نداشتم … از بیکاری توی گوگل اسم و فامیلم رو سرچ کردم … و تو اولین صفحه اسم و فامیلم رو یکجا دیدم و ازونجا که فامیل عجیبی هم دارم مطمئن بودم خودمم…
روش کلیک کردم و دیدم که برنده های یه قرعه کشیه!! … حالا همینجوری داشتم میرفتم پایین که ببینم یعنی واقعا اسم من تو این صفحه هست؟؟ اصلا قرعه کشی چی هست؟؟
اولین جایزه یه ام پی ۴ بود … که من تو برنده هاش نبودم
.
دومین جایزه یه بلوتوث بود که بازم من توش نبودم
.
سومین جایزه یه یو پی ۱۲۲( چی هست؟؟) که من تو برنده هاش نبودم
.

چهارمین جایزه : کیف زنانه به شدت بی ریخت
بود که من تو برنده هاش بودم…


اینقدر این کیف بی ریخته که ارزش پیگیری نداره …

ازینجا به بعد بیشتر به این فکر میکردم که حالا این قرعه کشی چی بوده؟؟… با یه کم گشتن فهمیدم مال مودم ای دی اس ال بوده و تاریخ قرعه کشی هم آذر ماه ۸۶ بوده … همین که تو یه قرعه کشی اسمم بود کلی کیف داشت…
**من در ۸ سالگی هم یه بار تو قرعه کشی بانک ۲۰۰۰ تومن !!
بردم…
** یه بار هم توی قرعه کشی یه مجله ی کامپیوتر( که پیروز از کتابخونه مدرسه اش گرفته بود ) در سن ۱۰ – ۱۲ سالگی ۴ تا سی دی کشکول ( که اصلا به درد نمیخوردن ) بردم …
کلا استعداد بالایی در درو کردن جایزه های بیخود و به درد نخور دارم …


پ ن :امروز متوجه شدم پیج رنک وبلاگم از ۲ به ۳ ارتقا پیدا کرده … و این فقط به دلیل حضور و همراهی شما دوستان گلم ه 
… ممنونم از همه تون که هستین و خوبین
.
پ ن : قهوه جونی
جای خالیت به شدت احساس میشه
…کجایی آخه؟
اسفند۲۱
شرمنده اخلاق ورزشی همگی
… از صبح که رفتم دانشگاه تا ۸.۵ سر کلاس بودم و الانم از خستگی خوابم نمیبره!! اومدم عکس بذارم
.
ما رفته بودیم به …

عکسا رو به ادامه مطلب منتقل کردم …
مشاهده ادامه مطلب »
اسفند۲۰
من برگشتم … منتظر پست بعدی با یه عالمه عکس باشید
.الان باید برم دانشگاه
.