تولد دوست جونم …
سلام سلام به همگی … این روزا دیگه تقریبا وقت سرخاروندن هم نیست … البته هست ولی اون مواقع اینترنت نیست![]()
من پریروز ، پیش اسما جونم بودم ![]()
… ( اسما جونی خیلی خوش گذشت ![]()
)ازونجایی که ۶ ماهی هست پای اینترنت دایل آپی نبودم خیلی برام سخت بود و اصلا تحمل نداشتم که منتظر باز شدن صفحه ها بشم… ولی ارزشش رو داشت … اسما جونم
یاد گرفت که چه جوری بنویسه ، پست کنه و کامنت بذاره…![]()
اولین کامنتش رو هم تو پست قبلی برای من گذاشت![]()
.راستی چهارشنبه با اسما کامنتهای شما رو که تو وبلاگش گذاشته بودین ، خوندیم و لذت بردیم و کلی به کامنتهای سها
و ایلیا
خندیدیم .ممنون از همگی به خاطر کامنت هاتون![]()
.
امروز یعنی جمعه ۶ اردیبهشت تولد فریبا جونمه
![]()
… چون یکشنبه امتحان داشتیم تصمیم گرفتیم که کلاس جمعه رو نریم و درس بخونیم در نتیجه من جو گیر شدم و کادوش رو چهارشنبه دادم … غافل ازین که ما پنج شنبه هم همو میبینیم
… خلاصه فریبا جون دیروز زحمت کشیده بود و خودش کیک پخته بود و داد به من که بیارم خونه
… کیکش خیلی خیلی هم خوشمزه بود، اونقدر که مامان گفت حتما دستور پختش رو ازش بگیرم
…اینم کیک تولد فریبا جون با چای ![]()

فریبا جونی
هر چند اینجا رو نمیخونی( ولی بعدنا که آدرس اینجا رو بهت میدم که به هر حال)
تولدت مبارک
،
تولدت مبارک
،
تولدت مبارک![]()
به همراه یه عالمه آرزوهای خوب برای تو دوست مهربون و همیشه همراهم![]()
پ ن :۸/۲/۸۷ امروز با استاد دومی ( بیماری های …) کلاس داشتیم … اصلا استاد اولی باهاش صحبت نکرده بود
…از در نمیشه انگار وارد شد … لازم شد از پنجره وارد بشیم … … از طریق معاون آموزش … … خدایا خودت به خیر بگذرون …![]()
پ ن ۲ : فتو بلاگ عکاسی با عکس لاله من به روز شد.![]()
پ ن ۳ : ۹/۲/۸۷ نامه رو دادیم به معاون آموزش فردا میریم خبر بگیریم که چی شد …
پ ن ۴ :۱۰/۲/۸۷ رفتیم پیش معاون آموزش … گفت زمان بازدید رو عوض میکنن …
هوراااااا![]()


