مهر۱
سلام
امروز رفتیم برای انجام عملیات پرداخت شهریه . این دفعه ی هفتم بود . دیگه برامون عادی شده …خلاصه وقتی تموم شد فریبا ( دوستم ) گفت بریم ببینیم آقای مدیر گروه رو پیدا میکنیم؟ … با ناباوری رفتیم تو سالنی که احتمااااال داشت تو اتاقش باشه … انقدر سالن ساکت بود که به فریبا گفتم یعنی میگی هیچکی اینجا نیست، اون هست؟ که دقیقا همون لحظه آقای مدیر گروه از اتاق مدیر گروه زبان!!!!! خارج شد در حالی که داشت با موبایلش صحبت میکرد … خلاصه منتظر موندیم تا تلفنش تموم شه تا اشکالاتمون رو بپرسیم … تموم که شد بهمون گفت که بریم تو همون اتاق مدیر گروه زبان و صحبت کنیم…
(قبلش یادآوری کنم که این آقا در اصل مدیر گروه گرایش زراعت هستن و چون مدیر گروه ما برای ادامه تحصیل از ایران رفتن بر سر ما منت گذاشتن و مدیر گروه ما ( که گرایش گیاهپزشکی هستیم )هم شدن .متاسفانه البته!!)
من : ببخشید این فیزیولوژی گیاهی که ارائه دادین امتحانش دقیقا افتاده فردای امتحان اصول کنترل !
مدیرگروه : فیزیولوژی اصلا برای شما نیست مال زراعتی ها ست
من : پس ما اختیاری چی برداری؟ ( فیزیولوژی یک درس اختیاری ست)
مدیرگروه : اشکال نداره برین بردارین
من : نه مشکل اصلا برداشتنش نیست .مشکل امتحانشه ( و دوباره توضیح میدم که امتحان دو تا درس اختصاصی که برای ترم ۷ ارائه شده بدون فاصله پشت سر هم افتاده )
مدیر گروه : یک روز که اشکال نداره خانوم! ( اوج منطق این آدم همینه )
(حالا مثلا مسئله رو حل شده در نظر میگیریم… مثلا البته! )
من : این اصول ترویج کشاورزی که رو بورد ( با ماژیک ) زدین امتحانش کیه ؟ ( این درس احتمالا بعد از روز انتخاب واحد ارائه شده چون فقط مشخصه اش رو بورد هست اونم با ماژیک!!!)
مدیرگروه : نه نه اون دیگه اصلا برای شما نیست …مال زراعتی ها ست
من : نه تو چارت ما هم هست .( جزو درسهای اختیاری)
مدیرگروه : کو ؟ کو چارتتون ؟
من چارت رو در میارم و درس رو بهش نشون میدم .
مدیر گروه : خب اشکال نداره بردارین!!
من : امتحانش کیه ؟
مدیر گروه : برین از بچه های زراعت بپرسین .
این وضعیت این روز های ماست…
وقتی داشتیم برمیگشتیم دستهامون داشت رو زمین کشیده میشد…