عید
تقریبا از الانا تا یکی دو ماه بعد از عید ، زمان به دو قسمت تقسیم میشه :
- قبل از عید
- بعد از عید
*نوع دیگری هم دارد ، که به جهت تازه نشدن داغ دوستان کنکوری توضیح نمیدهم :).
تقریبا از الانا تا یکی دو ماه بعد از عید ، زمان به دو قسمت تقسیم میشه :
- قبل از عید
- بعد از عید
*نوع دیگری هم دارد ، که به جهت تازه نشدن داغ دوستان کنکوری توضیح نمیدهم :).
نمیدونم رفتار من چهجوری که هر بچهای منو میبینه از حالت عادی خارج میشه و کاملا غیر قابل کنترل …
الان علیرضا(۶ساله) و نازنین (۳ساله) اینجا بودن … اینقدر این دو تا اذیت کردن و هر کاری خواستن کردن و من هیچی نگفتم !!! که دیگه آخرش که داشتن میرفتن علیرضا رفته تو پلهها وایساده و میگه : من نمیام ، میخوام بچه پرستو جون بشم :)))
*همیشه وقتی پدر داره رانندگی میکنه و لازمه یه جایی رو پیدا کنیم و شهر هم غریبه هست ، هر کاری میکنیم تا پدر بایسته تا از یکی سوال کنیم ، گوش نمیده و نظرش اینه که خودمون میتونیم پیدا کنیم .
*چند روز پیش با فریبا دنبال یه اداره میگشتیم . دقت کنید اداره ! نه مثلا یه نونوایی کوچیک :)) . یعنی طفلک فریبا ، ۳-۴ بار گفت وایسا از یکی بپرسیم ، من گفتم نه بابا ، صبر کن خودمون پیدا میکنیم .
- حالا این مسئله چند حالت داره :
یا کاملا ارثی هست و من بی تقصیرم.
یا مربوط به تنبلی آدم میشود.
یا مربوط به غرور کاذب آدم است .
یا اینکه اصلا هر کس پشت فرمون میشینه حال میکنه خودش پیدا کنه . :))
قبلا شهادت ، ارتحال ، تولد یا … که بود ، جودی ابوت و زی زی گولو و … پخش نمیشد حالا اینترنت !
درباره خودت مثبت فکر کن – کی هستی و چه کارهایی میتونی انجام بدی- خودت میتونی عزت نفست رو بالا ببری. از این صفحات پرینت بگیر و خصوصیات استثنایی درباره خودت رو ، روی اونها بنویس. اونها رو در کمد ، دفترچه و یا تخت خواب خودت نگه دار تا بهت یاد آوری کنند که تو منحصر به فرد هستی …
من دوست دارم …

من درانجام این کارها خوب هستم …

به خودم افتخار میکنم ، چون …

میخواهم یاد بگیرم که چطور …

نقل به مضمون از اینجا