تلفن قلکی مدرسه
اون موقع ها که راهنمایی بودم ، تو مدرسه خیلی احتیاج به تلفن خودش رو نشون میداد . نه فقط برای من ها ، کلا همه بچه ها ؛ یه بساطی شده بود که هی بچه ها داشتن از این و اون اجازه میگرفتن که برن از تلفن تو دفتر به یه جایی زنگ بزنن . خب این مسئله زیاد طول نکشید . چون مدیران مدرسه یه فکر جدید کردن و اونم این بود که تلفن رو بیارن بذارن تو سالن ، تقریبا نزدیکهای راه پله .– آقا گفتم پله ! یه بار ازون پله ها افتادم ، یعنی نیوفتادما ؛ لیز خوردم ،همه راه رو ، روی دو زانو و بدون به هم خوردن تعادل اومدم پایین :)) تازه آخرشم سریع پاشدم فرار کردم چون در حین لیز خوردن از پله ها از معلم دینی مون سبقت گرفته بودم ، به هر صورت تو اون سن به نظرم خیلی ضایع بود اینطوری از معلم دینیم سبقت گرفتن !
) – خلاصه این تلفنه رو نمیشد رو زمین بذارن که ! یکی از قراضه ترین صندلی های توی دفتر رو آورده بودن و تلفن رو گذاشته بودن روش. حالا مثلا فکر نکنین چه لطفی کرده بودنا ! این تلفنه یه مقدار عصبی بود ، یعنی باید انگشتت رو ، روی اون عددی که دور دایره بود و میبردی میرسوندی به اون سه گوشه بعد بدون اینکه انگشتت رو برمیداشتی دوباره میاوردی اون عدده رو سرجاش ، وگرنه خودش خیلی خشن برمیگشت سرجاش و شماره نمیگرفت. این در حالی بود که اون زمان تو دفتر ، تلفن بی سیم هم داشتن … چند تا اونم ! بعد تازه یه چیز جالبی هم که داشت همون دکمه هه بود که بعد از برقراری تماس باید میزدی تا سکه ای که اولش انداخته بودی بیوفته و صدات بره ؛ سکه ۲۵ تومنی بود فکر کنم. خب اگه نمیزدی اون طرف هی الو الو میکردن و تو هم این طرف الو الو میکردی و هیچی به هیچی. بعد بعضی وقتا میشد بعضی های گیج بازی در میاوردن و زودتر دکمه هه رو میزدن و اون طرف مثلا اشغال میزد ، اینجا بود که خیلی ها انزجار شون رو نسبت به تلفن قلکی ابراز میکردن
) بعضی وقتام بعضی ها برای خوشمزه بازی وقتی میدیدن اشغال بوده برات دکمه هه رو میزدن و هر هر میخندیدن .
البته همیشه از ما بهترونی بودن که بهشون اجازه میدادن از تلفنهای توی دفتر استفاده کنن.