پنبهها
امروز هم رفتیم پیش پنبهها … همون اول کاری یک دعوای نصفه نیمهی درون گروهی داشتیم که منجر به تقسیم زمین به ۵ قسمت شد که حداقل وقتی دو نفر همش بی خود و بی جهت غیبت میکنن فکر نکنن اون ۳ نفر باقی مونده باید وظیفه اونا رو هم انجام بدن و هر کس هم که سرعت کارش بالاست اینطوری ضربه نمیخوره . بله ! مطمئن شدم که اینجا نمیشه کار گروهی انجام داد.
اینم پنبههای امروز…
پنبههای امروز
قد بلندی پنبهای
پن۱ : تا یادم نرفته بگم که امروز صبح وقتی دوستم زنگ زد با صدای تلفن بیدار شدم و تقریبا خواب مونده بودم و نفهمیدم چجوری خودم رو رسوندم به اتوبوس : )) .
پن۲: فردا آخرین روز کارآموزی خواهد بود .